خانه اسم دختر فارسی فارسی، حرف ت ۷۲ اسم
معنی اسم دختر فارسی با حرف ت ۷۲ اسم دخترانه با ریشهی فارسی داریم که با حرف «ت» شروع میشوند. چند نمونه: تابان گل به معنی «ترکیبی از «تابان» و «گل». معنی «تابان»: فارسی؛ تابنده، درخشان و روشن؛ صفت فاعلی از «تابیدن». در کردی نیز به همین معناست. «تابانبخت» یعنی خوشبخت. برای دختران و پسران. معنی «گل»: فارسی؛ گل»، تاجماه به معنی «از نامهای رواج امروزی» و تشتر به معنی «تیشتر».
اسم فارسی بر اساس حرف اول
ترکیبی از «تابان» و «گل». معنی «تابان»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) درخشانروی، تابانچهره
دخترانه / فارسی
تابان، درخشان و نورانی؛ صفت فاعلی از «تابیدن». در شعر فارسی صفت ماه و خورشید و ستاره است
دخترانه / فارسی
واژه است پهلوی: به معنی- درخشان،تابنده، نورانی (فرهنگ
دخترانه / فارسی
کلاه جواهر نشان که پادشاهان بر سر گذارند، دیهیم، تاژ
دخترانه / فارسی
(احتمالی) تاج دولت و پادشاهی. لقب طاووسخانم، همسر محبوب فتحعلیشاه قاجار، بود
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «تاج» (تاج) و «امیر» (فرمانروا و سرور). معنی «تاج»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
از نامهای زندة امروزی بانوان زرتشتی
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «تاج» و «بیبی». معنی «تاج»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «تاج» (تاج) و «جان» (جان و روان). معنی «تاج»: فارسی
دخترانه / فارسی، عبری
ترکیبی از «تاج» و «خاتون». معنی «تاج»: فارسی
دخترانه / فارسی، ترکی، مغولی
(احتمالی) ترکیبی از «تاج» (تاج) و «خان» (بزرگ و سرور
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «تاج» و «خانم». معنی «تاج»: فارسی
دخترانه / فارسی، ترکی
تاج بخت و دولت
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «تاج» (تاج) و «سادات» (سیدها
دخترانه / فارسی
(احتمالی) تاج سر، عزیز
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «تاج» (تاج) و «سلطان» (پادشاه). معنی «تاج»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
ترکیبی از «تاج» و «طلا». معنی «تاج»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
ترکیبی از «تاج» و «گل». معنی «تاج»: فارسی
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «تاج» و «مهر». معنی «تاج»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «تاج» (تاج) و «میر» (سرور
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «تاج» (تاج) و «وردی» (داد
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «تاج» و «ماه». معنی «تاج»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «تاج» و «ماه». معنی «تاج»: فارسی
دخترانه / فارسی
از نامهای رواج امروزی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) تاجِ پادشاهان
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «تاج» و «ماه». معنی «تاج»: فارسی
دخترانه / فارسی
دارای تاج، جمعِ پادشاه، سلطان
دخترانه / فارسی
(احتمالی) منسوب به تاج، شاهانه
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «تاجی» و «گل» (گل). معنی «تاجی»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) تاجدار
دخترانه / فارسی
دختر ستاره
دخترانه / فارسی
ستارهمانند
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «تارا» (ستاره) و «مهر». معنی «تارا»: فارسی و سانسکریت
دخترانه / فارسی، سانسکریت
(احتمالی) از «تازه» و «گل»؛ گل تازه. معنی «تازه»: فارسی؛ تازه و نو. معنی «گل»: فارسی؛ گل
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «تازه» و «گل». معنی «تازه»: فارسی؛ تازه و نو. معنی «گل»: فارسی؛ گل
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «تخته» و «گل» (گل). معنی «تخته»: چوب پهن و مسطح. معنی «گل»: فارسی؛ گل
دخترانه / فارسی
نام اوستائی آن ستاتیرا: نام دختر داریوش سوم هخامنشی است ن مهای عباسی
دخترانه / فارسی
ترانه، سرود و شعر کوتاه آهنگین
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «ترانه» و «سادات» (سیدها
دخترانه / فارسی
(احتمالی) منسوب به ترک
دخترانه / فارسی
گل تازه، گل شاداب
دخترانه / فارسی
نوعی پارچه (قیمتی) از جنس کرک
دخترانه / فارسی
ترنج، میوهای خوشبو
دخترانه / فارسی
(احتمالی) آوای زه کمان هنگام رها شدن تیر
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترانه
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترانه
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «تقان» و «بیبی» (بانو). معنی «بیبی»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «تقان» و «تاج» (تاج). معنی «تاج»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «تمام» و «تاج» (تاج). معنی «تمام»: بدون کم و کاست. معنی «تاج»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) زر ناب
دخترانه / فارسی
(احتمالی) تمشک، میوهای جنگلی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ناز تن، تن نازنین
دخترانه / فارسی
سازی زهی و زخمهای با دستهی بلند و کاسهی گلابیشکل. تنبور در موسیقی آیینی یارسان در کرمانشاه و کردستان جایگاهی ویژه دارد
دخترانه / فارسی
بلبل (برهان
دخترانه / فارسی
تندیس، پیکره
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «توان» و «دخت»؛ دختر توانا. معنی «توان»: فارسی؛ توانایی. معنی «دخت»: مخفف دختر
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «توران» و «بانو». معنی «توران»: فارسی
دخترانه / فارسی
قبلی ۱ ۲
بعدی
اسم پسر فارسی با حرف ت (۳۱ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.