(احتمالی) ترکیبی از «نازنین» و «خدیجه» (نام همسر پیامبر اسلام). معنی «نازنین»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «نازنین»
دخترانه / فارسی، عربی
ترکیب «نازنین» و «رقیه»
دخترانه / فارسی، عربی
ترکیبی از «نازنین» و «زهرا». معنی «نازنین»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
ترکیبی از «نازنین» و «زینب». معنی «نازنین»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «نازنین» و «سادات» (سیدها
دخترانه / فارسی
ترکیب «نازنین» و «فاطمه»
دخترانه / فارسی، عربی
ترکیبی از «نازنین» و «کوثر». معنی «نازنین»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «نازنین» و «مریم». معنی «نازنین»: فارسی
دخترانه / فارسی، عبری
(احتمالی) از «نازنین» و «معصومه». معنی «نازنین»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «نازنین» و «نرگس». معنی «نازنین»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «ناز» (ناز و لطافت) و «والا». معنی «ناز»: فارسی
دخترانه / فارسی
یار نازنین
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «ناز» و «بیبی». معنی «ناز»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نازی» و «دخت» (دختر). معنی «نازی»: فارسی؛ پرناز. معنی «دخت»: مخفف دختر
دخترانه / فارسی
با ناز و کرشمه، با ناز
دخترانه / فارسی، ترکی، کردی
کیسه مشکک آهوی ختا
دخترانه / فارسی
(احتمالی) نازنین
دخترانه / فارسی
بیآلایش، پاکیزه، شکل کوتاه شدهی آناهیتا [نام سیارهی زهره]
دخترانه / فارسی، کردی
(احتمالی) ترکیبی از «ناهید» و «اعظم» (بزرگتر). معنی «ناهید»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) شکل دیگری از «ناهید». معنی «ناهید»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «ناهیده» (برآمده
دخترانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «ناهیده» (برآمده
دخترانه / فارسی
نام شهری کهن در شرق استان اصفهان که به فرش دستباف
دخترانه / فارسی
از نامهای رواج
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نبات» و «بگم» (بانو
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نبات» و «خانم» (بانو). معنی «نبات»: عربی
دخترانه / فارسی، ترکی
از نامهای رواج
دخترانه / فارسی
ستاره
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نجیب» و «ناز» (ناز و لطافت). معنی «نجیب»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نجیم» (ستارهی کوچک) و «بانو» (بانو). معنی «نجیم»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نرجس» و «بانو» (بانو). معنی «نرجس»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
صورتی از «نرسی». معنی «نرسی»: فارسی کهن؛ نرسی، پادشاه ساسانی؛ از «نریوسنگ» ایزد پیامآور
دخترانه / فارسی
جلوهی مردانه، زیبایی انسانی، مشتق شده از اسم فرشتهای
دخترانه / فارسی
صورتی از «نرگس». معنی «نرگس»: فارسی؛ گل نرگس؛ در ادب فارسی کنایه از چشم زیبا
دخترانه / فارسی
نام گلی است که به زیبایی شهرت دارد، برگرفته از شکلِ یونانیِ اسمِ اوستایی نریوسنگ
دخترانه / یونانی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نرگس» و «السادات» (سیدها
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نرگس» و «بانو» (بانو). معنی «نرگس»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نرگس» و «بیبی» (بانو). معنی «نرگس»: فارسی
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «نرگس» و «بیگم». معنی «نرگس»: فارسی
دخترانه / فارسی، ترکی
ترکیبی از «نرگس» و «خاتون»
دخترانه / فارسی، ترکی، مغولی
(احتمالی) ترکیبی از «نرگس» و «خانم» (بانو). معنی «نرگس»: فارسی
دخترانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «نرگس» و «زهرا» (درخشان). معنی «نرگس»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
ترکیبی از «نرگس» و «سادات». معنی «نرگس»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نرگس» و «دخت» (دختر). معنی «نرگس»: فارسی
دخترانه / فارسی
صورتی از «نرگس». معنی «نرگس»: فارسی؛ گل نرگس؛ در ادب فارسی کنایه از چشم زیبا
دخترانه / فارسی
(احتمالی) نرم و لطیف
دخترانه / فارسی
پاکیزگی و ادب
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) شکل دیگری از «نجلا» یا «نسرین». معنی «نجلا»: عربی؛ درشتچشم. معنی «نسرین»: فارسی؛ گل نسرین
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نسا» (زنان) و «بیبی» (بانو). معنی «نسا»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
نسترن (، نسترن
دخترانه / فارسی
نام گلی است و همچنین نام دختران
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نسترن» و «سادات» (سیدها
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نسرین» و «اختر» (ستاره). معنی «نسرین»: فارسی
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «نسرین» و «سادات». معنی «نسرین»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نسرین» و «بانو» (بانو). معنی «نسرین»: فارسی
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «نسرین» و «تاج». معنی «نسرین»: فارسی
دخترانه / فارسی
قبلی
- ۱
- ۲
- ۳
- ۴
بعدی
اسم پسر فارسی با حرف ن (۱۲۷ اسم)