رفتن به محتوا
نوزاد

۲۱۴ اسم

معنی اسم دختر فارسی با حرف س، صفحه‌ی ۲

صفحه‌ی ۲ از ۴؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

سرگل

سرآمد گل‌ها، بهترین گل؛ «سر» در اینجا به معنای برتر است، مانند «سرآمد». نام دخترانه

دخترانه فارسی

سرمیناز

(احتمالی) از «سرمه» و «ناز». معنی «سرمه»: فارسی

دخترانه فارسی

سرناز

(احتمالی) سرنازان

دخترانه فارسی

سروآزاد

نام دختری از مردم آذر آبادگان در ویس و رامین: چو شهرو ماه دخت از ماه آباد چو آذربایگانی سرو آزاد

دخترانه فارسی

سروبن

در شاهنامه سرو بِن فرزند برومند توصیف شده ولی سرو بُن به مفهوم اصل و نژاد است

دخترانه فارسی

سروتن

زیبا اندام و بلند بالا

دخترانه فارسی

سروجهان

سرو جهان، بلندبالای جهان

دخترانه فارسی

سرودخت

(احتمالی) دختری چون سرو

دخترانه فارسی

سروراعظم

از نام های مرکب، سرور و اعظم

دخترانه فارسی، عربی

سروسهی

نام یکی از آهنگ‌های باربد و همچنین نام بانوان

دخترانه فارسی

سروشا

از «سروش»، ایزد پیام‌آور

دخترانه فارسی

سروگل

زیبا و با طراوت و شاداب

دخترانه فارسی

سروناز

زن زیبا، درخت سروناز

دخترانه فارسی

سروی

(احتمالی) سروقد

دخترانه فارسی

سروینا

(احتمالی) از «سروین». معنی «سروین»: فارسی؛ سروین، مانند سرو؛ نیز نام سرزمینی کهن

دخترانه فارسی

سرویندخت

(احتمالی) ترکیبی از «سروین» (سرو) و «دخت» (دختر). معنی «سروین»: فارسی

دخترانه فارسی

سروینه

(احتمالی) از «سروین». معنی «سروین»: فارسی؛ سروین، مانند سرو؛ نیز نام سرزمینی کهن

دخترانه فارسی

سعادت بانو

(احتمالی) ترکیبی از «سعادت» و «بانو» (بانو). معنی «سعادت»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

سعادت بگم

(احتمالی) ترکیبی از «سعادت» و «بگم» (بانو

دخترانه عربی، فارسی

سعیده بانو

(احتمالی) ترکیبی از «سعیده» (خوشبخت) و «بانو» (بانو). معنی «سعیده»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

سعیده بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «سعیده» (خوشبخت) و «بی‌بی» (بانو). معنی «سعیده»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

سکینه بگم

(احتمالی) ترکیبی از «سکینه» و «بگم» (بانو

دخترانه عربی، فارسی

سکینه بیگم

ترکیبی از «سکینه» و «بیگم». معنی «سکینه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی، ترکی

سلام گل

(احتمالی) ترکیبی از «سلام» و «گل» (گل). معنی «سلام»: واژه‌ای که در آغاز دیدار یا گفت‌وگو با کسی بر زبان آورده می‌شود. و. معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

سلبی ناز

(احتمالی) ترکیبی از «سلبی» و «ناز» (ناز و لطافت). معنی «ناز»: فارسی؛ ناز و کرشمه

دخترانه فارسی

سلطان بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «بی‌بی» (بانو). معنی «سلطان»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

سلطان گل

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «گل» (گل). معنی «سلطان»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

سلطانبانو

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «بانو» (بانو). معنی «سلطان»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

سلمناز

(احتمالی) از «سلما» و «ناز». معنی «سلما»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

سلمی ناز

(احتمالی) ترکیبی از «سلمی» (سالم

دخترانه عربی، فارسی

سلناز

(احتمالی) از «سلن» و «ناز». معنی «ناز»: فارسی؛ ناز و کرشمه

دخترانه فارسی

سلویناز

(احتمالی) از «سلوی» و «ناز». معنی «سلوی»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

سلیمه بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «سلیمه» (سالم

دخترانه عربی، فارسی

سلینا

(احتمالی) صورتی از «سلنا». معنی «سلنا»: یونانی؛ ایزدبانوی ماه در اسطوره‌های یونانی

دخترانه ترکی، فارسی

سمانه

(احتمالی) پرنده‌ای کوچک از تیره کبک (بلدرچین). برخی آن را از «سما» (آسمان) و آسمانی معنا کرده‌اند

دخترانه عربی، فارسی

سمانه السادات

(احتمالی) ترکیبی از «سمانه» و «السادات» (سیدها

دخترانه عربی، فارسی

سمانه سادات

(احتمالی) ترکیبی از «سمانه» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی، فارسی

سمن

در زبان پهلوی : به معنی- گل

دخترانه فارسی

سمن چهره

ترکیبی از «سمن» و «چهره». معنی «سمن»: فارسی؛ یاسمن. معنی «چهره»: فارسی؛ چهره

دخترانه فارسی

سمن سیما

ترکیبی از «سمن» و «سیما». معنی «سمن»: فارسی

دخترانه فارسی

سمن گل

ترکیبی از «سمن» و «گل». معنی «سمن»: فارسی؛ یاسمن. معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

سمنبر

دارای اندام معطّ ر چون َسمن، یا دارای اندام سفید و لطیف

دخترانه فارسی

سمندخت

دختر آسمان

دخترانه فارسی

سمنزار

یاسمن‌زار

دخترانه فارسی

سمنسا

یاسمن‌مانند

دخترانه فارسی

سمنعذار

(احتمالی) یاسمن‌چهره

دخترانه فارسی، عربی

سمنوی

یاسمن‌بو

دخترانه فارسی

سمینا

(احتمالی) یاسمن

دخترانه فارسی

سمینه

(احتمالی) یاسمن

دخترانه فارسی

سنبل

نام گلی است

دخترانه فارسی

سنمبر

یاسمن‌بر

دخترانه فارسی

سنوش

نام ستاره باران در زبان پهلوی

دخترانه فارسی

سودابه

سعد، نیکبخت، شکلِ پارسی شده‌ی نام عربیِ سعدی [دختر شاه هاماوران و همسر کاووس]

دخترانه فارسی، کردی

سورناز

(احتمالی) از «سور» (جشن) و «ناز». معنی «سور»: اسوار

دخترانه فارسی

سوری

گل سرخ، گل محمدی

دخترانه فارسی

سوریه خانم

(احتمالی) ترکیبی از «سوریه» و «خانم» (بانو). معنی «سوریه»: فارسی

دخترانه فارسی، ترکی

سوژا

(احتمالی) سوزان

دخترانه فارسی

سوسا

(احتمالی) سوسن

دخترانه فارسی

سوسن السادات

(احتمالی) ترکیبی از «سوسن» و «السادات» (سیدها

دخترانه فارسی

سوسن بانو

(احتمالی) ترکیبی از «سوسن» و «بانو» (بانو). معنی «سوسن»: فارسی

دخترانه فارسی

اسم پسر فارسی با حرف س (۱۳۶ اسم)