رفتن به محتوا
نوزاد

۵۸۰۲ اسم

معنی اسم دختر، صفحه‌ی ۴۸

صفحه‌ی ۴۸ از ۹۷؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

سلناز

(احتمالی) از «سلن» و «ناز». معنی «ناز»: فارسی؛ ناز و کرشمه

دخترانه فارسی

سلوا

آرامش و دلداری

دخترانه عربی

سلوان

به معنای تسلی و آرامش دل و آنچه اندوه را از یاد ببرد. «سلوان» نام چشمه و برکه‌ای کهن در اورشلیم نیز هست

دخترانه عربی

سلوه

«سَلوة» از ریشه‌ی «س ل و» به معنی تسلی، دلداری و آسودگی خاطر از اندوه است

دخترانه عربی

سلوی

مایه دلداری؛ «مَن و سلوی» در قرآن

دخترانه لاتین

سلویناز

(احتمالی) از «سلوی» و «ناز». معنی «سلوی»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

سلیمه

ظریف، شاداب، از ریشه‌ی سلم

دخترانه عربی

سلیمه بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «سلیمه» (سالم

دخترانه عربی، فارسی

سلیمه خاتون

(احتمالی) ترکیبی از «سلیمه» (سالم

دخترانه عربی، ترکی، مغولی

سلیمه سادات

(احتمالی) ترکیبی از «سلیمه» (سالم

دخترانه عربی

سلینا

(احتمالی) صورتی از «سلنا». معنی «سلنا»: یونانی؛ ایزدبانوی ماه در اسطوره‌های یونانی

دخترانه ترکی، فارسی

سما

آسمان

دخترانه عربی

سماح

(احتمالی) بخشش و گذشت

دخترانه عربی

سماحه

(احتمالی) بخشندگی، بزرگواری

دخترانه عربی

سمانه

(احتمالی) پرنده‌ای کوچک از تیره کبک (بلدرچین). برخی آن را از «سما» (آسمان) و آسمانی معنا کرده‌اند

دخترانه عربی، فارسی

سمانه السادات

(احتمالی) ترکیبی از «سمانه» و «السادات» (سیدها

دخترانه عربی، فارسی

سمانه سادات

(احتمالی) ترکیبی از «سمانه» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی، فارسی

سماوات

جمع «سماء» به معنای آسمان‌ها؛ در قرآن بارها از «سبع سماوات» یعنی هفت آسمان یاد شده است

دخترانه عربی

سمایه

آسمانی

دخترانه عربی

سمبوک

sam-bl-kehیا: سْمبیکِه نام دختر کواذ (غباد) و مادر کاووس

دخترانه

سمر

(احتمالی) داستان؛ نیز گندم‌گون

دخترانه عربی

سمرا

زن گندمگون

دخترانه عربی

سمن

در زبان پهلوی : به معنی- گل

دخترانه فارسی

سمن اندام

سمن‌اندام، دارای اندام لطیف

دخترانه

سمن بوی

نام دختر عم قاهر شاه، سردار قلعه خالد آباد

دخترانه

سمن چهره

ترکیبی از «سمن» و «چهره». معنی «سمن»: فارسی؛ یاسمن. معنی «چهره»: فارسی؛ چهره

دخترانه فارسی

سمن رخ

نام دختر مالک خالد برادر پادشاه خرمیه

دخترانه

سمن سیما

ترکیبی از «سمن» و «سیما». معنی «سمن»: فارسی

دخترانه فارسی

سمن گل

ترکیبی از «سمن» و «گل». معنی «سمن»: فارسی؛ یاسمن. معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

سمن ناز

زیباروی دارای ناز و کرشمه

دخترانه

سمنبر

دارای اندام معطّ ر چون َسمن، یا دارای اندام سفید و لطیف

دخترانه فارسی

سمندخت

دختر آسمان

دخترانه فارسی

سمنزار

یاسمن‌زار

دخترانه فارسی

سمنسا

یاسمن‌مانند

دخترانه فارسی

سمنعذار

(احتمالی) یاسمن‌چهره

دخترانه فارسی، عربی

سمنوی

یاسمن‌بو

دخترانه فارسی

سمی

(احتمالی) نام بانوی داستان بلوچی «دودا و سمی»

دخترانه بلوچی

سمیرا

اکدی؛ بانوی قصر، یا اندیشه‌ی نیک، از ریشه‌ی اکدی

دخترانه عربی، کردی

سمیرا بیگم

(احتمالی) ترکیبی از «سمیرا» و «بیگم» (بانو

دخترانه عربی، ترکی

سمیرا میس

اکدی؛ بانوی قصر، یا اندیشه‌ی نیک، از ریشه‌ی اکدی

دخترانه یونانی

سمیراء

مؤنث «سمیر» به معنی هم‌صحبت شب‌نشینی

دخترانه عربی

سمیره

مؤنث «سمیر» از ریشه‌ی «سَمَر» به معنی گفت‌وگوی شبانه

دخترانه عربی

سمیره بیگم

(احتمالی) ترکیبی از «سمیره» (همدم شب

دخترانه عربی، ترکی

سمیعه

گوش شنوا

دخترانه عربی

سمین دخت

ترکیبی از «سمین» و «دخت». معنی «سمین»: عربی؛ گرانبها. معنی «دخت»: مخفف دختر

دخترانه عربی

سمینا

(احتمالی) یاسمن

دخترانه فارسی

سمینه

(احتمالی) یاسمن

دخترانه فارسی

سمیه

نام مادر عمار بن یاسر و اولین زن شهیده در صدر اسلام

دخترانه عربی

سمیه السادات

(احتمالی) ترکیبی از «سمیه» و «السادات» (سیدها

دخترانه عربی

سمیه سادات

(احتمالی) ترکیبی از «سمیه» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

سن

امید؛ [از فراعنه‌ی دودمان دوم]

دخترانه

سناء

روشنایی، فروغ

دخترانه عربی

سنبل

نام گلی است

دخترانه فارسی

سنبله

نام رنی بوده

دخترانه

سندس

دیبای نازک بهشتی؛ واژه‌ای قرآنی

دخترانه عربی

سندوس

نام خواهر خشایارشاه

دخترانه عربی

اسم پسر (۸۸۸۸ اسم)