رفتن به محتوا
نوزاد

۵۸۰۲ اسم

معنی اسم دختر، صفحه‌ی ۶۴

صفحه‌ی ۶۴ از ۹۷؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

علیه

مؤنث علی ؛ بلند مرتبه، ارجمند، از اهل رفعت و شرف

دخترانه عربی

عمران بانو

(احتمالی) ترکیبی از «عمران» و «بانو» (بانو). معنی «عمران»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

عمری

(احتمالی) منسوب به عمر

دخترانه عربی

عمه خانم

(احتمالی) ترکیبی از «عمه» و «خانم» (بانو). معنی «عمه»: واژه عمه در سنسکریت: امبه ambA

دخترانه ترکی

عمه نساء

(احتمالی) ترکیبی از «عمه» و «نساء» (زنان). معنی «عمه»: واژه عمه در سنسکریت: امبه ambA

دخترانه عربی

عنبر

ماده‌ای خوش بو که از شکم نوعی ماهی به همین نام به دست می‌آید

دخترانه عربی

عنبر بانو

(احتمالی) ترکیبی از «عنبر» و «بانو» (بانو). معنی «عنبر»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

عنبربو

عنبربو

دخترانه فارسی، عربی

عنبرپری

(احتمالی) از «عنبر» (ماده‌ای خوشبو) و «پری». معنی «عنبر»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

عنبرطلا

(احتمالی) از «عنبر» و «طلا». معنی «عنبر»: عربی؛ عنبر، ماده‌ی خوشبوی گرانبها. معنی «طلا»: عربی؛ زر

دخترانه عربی

عنقا

نام پرنده‌ای که ظاهراً بلند آشیان بوده و شکار یا دسترسی به آن امکان نداشته است. تلویحاً سیمرغ

دخترانه عربی

عهدیه السادات

ترکیبی از «عهدیه» و «سادات». معنی «عهدیه»: عربی

دخترانه عربی

عهدیه سادات

(احتمالی) ترکیبی از «عهدیه» (پیمان) و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

عینا

(احتمالی) چشم درشت (زن)

دخترانه عربی

غالیه

مؤنث غالی، گران

دخترانه عربی

غزال

بره‌ی آهویی که آنقدر بزرگ شده که از مادر بی نیاز است

دخترانه عربی

غزاله السادات

ترکیبی از «غزاله» و «السادات». معنی «غزاله»: عربی؛ آهو

دخترانه عربی

غزل

غزل، شعر عاشقانه

دخترانه عربی

غزل سادات

(احتمالی) ترکیبی از «غزل» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

غزلک

(احتمالی) غزل کوچک

دخترانه فارسی

غنجی

(احتمالی) از «غنچه». معنی «غنچه»: فارسی؛ گل نشکفته؛ کنایه از دختر جوان و نوشکفته

دخترانه فارسی

غنچه

گل نشکفته؛ کنایه از دختر جوان و نوشکفته

دخترانه فارسی

غنچه گل

(احتمالی) ترکیبی از «غنچه» و «گل» (گل). معنی «غنچه»: فارسی

دخترانه فارسی

غیبت اللهه

(احتمالی) ترکیبی از «غیبت» و «اللهه» (ایزدبانو). معنی «غیبت»: غیبة. معنی «اللهه»: عربی؛ ایزدبانو

دخترانه عربی

فائزه

زن رستگار؛ +فائز

دخترانه عربی

فائزه سادات

(احتمالی) ترکیبی از «فائزه» (پیروز

دخترانه عربی

فائضه

مؤنث «فائض»؛ بخشنده و پرفیض

دخترانه عربی

فاتیما

صورت اروپایی و ترکی «فاطمه»

دخترانه عربی

فاختک

فاخته کوچک

دخترانه فارسی

فاخته

فاخته، پرنده‌ای مانند کبوتر

دخترانه عربی

فاخره

(احتمالی) ارجمند، گرانمایه (زن)

دخترانه عربی

فارا

(احتمالی) زیبا

دخترانه فارسی

فارهه

مؤنث «فاره» به معنی چابک

دخترانه عربی

فاریا

(احتمالی) از «فارا» یا «آریا». معنی «فارا»: فارسی

دخترانه فارسی

فاضله

مؤنث «فاضل»؛ دانشمند

دخترانه عربی

فاطره

آفریننده

دخترانه عربی

فاطمه

زنی که بچه‌اش را از شیر گرفته

دخترانه عربی

فاطمه آلاء

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «آلاء». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی

فاطمه آوا

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «آوا». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

فاطمه آیه

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «آیه». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی

فاطمه اطهر

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «اطهر». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی

فاطمه السادات

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «السادات» (سیدها

دخترانه عربی

فاطمه بانو

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «بانو» (بانو). معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

فاطمه بشری

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «بشری». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی

فاطمه بصیرا

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «بصیرا» (بینا و آگاه). معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی

فاطمه بهار

ترکیبی از «فاطمه» و «بهار». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

فاطمه بی‌بی

ترکیبی از «فاطمه» و «بی‌بی». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

فاطمه بیگم

ترکیبی از «فاطمه» و «بیگم». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی، ترکی

فاطمه ثمین

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «ثمین». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی

فاطمه ثنا

ترکیبی از «فاطمه» و «ثنا». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی

فاطمه جان

ترکیبی از «فاطمه» و «جان». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی، عبری

فاطمه جانا

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «جانا» (جان

دخترانه عربی، فارسی

فاطمه جعفری

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «جعفری». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی

فاطمه خانم

ترکیبی از «فاطمه» و «خانم». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی، ترکی

فاطمه درسا

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «درسا» (دریا

دخترانه عربی، فارسی

اسم پسر (۸۸۸۸ اسم)