رفتن به محتوا
نوزاد

۱۵۵ اسم

معنی اسم دختر فارسی با حرف ش، صفحه‌ی ۲

صفحه‌ی ۲ از ۳؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

شکر

شکر؛ کنایه از شیرینی

دخترانه فارسی

شکردخت

دختر شیرین

دخترانه فارسی

شکرناز

ناز شیرین

دخترانه فارسی

شکرین

منسوب به شکر، شک

دخترانه فارسی

شکوفا

شکوفا

دخترانه فارسی

شکوفان

(احتمالی) شکوفان، شکفته

دخترانه فارسی

شکوه

حالتی در کسی که به بزرگی جلوه کند و احترام برانگیزد یا چشم‌ها را خیره کند

دخترانه فارسی

شکوه اعظم

(احتمالی) ترکیبی از «شکوه» و «اعظم» (بزرگ‌تر). معنی «شکوه»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

شکوه السادات

ترکیبی از «شکوه» و «سادات». معنی «شکوه»: فارسی

دخترانه فارسی

شکوه زمان

(احتمالی) شکوه زمان

دخترانه فارسی، عربی

شکوه زهرا

(احتمالی) ترکیبی از «شکوه» و «زهرا» (درخشان). معنی «شکوه»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

شکوه ناز

ترکیبی از «شکوه» و «ناز». معنی «شکوه»: فارسی

دخترانه فارسی

شکیبه

شکیبا

دخترانه فارسی

شمس ایران

ترکیبی از «شمس» و «ایران». معنی «شمس»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

شمس تاج

(احتمالی) ترکیبی از «شمس» و «تاج» (تاج). معنی «شمس»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

شمسجهان

ترکیبی از «شمس» و «جهان». معنی «شمس»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

شمسه

خورشید کوچک؛ نقش خورشیدی در هنر ایرانی

دخترانه عربی، فارسی

شمسی

خورشیدی

دخترانه عربی، فارسی

شمسی جهان

(احتمالی) ترکیبی از «شمسی» (خورشیدی

دخترانه عربی، فارسی

شمشاد

نام درختچه همیشه سبزی است

دخترانه فارسی

شمیلا

(احتمالی) باد شمال

دخترانه مازندرانی، فارسی

شمین

(احتمالی) شکل دیگری از «شمیم» یا «شیمین». معنی «شمیم»: عربی؛ بوی خوش

دخترانه عربی، فارسی

شناز

ناز شاه

دخترانه فارسی

شنبلید

نام دختر دهقان برزین (فره‌وشی).نام دختر برزیگری که بهرام کور عاشق او شد. مهین دخت را نام ماه آفرید فرانک دگر بددکر شنبلید

دخترانه فارسی

شنیده

(احتمالی) شنیده‌شده، آنچه به گوش رسیده

دخترانه فارسی

شوشا

(احتمالی) شوشا، شهری کهن در قره‌باغ

دخترانه فارسی

شوشین دخت

نام زن یزدگرد یکم، دختر راس الجالوت، پیشوای بزرگ یهود. ٢٩ ساسانیان

دخترانه فارسی

شوکا

کوچک‌ترین گوزن ایران با کفل سفید که در جنگل‌های هیرکانی زندگی می‌کند

دخترانه فارسی

شه پرور

(احتمالی) شاه‌پرور

دخترانه فارسی

شه جان

(احتمالی) جان شاه

دخترانه فارسی

شهبانو

ملکه، همسر شاه

دخترانه فارسی

شهبر

(احتمالی) شاه‌بر

دخترانه فارسی

شهپر

بزرگ‌ترین پر بال پرنده (شاه‌پر) که پرواز به آن است. به مجاز مایه‌ی بلندپروازی و توانایی. نام دخترانه

دخترانه فارسی

شهدخت

دختر شاه، شاهزاده‌خانم

دخترانه فارسی

شهددخت

(احتمالی) دختر شهد

دخترانه فارسی

شهدیس

شاه‌مانند

دخترانه فارسی

شهرآرا

آراینده‌ی شهر؛ زیبا و دلربا

دخترانه فارسی

شهراز

راز شاه

دخترانه فارسی

شهربانو

شاهزاده خانم، از ریشه‌ی پارسی شَهر (شاه) و بانو (خانم)

دخترانه فارسی

شهربانو بیگم

(احتمالی) ترکیبی از «شهربانو» (نام همسر امام حسین) و «بیگم» (بانو

دخترانه فارسی، ترکی

شهرزادزهرا

(احتمالی) ترکیبی از «شهرزاد» (نام راوی داستان‌های هزار و یک شب) و «زهرا» (درخشان). معنی «شهرزاد»: فارسی؛ زاده شهر، آزاده‌نژاد؛ شهرزاد راوی داستان‌های هزار و یک شب که با قصه‌گویی جان خود و زنان دیگر را از خشم شاه رهاند. معنی «زهرا»: عربی؛ درخشان و روشن؛ لقب حضرت فاطمه (فاطمه زهرا)

دخترانه فارسی، عربی

شهرگل

گل شهر

دخترانه فارسی

شهرناز

نام دختر جمشید که او را با خواهرش ارنواز به ایوان ضحاک بردند و ضحاک او را از جادویی بپرورد و کژی و بدخویی آموخت و چون فریدون به کاخ ضحاک درآمد فرمان داد تا او و ارنواز را از شبستان ضحاک به در آورند و به راه یزدان رهنمون گشتند

دخترانه فارسی

شهرنواز

نام دیگر شهرناز ، خواهر شاه جمشید پیشدادی

دخترانه فارسی

شهرود

نام زن سهراب و مادر برزو (جدول ٣٩١ نام‌های ایرانی یوستی)

دخترانه فارسی

شهروزه

(احتمالی) صورت زنانه‌ی «شهروز»؛ روز بزرگ

دخترانه فارسی

شهرویه

(احتمالی) شاهانه

دخترانه فارسی

شهره نو

(احتمالی) از «شهره» و «نو». معنی «شهره»: فارسی؛ نامدار

دخترانه فارسی

شهری

(احتمالی) منسوب به شهر، شهرنشین

دخترانه فارسی

شهری جان

(احتمالی) ترکیبی از «شهری» (شهری) و «جان» (جان و روان). معنی «شهری»: فارسی

دخترانه فارسی، عبری

شهزاده

کوتاه‌شده‌ی «شاهزاده» به معنی فرزند پادشاه

دخترانه فارسی

شهگل

بهترین گل، گلِ شاهانه

دخترانه فارسی

شهلا خانم

(احتمالی) ترکیبی از «شهلا» و «خانم» (بانو). معنی «شهلا»: فارسی

دخترانه فارسی، ترکی

شهن

(احتمالی) شاه

دخترانه فارسی

اسم پسر فارسی با حرف ش (۱۶۰ اسم)