سرآمد گلها، بهترین گل؛ «سر» در اینجا به معنای برتر است، مانند «سرآمد». نام دخترانه
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «سرمه» و «ناز». معنی «سرمه»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) سرنازان
دخترانه / فارسی
نام دختری از مردم آذر آبادگان در ویس و رامین: چو شهرو ماه دخت از ماه آباد چو آذربایگانی سرو آزاد
دخترانه / فارسی
در شاهنامه سرو بِن فرزند برومند توصیف شده ولی سرو بُن به مفهوم اصل و نژاد است
دخترانه / فارسی
زیبا اندام و بلند بالا
دخترانه / فارسی
سرو جهان، بلندبالای جهان
دخترانه / فارسی
(احتمالی) دختری چون سرو
دخترانه / فارسی
از نام های مرکب، سرور و اعظم
دخترانه / فارسی، عربی
نام یکی از آهنگهای باربد و همچنین نام بانوان
دخترانه / فارسی
از «سروش»، ایزد پیامآور
دخترانه / فارسی
زیبا و با طراوت و شاداب
دخترانه / فارسی
زن زیبا، درخت سروناز
دخترانه / فارسی
(احتمالی) سروقد
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «سروین». معنی «سروین»: فارسی؛ سروین، مانند سرو؛ نیز نام سرزمینی کهن
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سروین» (سرو) و «دخت» (دختر). معنی «سروین»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «سروین». معنی «سروین»: فارسی؛ سروین، مانند سرو؛ نیز نام سرزمینی کهن
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سعادت» و «بانو» (بانو). معنی «سعادت»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سعادت» و «بگم» (بانو
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سعیده» (خوشبخت) و «بانو» (بانو). معنی «سعیده»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سعیده» (خوشبخت) و «بیبی» (بانو). معنی «سعیده»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سکینه» و «بگم» (بانو
دخترانه / عربی، فارسی
ترکیبی از «سکینه» و «بیگم». معنی «سکینه»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «سلام» و «گل» (گل). معنی «سلام»: واژهای که در آغاز دیدار یا گفتوگو با کسی بر زبان آورده میشود. و. معنی «گل»: فارسی؛ گل
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سلبی» و «ناز» (ناز و لطافت). معنی «ناز»: فارسی؛ ناز و کرشمه
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «بیبی» (بانو). معنی «سلطان»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «گل» (گل). معنی «سلطان»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «بانو» (بانو). معنی «سلطان»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «سلما» و «ناز». معنی «سلما»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سلمی» (سالم
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «سلن» و «ناز». معنی «ناز»: فارسی؛ ناز و کرشمه
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «سلوی» و «ناز». معنی «سلوی»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سلیمه» (سالم
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) صورتی از «سلنا». معنی «سلنا»: یونانی؛ ایزدبانوی ماه در اسطورههای یونانی
دخترانه / ترکی، فارسی
(احتمالی) پرندهای کوچک از تیره کبک (بلدرچین). برخی آن را از «سما» (آسمان) و آسمانی معنا کردهاند
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سمانه» و «السادات» (سیدها
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سمانه» و «سادات» (سیدها
دخترانه / عربی، فارسی
در زبان پهلوی : به معنی- گل
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «سمن» و «چهره». معنی «سمن»: فارسی؛ یاسمن. معنی «چهره»: فارسی؛ چهره
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «سمن» و «سیما». معنی «سمن»: فارسی
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «سمن» و «گل». معنی «سمن»: فارسی؛ یاسمن. معنی «گل»: فارسی؛ گل
دخترانه / فارسی
دارای اندام معطّ ر چون َسمن، یا دارای اندام سفید و لطیف
دخترانه / فارسی
دختر آسمان
دخترانه / فارسی
یاسمنزار
دخترانه / فارسی
یاسمنمانند
دخترانه / فارسی
(احتمالی) یاسمنچهره
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) یاسمن
دخترانه / فارسی
(احتمالی) یاسمن
دخترانه / فارسی
نام گلی است
دخترانه / فارسی
نام ستاره باران در زبان پهلوی
دخترانه / فارسی
سعد، نیکبخت، شکلِ پارسی شدهی نام عربیِ سعدی [دختر شاه هاماوران و همسر کاووس]
دخترانه / فارسی، کردی
(احتمالی) از «سور» (جشن) و «ناز». معنی «سور»: اسوار
دخترانه / فارسی
گل سرخ، گل محمدی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سوریه» و «خانم» (بانو). معنی «سوریه»: فارسی
دخترانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) سوزان
دخترانه / فارسی
(احتمالی) سوسن
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سوسن» و «السادات» (سیدها
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سوسن» و «بانو» (بانو). معنی «سوسن»: فارسی
دخترانه / فارسی
قبلی
- ۱
- ۲
- ۳
- ۴
بعدی
اسم پسر فارسی با حرف س (۱۳۶ اسم)