رفتن به محتوا
نوزاد

۵۸۰۲ اسم

معنی اسم دختر، صفحه‌ی ۱۵

صفحه‌ی ۱۵ از ۹۷؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

باروشه

(احتمالی) باران

دخترانه فارسی

باریز

(احتمالی) بارنده

دخترانه فارسی

باریزان

(احتمالی) باران‌ها

دخترانه فارسی

بازان

به زرتشتی که مسلمان شده گفته می شود

دخترانه کردی

بازنه

(احتمالی) باز ماده

دخترانه فارسی

بازو

(احتمالی) بازو؛ کنایه از نیرو و توان («زور بازو»)

دخترانه فارسی

بازور

(احتمالی) نیرومند

دخترانه فارسی

باژیر

(احتمالی) برگزیده

دخترانه کردی

باستیان

(احتمالی) از «سباستین»؛ ارجمند و شکوهمند

دخترانه یونانی

باسمه

مؤنث «باسم»

دخترانه عربی

باشن

(احتمالی) قامت

دخترانه فارسی

باغان

(احتمالی) باغ‌ها

دخترانه فارسی

باغچه گل

(احتمالی) گل باغچه

دخترانه فارسی

باغداگل

(احتمالی) «باغدا گل» یعنی گل در باغ، گل باغ

دخترانه ترکی، فارسی

بافرین

(احتمالی) ستوده و آفرین‌گفته؛ کسی که شایسته‌ی آفرین است

دخترانه فارسی

باقیه

(احتمالی) پاینده (زن)

دخترانه عربی

بال بی‌بی

(احتمالی) «بال بی‌بی» یعنی بانوی عسل

دخترانه ترکی

بالا بگم

(احتمالی) بانوی کوچک

دخترانه ترکی

بالا بیگم

(احتمالی) ترکیبی از «بالا» و «بیگم» (بانو

دخترانه فارسی، ترکی

بالا خانوم

(احتمالی) ترکیبی از «بالا» و «خانوم» (خانم

دخترانه فارسی، ترکی

بالاباجی

(احتمالی) خواهر کوچک (بالا باجی)

دخترانه ترکی

بالابگیم

(احتمالی) بانوی کوچک

دخترانه ترکی

بالاجه

(احتمالی) کوچولو

دخترانه ترکی

بالاخانم

بانوی والا و بلندپایه؛ نام دخترانه‌ی قدیمی در ایران

دخترانه فارسی

بالاگل

(احتمالی) گل کوچک

دخترانه ترکی، فارسی

بالاناز

(احتمالی) ناز کوچک

دخترانه ترکی، فارسی

بالانسا

(احتمالی) ترکی و عربی؛ کوچکِ زنان

دخترانه ترکی، عربی

بالانساء

(احتمالی) ترکی و عربی؛ کوچکِ زنان

دخترانه ترکی، عربی

بالقز

(احتمالی) یعنی دختر عسل (بال قیز)

دخترانه ترکی

بالی

(احتمالی) عسل (بال)؛ شیرین

دخترانه ترکی، فارسی

بالین

بالش و جای سر نهادن در بستر. در ادب فارسی «بر بالین کسی بودن» به معنی کنار بستر او و در کنارش بودن است

دخترانه فارسی

بامک

(احتمالی) بامداد، سپیده‌دم

دخترانه فارسی

بامی

روشن و درخشان. واژه بامداد از همین ریشه است

دخترانه اوستایی

بامی دخت

بامی رُخ بامی فر بامیک واره است پهلوی

دخترانه

بانل

(احتمالی) بانوی بزرگوار

دخترانه بلوچی

بانو

خانم، متشخص، زن مجرد

دخترانه فارسی

بانو باجی

(احتمالی) ترکیبی از «بانو» (بانو) و «باجی». معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی، ترکی

بانو پروین

(احتمالی) ترکیبی از «بانو» (بانو) و «پروین». معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی

بانو خانم

(احتمالی) ترکیبی از «بانو» (بانو) و «خانم» (بانو). معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی، ترکی

بانو خجسته

(احتمالی) ترکیبی از «بانو» (بانو) و «خجسته». معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی

بانو دخت

(احتمالی) ترکیبی از «بانو» (بانو) و «دخت» (دختر). معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی

بانو زینت

(احتمالی) ترکیبی از «بانو» (بانو) و «زینت». معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بانو شمس

(احتمالی) ترکیبی از «بانو» (بانو) و «شمس». معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بانو صدریه

(احتمالی) ترکیبی از «بانو» (بانو) و «صدریه» (منسوب به صدر). معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بانو مهوش

(احتمالی) ترکیبی از «بانو» (بانو) و «مهوش». معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی

بانو نرجس

(احتمالی) ترکیبی از «بانو» (بانو) و «نرجس». معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بانو نصرت

(احتمالی) ترکیبی از «بانو» (بانو) و «نصرت». معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بانواز

(احتمالی) بانوی نوازنده

دخترانه فارسی

بانوفرخ

(احتمالی) بانوی خجسته

دخترانه فارسی

بانوکا

(احتمالی) از «بانو». معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی

بانوگشسب

بانوگشسب دختر رستم و همسر گیو در شاهنامه و قهرمان منظومه‌ی «بانوگشسب‌نامه»

دخترانه فارسی

باوان

خانه ی پدری

دخترانه کردی

باور جان

(احتمالی) ترکیبی از «باور» و «جان» (جان و روان). معنی «باور»: فارسی

دخترانه فارسی، عبری

باوین

یکی از قبایل کرد

دخترانه کردی

باهره

درخشان و آشکار

دخترانه عربی

بایرام بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

دخترانه ترکی، فارسی

بایرام بیکله

(احتمالی) از «بایرام» (عید) و «بیکه» (بانو). معنی «بایرام»: ترکی

دخترانه ترکی

بایرام تاج

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

دخترانه ترکی، فارسی

اسم پسر (۸۸۸۸ اسم)