بهرام سلطان
(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «سلطان» (پادشاه). معنی «بهرام»: فارسی کهن
پسرانه فارسی، عربی
۴۷۷۷ اسم
صفحهی ۱۴ از ۸۰؛ اسمها به ترتیب الفبا آمدهاند.
(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «سلطان» (پادشاه). معنی «بهرام»: فارسی کهن
پسرانه فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «نظری» (منسوب به نظر). معنی «بهرام»: فارسی کهن
پسرانه فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «بهمن» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «بهمن»: فارسی کهن
پسرانه فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «بیان» و «اله» (خدا). معنی «بیان»: عربی؛ آشکار کردن، سخن روشن
پسرانه عربی
(احتمالی) ترکیبی از «بیت» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «بیت»: پیشوند بسیاری از اصطلاحات تمدنی نظیر بیت ایشتار، بیت همبان، بیت تازاکی. معنی «علی»: عربی؛ بلندمرتبه و والا. نام امام نخست شیعیان و چهارمین خلیفه، علی بن ابیطالب، داماد پیامبر و نماد دانش، دلیری و دادگری؛ «العلی» از نامهای خداست
پسرانه عربی
(احتمالی) ترکیبی از «بیک» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «بیک»: بیگ. معنی «علی»: عربی
پسرانه عربی
(احتمالی) ترکیبی از «بیک» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «بیک»: بیگ. معنی «مراد»: عربی
پسرانه عربی
(احتمالی) ترکیبی از «بیک» و «نظر» (نگاه). معنی «بیک»: بیگ. معنی «نظر»: عربی؛ نگاه
پسرانه عربی
(احتمالی) ترکیبی از «پاپی» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته
پسرانه عربی
(احتمالی) ترکیبی از «تاج» (تاج) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «تاج»: فارسی
پسرانه فارسی، عربی
(احتمالی) از «تاری» (خدا) و «محمد». معنی «تاری»: تنگری. معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام
پسرانه عربی
لقب پادشاهان حمیری یمن پیش از اسلام. در قرآن از «قوم تُبَّع» یاد شده است (سورهی دخان
پسرانه عربی