رفتن به محتوا
نوزاد

۴۷۷۷ اسم

معنی اسم پسر عربی، صفحه‌ی ۳۴

صفحه‌ی ۳۴ از ۸۰؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

شرینعلی

(احتمالی) ترکیبی از «شرین» (شیرین) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «شرین»: صورتی از «شیرین». معنی «علی»: عربی؛ بلندمرتبه و والا. نام امام نخست شیعیان و چهارمین خلیفه، علی بن ابی‌طالب، داماد پیامبر و نماد دانش، دلیری و دادگری؛ «العلی» از نام‌های خداست

پسرانه عربی

شعبان

هشتمین ماه قمری

پسرانه عربی

شعبانعلی

از «شعبان» و «علی». معنی «شعبان»: عربی

پسرانه عربی

شعبانی

منسوب به شعبان؛ نامی برای زادگان ماه شعبان

پسرانه عربی

شعیب

پیامبری که بر اساس قرآن پس از هود و صالح در شهر َمدَین می زیسته و احتماًلا پدر زن حضرت موسی (ع) بوده است

پسرانه عبری، عربی

شعیب الدین

(احتمالی) ترکیبی از «شعیب» (نام یکی از پیامبران

پسرانه عربی

شفابخش

شفادهنده، درمان‌بخش

پسرانه فارسی، عربی

شفیع

آن که تقاضای عفو و بخشش گناه کسی را از دیگری می‌کند، شفاعت کننده، شفاعتگر

پسرانه عربی

شفیع الله

(احتمالی) ترکیبی از «شفیع» و «الله» (خدا). معنی «شفیع»: عربی

پسرانه عربی

شفیعمحمد

از نام‌های مرکب (، شفیع و محّمد

پسرانه عربی

شفیفه

(احتمالی) نازک و شفاف

پسرانه عربی

شفیق

مهربان، دلسوز

پسرانه عربی

شفیق الله

(احتمالی) ترکیبی از «شفیق» و «الله» (خدا). معنی «شفیق»: عربی

پسرانه عربی

شقیق

از ریشه‌ی «ش‌ق‌ق» به معنی شکافتن

پسرانه عربی

شکارعلی

(احتمالی) از «شکار» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

شکرخدا

سپاس خدا

پسرانه فارسی، عربی

شکرعلی

از «شکر» (سپاس) و «علی». معنی «شکر»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

شکور

سپاسگذار، اسم فاعل از ریشه‌ی شُکر

پسرانه عربی

شکیب

تحمل، بردباری، صبر، شکیبیدن

پسرانه عربی

شکیل

در فارسی: خوش - ریخت

پسرانه عربی

شکیل احمد

(احتمالی) ترکیبی از «شکیل» و «احمد» (ستوده). معنی «شکیل»: فارسی و عربی

پسرانه عربی

شماخ

بلند مرتبه، از ریشه‌ی شمخ (شرافت)

پسرانه عربی

شمس

خورشید؛ نام شمس تبریزی، مراد مولوی؛ نام سوره نود و یکم قرآن

پسرانه عربی

شمس الجهان

(احتمالی) خورشید جهان

پسرانه عربی، فارسی

شمس الحق

(احتمالی) خورشید حق

پسرانه عربی

شمس الرحمان

(احتمالی) ترکیبی از «شمس» و «الرحمان» (بخشنده

پسرانه عربی

شمسالضحی

(احتمالی) «خورشید چاشتگاه»

پسرانه عربی

شمسالمعالی

«خورشید بزرگی‌ها»؛ لقب قابوس بن وشمگیر، امیر زیاری و نویسنده‌ی دانشمند

پسرانه عربی

شمسعلی

از «شمس» (خورشید) و «علی». معنی «شمس»: عربی

پسرانه عربی

شوذب

نام شوذب

پسرانه عربی

شورعلی

از «شور» و «علی». معنی «شور»: ورزیدن

پسرانه عربی

شوزبعلی

(احتمالی) از «شوذب» و «علی». معنی «شوذب»: عربی

پسرانه عربی

شوق علی

ترکیبی از «شوق» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

شوقی

(احتمالی) منسوب به شوق

پسرانه عربی، فارسی

شوکت علی

(احتمالی) ترکیبی از «شوکت» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «شوکت»: عربی

پسرانه عربی

شه کرم

(احتمالی) بخشش شاه

پسرانه فارسی، عربی

شهاب

سنگ آسمانی، سفت از ریشه‌ی شهب [شهاب الدین سهروردی:عارف و فیلسوف ایرانی]

پسرانه عربی

شهاب الله

(احتمالی) ترکیبی از «شهاب» و «الله» (خدا). معنی «شهاب»: عربی

پسرانه عربی

شهاب علی

(احتمالی) ترکیبی از «شهاب» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «شهاب»: عربی

پسرانه عربی

شهابالدین

شهاب دین؛ نام سهروردی (شهاب‌الدین)

پسرانه عربی

شهامت

بی باکی، دلیری، حالت ترس نداشتن از چیزی یا کسی در انجام کاری یا گفتن مطلبی

پسرانه عربی

شهباز علی

(احتمالی) ترکیبی از «شهباز» (باز بزرگ و شاهی) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «شهباز»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

شهبانعلی

(احتمالی) ترکیبی از «شهبان» (شاه) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «شهبان»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

شهدی

(احتمالی) منسوب به شهد، شیرین چون عسل

پسرانه عربی

شهرام حسن

(احتمالی) ترکیبی از «شهرام» و «حسن» (نیکو). معنی «شهرام»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

شهربانعلی

(احتمالی) ترکیبی از «شهربان» (نگهبان شهر) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «شهربان»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

شهروزعلی

(احتمالی) از «شهروز» و «علی». معنی «شهروز»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

شهیر

معروف، نامدار، نامور

پسرانه عربی

شی محمد

(احتمالی) ترکیبی از «شی» و «محمد» (ستوده). معنی «شی»: مخفف شوی (شوهر) در زبان لری. معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی

شیبان

سپید موی، از ریشه‌ی شیب (سالخوردگی) [از خوارج، نیای قبیله شیبانیه]

پسرانه عربی

شیبت

«شیبة» به معنای سپیدی موی و پیری

پسرانه عربی

شیخ احمد

(احتمالی) ترکیبی از «شیخ» (بزرگ و پیر) و «احمد» (ستوده). معنی «شیخ»: در اسلام عالِم علمای دینی. عالِم شیعه، رئیس طایف. مرد پیر، مرشد. مفردِ شیوخ. معنی «احمد»: عربی؛ ستوده‌ترین؛ از نام‌های پیامبر اسلام که در قرآن (سوره صف) آمده است

پسرانه عربی

شیخ حسن

(احتمالی) ترکیبی از «شیخ» (بزرگ و پیر) و «حسن» (نیکو). معنی «شیخ»: در اسلام عالِم علمای دینی. عالِم شیعه، رئیس طایف. مرد پیر، مرشد. مفردِ شیوخ. معنی «حسن»: عربی؛ نیکو و زیبا. نام امام دوم شیعیان، حسن بن علی، نخستین فرزند امام علی و حضرت فاطمه که به «کریم اهل بیت» نامدار است

پسرانه عربی

اسم دختر عربی (۱۹۹۵ اسم)