خانه اسم دختر فارسی فارسی، حرف ش صفحهی ۲ اسم فارسی بر اساس حرف اول
شعلهافروز
دخترانه / فارسی
شکر؛ کنایه از شیرینی
دخترانه / فارسی
بانوی شیرین
دخترانه / فارسی
دختر شیرین
دخترانه / فارسی
ناز شیرین
دخترانه / فارسی
منسوب به شکر، شک
دخترانه / فارسی
(احتمالی) شکوفان، شکفته
دخترانه / فارسی
حالتی در کسی که به بزرگی جلوه کند و احترام برانگیزد یا چشمها را خیره کند
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شکوه» و «اعظم» (بزرگتر). معنی «شکوه»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
ترکیبی از «شکوه» و «سادات». معنی «شکوه»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) شکوه زمان
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شکوه» و «زهرا» (درخشان). معنی «شکوه»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
ترکیبی از «شکوه» و «ناز». معنی «شکوه»: فارسی
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «شمس» و «ایران». معنی «شمس»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شمس» و «تاج» (تاج). معنی «شمس»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
ترکیبی از «شمس» و «جهان». معنی «شمس»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
خورشید کوچک؛ نقش خورشیدی در هنر ایرانی
دخترانه / عربی، فارسی
خورشیدی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شمسی» (خورشیدی
دخترانه / عربی، فارسی
نام درختچه همیشه سبزی است
دخترانه / فارسی
(احتمالی) باد شمال
دخترانه / مازندرانی، فارسی
(احتمالی) شکل دیگری از «شمیم» یا «شیمین». معنی «شمیم»: عربی؛ بوی خوش
دخترانه / عربی، فارسی
نام دختر دهقان برزین (فرهوشی).نام دختر برزیگری که بهرام کور عاشق او شد. مهین دخت را نام ماه آفرید فرانک دگر بددکر شنبلید
دخترانه / فارسی
(احتمالی) شنیدهشده، آنچه به گوش رسیده
دخترانه / فارسی
آفرینندهی شور
دخترانه / فارسی
(احتمالی) شوشا، شهری کهن در قرهباغ
دخترانه / فارسی
نام زن یزدگرد یکم، دختر راس الجالوت، پیشوای بزرگ یهود. ٢٩ ساسانیان
دخترانه / فارسی
برانگیزانندهی شوق
دخترانه / فارسی
کوچکترین گوزن ایران با کفل سفید که در جنگلهای هیرکانی زندگی میکند
دخترانه / فارسی
(احتمالی) شاهپرور
دخترانه / فارسی
(احتمالی) جان شاه
دخترانه / فارسی
ملکه، همسر شاه
دخترانه / فارسی
(احتمالی) شاهبر
دخترانه / فارسی
بزرگترین پر بال پرنده (شاهپر) که پرواز به آن است. به مجاز مایهی بلندپروازی و توانایی. نام دخترانه
دخترانه / فارسی
دختر شاه، شاهزادهخانم
دخترانه / فارسی
(احتمالی) دختر شهد
دخترانه / فارسی
شاهمانند
دخترانه / فارسی
آرایندهی شهر؛ زیبا و دلربا
دخترانه / فارسی
شاهزاده خانم، از ریشهی پارسی شَهر (شاه) و بانو (خانم)
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شهربانو» (نام همسر امام حسین) و «بیگم» (بانو
دخترانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «شهرزاد» (نام راوی داستانهای هزار و یک شب) و «زهرا» (درخشان). معنی «شهرزاد»: فارسی؛ زاده شهر، آزادهنژاد؛ شهرزاد راوی داستانهای هزار و یک شب که با قصهگویی جان خود و زنان دیگر را از خشم شاه رهاند. معنی «زهرا»: عربی؛ درخشان و روشن؛ لقب حضرت فاطمه (فاطمه زهرا)
دخترانه / فارسی، عربی
نام دختر جمشید که او را با خواهرش ارنواز به ایوان ضحاک بردند و ضحاک او را از جادویی بپرورد و کژی و بدخویی آموخت و چون فریدون به کاخ ضحاک درآمد فرمان داد تا او و ارنواز را از شبستان ضحاک به در آورند و به راه یزدان رهنمون گشتند
دخترانه / فارسی
نام دیگر شهرناز ، خواهر شاه جمشید پیشدادی
دخترانه / فارسی
نام زن سهراب و مادر برزو (جدول ٣٩١ نامهای ایرانی یوستی)
دخترانه / فارسی
(احتمالی) صورت زنانهی «شهروز»؛ روز بزرگ
دخترانه / فارسی
(احتمالی) شاهانه
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «شهره» و «نو». معنی «شهره»: فارسی؛ نامدار
دخترانه / فارسی
(احتمالی) منسوب به شهر، شهرنشین
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شهری» (شهری) و «جان» (جان و روان). معنی «شهری»: فارسی
دخترانه / فارسی، عبری
کوتاهشدهی «شاهزاده» به معنی فرزند پادشاه
دخترانه / فارسی
بهترین گل، گلِ شاهانه
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شهلا» و «خانم» (بانو). معنی «شهلا»: فارسی
دخترانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) شاه
دخترانه / فارسی
قبلی
۱ ۲ ۳
بعدی
اسم پسر فارسی با حرف ش (۱۶۰ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.