رفتن به محتوا
نوزاد

۵۸۰۲ اسم

معنی اسم دختر، صفحه‌ی ۵۴

صفحه‌ی ۵۴ از ۹۷؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

سیم عذار

(احتمالی) سیمین‌چهره

دخترانه فارسی، عربی

سیما

از نام‌های زنان امروزی

دخترانه کردی

سیماء

«سیما» به معنی نشانه و چهره. در قرآن آمده است: «سیماهم فی وجوههم من اثر السجود» (فتح

دخترانه عربی

سیمادخت

(احتمالی) ترکیبی از «سیما» (چهره) و «دخت» (دختر). معنی «سیما»: فارسی

دخترانه فارسی

سیمبر

دارنده اندام سفید

دخترانه فارسی

سیمرخ

سیمین‌رخ، سپیدروی

دخترانه فارسی

سیمروی

سیمین‌رو

دخترانه فارسی

سیمگون

نقره گون، سفید فام

دخترانه فارسی

سیمین

از نام‌های رواج میان زنان زرتشتی

دخترانه کردی

سیمین تاج

از نام‌های زنده امروزی زنان زردشتی

دخترانه فارسی

سیمین دخت

از نام‌های رواج میان زنان زرتشتی

دخترانه

سیمین رخ

ترکیبی از «سیمین» و «رخ». معنی «سیمین»: فارسی

دخترانه فارسی

سیمین عذرا

(احتمالی) از «سیمین» و «عذرا». معنی «سیمین»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

سیمین علویه

(احتمالی) ترکیبی از «سیمین» و «علویه» (منسوب به علی). معنی «سیمین»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

سیمینبر

(احتمالی) سیمین‌بر، سپیداندام

دخترانه فارسی

سیمینرو

(احتمالی) سیمین‌روی، سپیدروی

دخترانه فارسی

سیمینفر

(احتمالی) سیمین و باشکوه

دخترانه فارسی

سیمینه

سیمین، از جنس نقره

دخترانه فارسی

سین

خدای ماه؛ ، آخه (برادر) و اَریبا (جبران کرد) [شاه آشور در آخر قرن هشتم پ.م]

دخترانه

سینادخت

(احتمالی) ترکیبی از «سینا» (نام ابن‌سینا) و «دخت» (دختر). معنی «سینا»: عبری و عربی

دخترانه عبری، عربی

سیناز

(احتمالی) از «سی» و «ناز». معنی «سی»: پسر

دخترانه فارسی

سیندخت

دختر سیمرغ، از ریشه‌ی اوستاییِ سئنَه (سیمرغ) و

دخترانه فارسی

سیندرلا

«Cinderella» از فرانسوی «Cendrillon» آمده که از «cendre» به معنی خاکستر ساخته شده

دخترانه فرانسوی

سیوا

(احتمالی) سیب

دخترانه مازندرانی، کردی، فارسی

شاباجی

(احتمالی) خواهرِ بزرگ (شاه باجی)

دخترانه ترکی

شابیگم

(احتمالی) بانوی بزرگ

دخترانه فارسی

شاپرک

پروانه، به‌ویژه پروانه‌های کوچک و رنگارنگ. کنایه از سبکی، زیبایی و آزادی

دخترانه فارسی

شاپرور

(احتمالی) شاه‌پرور، پرورنده‌ی شاهان

دخترانه فارسی

شاپری

از «شاه» و «پری»

دخترانه فارسی

شاپیکر

(احتمالی) شاهانه‌اندام

دخترانه فارسی

شاتاج

(احتمالی) تاجِ شاه

دخترانه فارسی

شاداب

با طراوت، تازه، شاد، شادان، مسرور

دخترانه فارسی

شاداسیرم

(احتمالی) شکل دیگری از «شاه‌اسپرم»

دخترانه

شادان بانو

ترکیبی از «شادان» و «بانو». معنی «شادان»: فارسی

دخترانه فارسی

شادانه

از «شادان» (شادمان) با پسوند «ه»؛ یعنی شاد و خرم و همراه با شادمانی

دخترانه فارسی

شادبانو

ترکیبی از «شاد» و «بانو». معنی «شاد»: بدون غم و اندوه

دخترانه فارسی

شادبهر

نام کنیزکی بوده است

دخترانه فارسی

شادخاتون

ترکیبی از «شاد» و «خاتون». معنی «شاد»: بدون غم و اندوه

دخترانه فارسی

شاددل

شاددل

دخترانه فارسی

شادرخ

از «شاد» و «رخ» به معنی چهره؛ یعنی شادروی و خندان‌چهره

دخترانه فارسی

شادرو

شادرو

دخترانه فارسی

شادروی

شادروی، گشاده‌رو

دخترانه فارسی

شادک

شاد کوچک

دخترانه فارسی

شادکامه

شادکام، کامروا

دخترانه فارسی

شادگل

ترکیبی از «شاد» و «گل». معنی «شاد»: بدون غم و اندوه

دخترانه فارسی

شادنوش

شاد و شیرین

دخترانه فارسی

شادوین

(احتمالی) از «شاد»؛ شادمان. معنی «شاد»: بدون غم و اندوه، خوشحال، مسرور، مقابل غمگین

دخترانه

اسم پسر (۸۸۸۸ اسم)