رفتن به محتوا
نوزاد

۴۷۷۷ اسم

معنی اسم پسر عربی، صفحه‌ی ۳۵

صفحه‌ی ۳۵ از ۸۰؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

شیخ محمد

(احتمالی) ترکیبی از «شیخ» (بزرگ و پیر) و «محمد» (ستوده). معنی «شیخ»: در اسلام عالِم علمای دینی. عالِم شیعه، رئیس طایف. مرد پیر، مرشد. مفردِ شیوخ. معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

شیخ نبی

(احتمالی) ترکیبی از «شیخ» (بزرگ و پیر) و «نبی». معنی «شیخ»: در اسلام عالِم علمای دینی. عالِم شیعه

پسرانه عربی

شیخعلی

از «شیخ» و «علی». معنی «شیخ»: در اسلام عالِم علمای دینی. عالِم شیعه

پسرانه عربی

شیخمراد

(احتمالی) از «شیخ» و «مراد». معنی «شیخ»: در اسلام عالِم علمای دینی. عالِم شیعه

پسرانه عربی

شیر حسن

(احتمالی) ترکیبی از «شیر» (شیر) و «حسن» (نیکو). معنی «شیر»: جانور گوشتخوار از تیره‌ی گربه‌سانان

پسرانه عربی

شیر واله

(احتمالی) ترکیبی از «شیر» (شیر) و «واله». معنی «شیر»: جانور گوشتخوار از تیره‌ی گربه‌سانان

پسرانه عربی

شیراحمد

از «شیر» و «احمد». معنی «شیر»: جانور گوشتخوار از تیره‌ی گربه‌سانان

پسرانه عربی

شیرالله

ترکیبی از «شیر» و «الله»

پسرانه فارسی، عربی

شیرامین

(احتمالی) از «شیر» و «امین». معنی «شیر»: جانور گوشتخوار از تیره‌ی گربه‌سانان

پسرانه عربی

شیرحسین

(احتمالی) ترکیبی از «شیر» (شیر) و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «شیر»: جانور گوشتخوار از تیره‌ی گربه‌سانان، هژبر. معنی «حسین»: عربی؛ مصغّر «حسن»، یعنی نیکوی کوچک. نام امام سوم شیعیان، حسین بن علی، که در کربلا با یارانش به شهادت رسید و نماد ایستادگی و آزادگی است

پسرانه عربی

شیرعلی

از «شیر» و «علی». معنی «شیر»: جانور گوشتخوار از تیره‌ی گربه‌سانان

پسرانه عربی

شیرمحمد

از «شیر» و «محمد». معنی «شیر»: جانور گوشتخوار از تیره‌ی گربه‌سانان

پسرانه عربی

شیرمراد

(احتمالی) ترکیبی از «شیر» (شیر) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «شیر»: جانور گوشتخوار از تیره‌ی گربه‌سانان، هژبر. معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته

پسرانه عربی

شیرولی

(احتمالی) از «شیر» و «ولی». معنی «شیر»: جانور گوشتخوار از تیره‌ی گربه‌سانان

پسرانه عربی

شیرینعلی

(احتمالی) از «شیرین» و «علی». معنی «شیرین»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

ص فیاالله

(احتمالی) شکل دیگری از «صفی‌الله»

پسرانه عربی

صائب

درست، راست، از ریشه‌ی اصابت (برخورد کردن به نشانه) [صائب تبریزی:شاعر ایرانی سبک هندی]

پسرانه عربی

صائن

نگهدارنده

پسرانه عربی

صائن الدین

از «صائن» به معنی نگه‌دارنده و «الدین»

پسرانه عربی

صابر

صبور، شکیبا، اسم فاعل از ریشه‌ی صبر

پسرانه عربی

صابر رضا

(احتمالی) ترکیبی از «صابر» و «رضا» (خشنودی). معنی «صابر»: عربی

پسرانه عربی

صابرعلی

(احتمالی) از «صابر» (شکیبا) و «علی». معنی «صابر»: عربی

پسرانه عربی

صاحب

دارنده، اسم فاعل از ریشه‌ی تصاحب [صاحب‌الزنج:رهبر قیام بردگان سیاهپوست]

پسرانه عربی

صاحب گل

(احتمالی) ترکیبی از «صاحب» و «گل» (گل). معنی «صاحب»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

صادق

راستگو، از ریشه‌ی صدق

پسرانه عربی

صادق رضا

(احتمالی) ترکیبی از «صادق» (راستگو) و «رضا» (خشنودی). معنی «صادق»: عربی

پسرانه عربی

صادق مراد

(احتمالی) ترکیبی از «صادق» (راستگو) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «صادق»: عربی

پسرانه عربی

صادقعلی

از «صادق» و «علی». معنی «صادق»: عربی

پسرانه عربی

صادقی

(احتمالی) منسوب به صادق؛ راستگو

پسرانه عربی

صارم

قوی، صفت شمشیر، اسم فاعل از ریشه‌ی صرم (قدرت)

پسرانه عربی

صارمی

(احتمالی) برنده، دلیر

پسرانه عربی

صاعد

مرتفع، مترقی، اسم فاعل از ریشه‌ی صعد (صعود) [مورخی اندلسی]

پسرانه عربی

صاعده

(احتمالی) بالارونده (زن)

پسرانه عربی

صالح

صلحجو، اسم فاعل از ریشه‌ی صلح [پیامبر قوم ثمود]

پسرانه عربی

صالح الدین

(احتمالی) ترکیبی از «صالح» و «الدین» (دین). معنی «صالح»: عربی؛ نیکوکار؛ نام پیامبر قوم ثمود

پسرانه عربی

صالح بردی

(احتمالی) ترکیبی از «صالح» و «بردی» (داد

پسرانه عربی، ترکی

صالح علی

(احتمالی) ترکیبی از «صالح» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «صالح»: عربی

پسرانه عربی

صالح محمد

(احتمالی) ترکیبی از «صالح» و «محمد» (ستوده). معنی «صالح»: عربی

پسرانه عربی

صالح وردی

(احتمالی) ترکیبی از «صالح» و «وردی» (داد

پسرانه عربی

صالح یوسف

(احتمالی) ترکیبی از «صالح» و «یوسف» (نام پیامبر

پسرانه عربی، عبری

صامت

خاموش، بی صدا، ساکت؛ (2- در حالت قیدی) در حال سکوت؛ (3- در قدیم) (به مجاز) طلا و نقره

پسرانه عربی

صانع

سازنده؛ از نام‌های خدا

پسرانه عربی

صباح الدین

(احتمالی) ترکیبی از «صباح» و «الدین» (دین). معنی «صباح»: عربی؛ بامداد

پسرانه عربی

صباحعلی

(احتمالی) از «صباح» (بامداد) و «علی». معنی «صباح»: عربی

پسرانه عربی

صبحانعلی

از «سبحان» و «علی». معنی «سبحان»: عربی

پسرانه عربی

صبحعلی

(احتمالی) از «صبح» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

صبرالدین

(احتمالی) شکیبایی دین

پسرانه عربی

صبرالله

(احتمالی) شکیبایی از خدا

پسرانه عربی

صبرعلی

(احتمالی) از «صبر» و «علی». معنی «صبر»: گیاهیست با برگ‌های دراز و ضخیم و تیغ دار با گل‌های زرد رنگ. در جاهای گرم می‌روید و طعم تلخ دارد. معنی «علی»: عربی؛ بلندمرتبه و والا. نام امام نخست شیعیان و چهارمین خلیفه، علی بن ابی‌طالب، داماد پیامبر و نماد دانش، دلیری و دادگری؛ «العلی» از نام‌های خداست

پسرانه عربی

صبیح

زیبا و شاد؛ 2- خندان و خوشحال

پسرانه عربی

صحبتالله

(احتمالی) همنشینی خدا

پسرانه عربی

صحبتعلی

(احتمالی) از «صحبت» و «علی». معنی «صحبت»: صحبة. معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

صحت مراد

(احتمالی) ترکیبی از «صحت» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «صحت»: صحة. معنی «مراد»: عربی

پسرانه عربی

صحرابگ

(احتمالی) از «صحرا» و «بگ». معنی «صحرا»: عربی؛ دشت

پسرانه عربی

صحنه علی

(احتمالی) از «صحنه» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

صدام

بسیار صدمه زننده، از ریشه‌ی صدمه [صدام حسین:رئیس جمهور منفور عراق]

پسرانه عربی

صدرا

برترین؛ لقب ملاصدرا، فیلسوف بزرگ ایرانی

پسرانه عربی، فارسی

اسم دختر عربی (۱۹۹۵ اسم)