رفتن به محتوا
نوزاد

۵۸۰۲ اسم

معنی اسم دختر، صفحه‌ی ۲۶

صفحه‌ی ۲۶ از ۹۷؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

تیراژه

تیراژی: رنگین کمان، قوس و قزح

دخترانه فارسی

تیسا

(احتمالی) تنها، یکتا، ناب

دخترانه مازندرانی

تیساگل

(احتمالی) گل ناب

دخترانه مازندرانی، فارسی

تیساناز

(احتمالی) ترکیبی از «تیسا» و «ناز» (ناز و لطافت). معنی «تیسا»: مازندرانی

دخترانه فارسی

تیکا

(احتمالی) نوعی پرنده‌ی صحرایی

دخترانه مازندرانی

تیکال

(احتمالی) چشم سیاه یا قهوه‌ای تیره

دخترانه لری

تینا

گل

دخترانه کردی

تینوش

(احتمالی) تن شیرین

دخترانه فارسی

ثابته

(احتمالی) استوار و پایدار

دخترانه عربی

ثریا

نام یک صور فلکی

دخترانه عربی

ثریتا

(احتمالی) از ریشه‌ی اوستایی «ثری» (سه)

دخترانه فارسی

ثریتی

در اوستا «ثریتی» به معنی سومین. نام یکی از سه دختر زرتشت که دو خواهر دیگرش «فرنی» و «پوروچیستا» بودند

دخترانه فارسی

ثریه

به زبان فارسی ثریا از نام‌های زنانه گویش بهاری

دخترانه عربی

ثمانه

(احتمالی) ارزشمند و گرانبها

دخترانه عربی

ثمرخ

(احتمالی) ثمربخش

دخترانه عربی، فارسی

ثمره

میوه، بار درخت؛ به مجاز فرزند و نتیجه

دخترانه عربی

ثمن

بها، قیمت

دخترانه عربی

ثمن طلا

(احتمالی) بهای طلا، گرانبها

دخترانه فارسی

ثمن گل

(احتمالی) ترکیبی از «ثمن» و «گل» (گل). معنی «ثمن»: (عربی) بها، قیمت. معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

ثمن ناز

(احتمالی) ترکیبی از «ثمن» و «ناز» (ناز و لطافت). معنی «ثمن»: (عربی) بها

دخترانه فارسی

ثمین سادات

(احتمالی) ترکیبی از «ثمین» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

ثمینا

منسوب به ثمین، ثمین

دخترانه عربی، فارسی

ثمینه

گران بها، قیمتی، گران

دخترانه عربی

ثنا

ستایش و سپاس، مدح. از نام‌های پرکاربرد دخترانه در دهه‌های اخیر

دخترانه عربی

ثناء

ستایش و سپاس؛ صورت دیگر «ثنا»

دخترانه عربی

ثناگو

(احتمالی) ستایشگر

دخترانه فارسی

ثوره

(احتمالی) قیام و جنبش

دخترانه عربی

جاذانه

ج - ل نام دایه توراندخت (٣ءه داراب) جانبانو جان بخش جان پرور جانفروز ن منامه نخعی + نام‌های عباسی جانفروغ جانفزا ن منامه نخعی + نام‌های عباسی جانمهر (نامنامه نخعی جانیار جریر نام دختر پیران ویسه و گلشهر ، زن سیاوخش (سیاووش و مادر فرود (٣٩٣ نام‌های ایرانی یوستی + ٢٣٢ یشت‌ها ٢) jashn-a-ray (جشن آرای (جشن آرا

دخترانه

جاریه

(احتمالی) دختر جوان؛ نیز روان و جاری

دخترانه عربی

جاسمین

یاسمن، گل یاس؛ از فارسی «یاسمین» گرفته شده است

دخترانه انگلیسی

جاسمیه

صورت مؤنث «جاسم»، از ریشه‌ی «جسم»، به معنی تنومند و درشت‌اندام

دخترانه عربی

جان افراز

(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «افراز». معنی «جان»: عبری

دخترانه عبری

جان باجی

(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «باجی». معنی «جان»: عبری

دخترانه عبری، ترکی

جان بگم

(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «بگم». معنی «جان»: عبری

دخترانه عبری، فارسی

جان بی‌بی

ترکیبی از «جان» و «بی‌بی». معنی «جان»: عبری

دخترانه عبری، فارسی

جان بیگم

(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «بیگم» (بانو

دخترانه عبری، ترکی

جان جان

(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «جان» (جان و روان). معنی «جان»: عبری

دخترانه عبری

جان زیب

(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «زیب». معنی «جان»: عبری

دخترانه عبری

جان سلطان

(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «سلطان» (پادشاه). معنی «جان»: عبری

دخترانه عبری، عربی

جان صنم

(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «صنم» (دلبر). معنی «جان»: عبری

دخترانه عبری، عربی

جان گل

(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «گل» (گل). معنی «جان»: عبری

دخترانه عبری، فارسی

جانآرا

(احتمالی) آراینده جان

دخترانه فارسی

جانا

«ای جان»، جان من؛ خطابی عاشقانه در شعر فارسی

دخترانه فارسی

جانانه

معشوق، محبوب

دخترانه فارسی

جانبانو

(احتمالی) بانوی جان، بانوی عزیز

دخترانه فارسی

جانتاب

(احتمالی) تابش جان

دخترانه فارسی

جاندخت

(احتمالی) دختر عزیز، جان‌دختر

دخترانه فارسی

جانسو

(احتمالی) آبِ جان (جان‌سو)

دخترانه ترکی

جانفروز

نام یدی از سرداران بهرام چوبینه

دخترانه عبری، فارسی

جانک

(احتمالی) جانِ کوچک، عزیز

دخترانه فارسی

جانم طلا

(احتمالی) جانم طلا، عزیز

دخترانه فارسی

جانی بیگم

(احتمالی) ترکیبی از «جانی» و «بیگم» (بانو

دخترانه فارسی، ترکی

جاه نشان

(احتمالی) نشان شکوه

دخترانه فارسی

جریره

~ نام دختر پیران‌ویسه شاه ترکان و نام مادرش گلشهر بود

دخترانه فارسی

جزا

(احتمالی) پاداش

دخترانه عربی

اسم پسر (۸۸۸۸ اسم)