رفتن به محتوا
نوزاد

۴۷۷۷ اسم

معنی اسم پسر عربی، صفحه‌ی ۱۲

صفحه‌ی ۱۲ از ۸۰؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

اید مراد

(احتمالی) ترکیبی از «اید» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته

پسرانه عربی

ایرجعلی

(احتمالی) از «ایرج» (پسر فریدون در شاهنامه) و «علی». معنی «ایرج»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، عربی

ایشان محمد

(احتمالی) ترکیبی از «ایشان» و «محمد» (ستوده). معنی «ایشان»: الف - فاعلی: ایشان گفتند

پسرانه عربی

ایل ایمان

(احتمالی) از «ایل» و «ایمان»

پسرانه ترکی، عربی

ایل محمد

(احتمالی) از «ایل» و «محمد»

پسرانه ترکی، عربی

ایل مراد

(احتمالی) از «ایل» و «مراد»

پسرانه ترکی، عربی

ایل نور

ترکیبی از «ایل» و «نور». معنی «نور»: عربی؛ روشنایی؛ نام سوره بیست‌وچهارم قرآن

پسرانه ترکی، عربی

ایمان

اعتقاد به وجود خداوند و حقیقت رسولان و دین، در مقابل کفر

پسرانه عربی

ایمان الدین

(احتمالی) ترکیبی از «ایمان» (باور و ایمان) و «الدین» (دین). معنی «ایمان»: عربی

پسرانه عربی

ایمان اله

(احتمالی) ترکیبی از «ایمان» (باور و ایمان) و «اله» (خدا). معنی «ایمان»: عربی

پسرانه عربی

ایمان تاج

(احتمالی) ترکیبی از «ایمان» (باور و ایمان) و «تاج» (تاج). معنی «ایمان»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

ایمانعلی

از «ایمان» و «علی». معنی «ایمان»: عربی

پسرانه عربی

ایمانفر

(احتمالی) از «ایمان» و «فر» (شکوه). معنی «ایمان»: عربی؛ باور و ایمان؛ گرویدن به خدا

پسرانه عربی

ایمانقلی

(احتمالی) ترکیبی از «ایمان» (باور و ایمان) و «قلی» (بنده

پسرانه عربی، ترکی

ایمانوردی

(احتمالی) ترکیبی از «ایمان» (باور و ایمان) و «وردی» (گل سرخ). معنی «ایمان»: عربی

پسرانه عربی

ایمانه

(احتمالی) باایمان

پسرانه عربی، فارسی

ایمن

آسوده خاطر، در امان، محفوظ؛ (2- در قدیم) با آسودگی خاطر

پسرانه عربی

ایمنعلی

(احتمالی) از «ایمن» (در امان) و «علی». معنی «ایمن»: (عربی) 1- آسوده خاطر

پسرانه عربی

ایوب

کسی که در روز سفر می‌کند، آن که باز می‌آید، اسم فاعل از

پسرانه عبری، عربی

ایوب ریبوار

(احتمالی) ترکیبی از «ایوب» و «ریبوار» (رهرو). معنی «ایوب»: عربی و عبری

پسرانه عربی، عبری، کردی

ایوب محمد

(احتمالی) ترکیبی از «ایوب» و «محمد» (ستوده). معنی «ایوب»: عربی و عبری

پسرانه عربی، عبری

ایوبعلی

(احتمالی) از «ایوب» (نام پیامبر شکیبا) و «علی». معنی «ایوب»: عربی و عبری

پسرانه عربی، عبری

بابا احمد

(احتمالی) ترکیبی از «بابا» (پدر) و «احمد» (ستوده). معنی «بابا»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

بابا حسن

(احتمالی) ترکیبی از «بابا» (پدر) و «حسن» (نیکو). معنی «بابا»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

بابا غلام

(احتمالی) ترکیبی از «بابا» (پدر) و «غلام» (بنده). معنی «بابا»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

باباعلی

(احتمالی) ترکیبی از «بابا» (پدر) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «بابا»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

بابامحمد

(احتمالی) ترکیبی از «بابا» (پدر) و «محمد» (ستوده). معنی «بابا»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

بابامراد

(احتمالی) ترکیبی از «بابا» (پدر) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «بابا»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

بابانظر

(احتمالی) ترکیبی از «بابا» (پدر) و «نظر» (نگاه). معنی «بابا»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

بابی حیدر

(احتمالی) از «بابی» (پدر) و «حیدر». معنی «حیدر»: عربی؛ شیر؛ لقب امام علی

پسرانه عربی

بابی محمد

(احتمالی) از «بابی» (پدر) و «محمد». معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

باد محمد

(احتمالی) از «باد» و «محمد». معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

بارز علی

(احتمالی) ترکیبی از «بارز» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «بارز»: آشکار

پسرانه عربی

باری

آنگلوساکسون؛ نیزه

پسرانه عربی

بازعلی

از «باز» (پرنده شکاری) و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

بازمحمد

(احتمالی) از «باز» (پرنده شکاری) و «محمد». معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

باسط

اسم فاعل از ریشه‌ی «ب‌س‌ط» به معنای گستراننده و گشاینده. «الباسط» از نام‌های نیکوی خداوند است، یعنی گشاینده‌ی روزی، و «عبدالباسط» از همین نام ساخته شده است

پسرانه عربی

باسل

دلیر، استوار، از ریشی بیسل (تندخو)

پسرانه عربی

باسم

لبخندزننده، از ریشه‌ی بسم (لبخندزدن)

پسرانه عربی

باقر

شکافنده (دانش)؛ لقب امام پنجم شیعیان، محمد باقر

پسرانه عربی

باقر بیگ

ترکیبی از «باقر» و «بیگ». معنی «باقر»: عربی

پسرانه عربی

باقی

جاوید، اسم فاعل از ریشه‌ی عربی بقی (بقا یافتن) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

باقی محمد

(احتمالی) ترکیبی از «باقی» و «محمد» (ستوده). معنی «باقی»: عربی

پسرانه عربی

بالامحمد

(احتمالی) محمد کوچک

پسرانه ترکی، عربی

بالیمریم

(احتمالی) مریم کوچک

پسرانه ترکی، عربی

بانی

بنیان‌گذار، سازنده

پسرانه عربی

باهر

روشن و درخشان، اسم فاعل از ریشه‌ی بهر (روشنایی)

پسرانه عربی

بایرام سلطان

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

پسرانه ترکی، عربی

بایرام محمد

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

پسرانه ترکی، عربی

بایرام مراد

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

پسرانه ترکی، عربی

بایزید

صورتی از «ابویزید»

پسرانه عربی

ببر علی

(احتمالی) از «ببر» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

بثینه

«بُثَینة» مصغّر «بَثنة» به معنی زمین هموار و نرم است. شهرتش از بثینه

پسرانه عربی

بحری

(احتمالی) منسوب به دریا، دریایی

پسرانه عربی

بحریه

(احتمالی) منسوب به دریا، دریایی

پسرانه عربی

بخش مراد

(احتمالی) از «بخش» و «مراد». معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته

پسرانه عربی

بخیت

(احتمالی) خوشبخت

پسرانه عربی

بداقعلی

(احتمالی) از «بداق» (شاخه) و «علی»

پسرانه ترکی، عربی

بدر

ماهی که به‌صورت دایره کامل دیده‌میشود؛ ماه شب چهارده، ماه کامل

پسرانه عربی

اسم دختر عربی (۱۹۹۵ اسم)