رفتن به محتوا
نوزاد

۴۷۷۷ اسم

معنی اسم پسر عربی، صفحه‌ی ۱۵

صفحه‌ی ۱۵ از ۸۰؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

ترابعلی

(احتمالی) از «تراب» (خاک) و «علی»

پسرانه عربی

ترابی

(احتمالی) خاکی، فروتن

پسرانه عربی

تعارفعلی

(احتمالی) از «تعارف» و «علی». معنی «تعارف»: خواستن از کسی

پسرانه عربی

تقان محمد

(احتمالی) ترکیبی از «تقان» و «محمد» (ستوده). معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

تقان مراد

(احتمالی) ترکیبی از «تقان» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته

پسرانه عربی

تقان وردی

(احتمالی) ترکیبی از «تقان» و «وردی» (داد، در ترکی). معنی «وردی»: عربی؛ گل سرخ

پسرانه عربی

تقدیرعلی

(احتمالی) از «تقدیر» (سرنوشت) و «علی». معنی «تقدیر»: عربی

پسرانه عربی

تقوی

پرهیزکاری، اطاعت از خدا

پسرانه عربی

تقی

پرهیزگار، از ریشه‌ی تقی (پرهیز کردن)

پسرانه عربی

تقی الله

(احتمالی) ترکیبی از «تقی» (پرهیزگار) و «الله» (خدا). معنی «تقی»: عربی

پسرانه عربی

تقی لله

(احتمالی) ترکیبی از «تقی» (پرهیزگار) و «لله». معنی «تقی»: عربی

پسرانه عربی

توحید

یگانه دانستن خدا

پسرانه عربی

توحید اسماعیل

(احتمالی) ترکیبی از «توحید» و «اسماعیل» (نام پیامبر

پسرانه عربی، عبری

توحیدا

(احتمالی) از «توحید»؛ یکتاپرستی. معنی «توحید»: عربی؛ یگانه دانستن خدا

پسرانه عربی

توحیدرضا

از «توحید» و «رضا». معنی «توحید»: عربی

پسرانه عربی

توحیدقلی

(احتمالی) از «توحید» و «قلی» (بنده). معنی «توحید»: عربی

پسرانه عربی، ترکی

توحیده

(احتمالی) از «توحید»؛ یکتاپرستی. معنی «توحید»: عربی؛ یگانه دانستن خدا

پسرانه عربی

توحیدی

(احتمالی) منسوب به توحید، یکتاپرست

پسرانه عربی

تور علی

(احتمالی) ترکیبی از «تور» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «تور»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

تورج رضا

(احتمالی) ترکیبی از «تورج» (نام پسر فریدون در شاهنامه) و «رضا» (خشنودی). معنی «تورج»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

توفیق

پیروزی، کامیابی، از ریشه‌ی وفق (همراهی[بخت])

پسرانه عربی

توکل

اعتماد به خدا

پسرانه عربی

توی محمد

(احتمالی) ترکیبی از «توی» و «محمد» (ستوده). معنی «توی»: بخشی از یک شئ دو یا چند لایه که در داخل قرار میگیرد. تویه. معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

تیغ علی

(احتمالی) از «تیغ» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

تیمور علی

(احتمالی) ترکیبی از «تیمور» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «تیمور»: ترکی

پسرانه ترکی، عربی

ثابت

پایدار، اسم فاعل از ریشه‌ی ثبت

پسرانه عربی

ثارالله

کین خواه خداوند، کسی که از دشمنان خدا انتقام گیرد

پسرانه عربی

ثاراله

«خون خدا»؛ لقب امام حسین

پسرانه عربی

ثاقب

روشن، درخشان

پسرانه عربی

ثامر

مثمر، میوه دهنده، میوه دار

پسرانه عربی

ثامن

هشتم

پسرانه عربی

ثمد

(احتمالی) آب اندک؛ نام دیار قوم ثمود

پسرانه عربی

ثنا اله

(احتمالی) ترکیبی از «ثنا» و «اله» (خدا). معنی «ثنا»: عربی

پسرانه عربی

ثناءالله

(احتمالی) ترکیبی از «ثناء» (ستایش) و «الله» (خدا). معنی «ثناء»: عربی

پسرانه عربی

ثوبان

ثوبان از یاران و خدمتگزاران پیامبر اسلام

پسرانه عربی

ثویبه

ثویبه کنیز ابولهب بود که پیش از حلیمه سعدیه چند روزی پیامبر اسلام را شیر داد. نام به صورت کوچک‌شده از ریشه‌ی «ثوب» ساخته شده است

پسرانه عربی

جابر

جبران‌کننده، شکسته‌بند؛ نام جابر بن عبدالله انصاری و جابر بن حیان

پسرانه عربی

جابرعلی

از «جابر» (جبران‌کننده) و «علی». معنی «جابر»: عربی

پسرانه عربی

جاثیه

(احتمالی) زانوزده؛ نام سوره چهل‌وپنجم قرآن

پسرانه عربی

جاد

نیکو، بخشاینده

پسرانه عربی

جادی

زعفران

پسرانه عربی

جارالله

«همسایه‌ی خدا»؛ لقب زمخشری، مفسر و ادیب بزرگ ایرانی

پسرانه عربی

جاسم

تنومند، اسم فاعل از ریشه‌ی جسم

پسرانه عربی

جاسم محمد

(احتمالی) ترکیبی از «جاسم» (تنومند

پسرانه عربی

جافر علی

(احتمالی) ترکیبی از «جافر» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

جافربگ

(احتمالی) از «جعفر» و «بگ» (بزرگ). معنی «جعفر»: عربی

پسرانه عربی

جان ملک

(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «ملک» (پادشاه). معنی «جان»: عبری

پسرانه عبری، عربی

جانعلی

از «جان» و «علی». معنی «جان»: عبری

پسرانه عبری، عربی

جانمحمد

از «جان» و «محمد». معنی «جان»: عبری

پسرانه عبری، عربی

جانمراد

(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «جان»: عبری

پسرانه عبری، عربی

جاوید علی

(احتمالی) ترکیبی از «جاوید» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «جاوید»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

جاویدحسین

(احتمالی) از «جاوید» (همیشگی) و «حسین». معنی «جاوید»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

جاهد

جهد کننده، کوشا، ساعی

پسرانه عربی

جبار

غلبه کننده، چیره، اسم فاعل از ریشه‌ی جبر (چیرگی) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

جبار قلی

(احتمالی) ترکیبی از «جبار» و «قلی» (بنده

پسرانه عربی، ترکی

جبار قلیچ

(احتمالی) ترکیبی از «جبار» و «قلیچ» (شمشیر

پسرانه عربی، ترکی

جباربردی

(احتمالی) از «جبار» و «بردی» (داد

پسرانه عربی، ترکی

جبارعلی

(احتمالی) از «جبار» (توانا

پسرانه عربی

جرجیس

صورت عربی «گئورگ» (جرج)؛ جرجیس پیامبر یا قدیس که در روایت‌ها از او یاد شده است

پسرانه عربی

اسم دختر عربی (۱۹۹۵ اسم)