«برسم»، دستهی شاخههای باریک گیاهی که موبدان زرتشتی هنگام نیایش در دست میگرفتند
دخترانه / فارسی
نام دختر ارته باذ ، زن ایرانی اسکندر
دخترانه / فارسی
(احتمالی) سپید چون برف؛ برفی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) برگ
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «بگ» (بزرگ، در ترکی) و «دوستی» (دوستی و مهر). معنی «دوستی»: فارسی؛ دوستی و مهر
دخترانه / فارسی
(احتمالی) بلور
دخترانه / فارسی
از نامهای رواج
دخترانه / فارسی
بلور؛ کنایه از پاکی و شفافیت
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «بلور»؛ بلورین. معنی «بلور»: فارسی؛ بلور؛ کنایه از پاکی و شفافیت
دخترانه / فارسی
(احتمالی) بانوی بلورین
دخترانه / فارسی
درخت بلوط، نماد استواری و دیرپایی؛ جنگلهای بلوط زاگرس شهرت دارند
دخترانه / فارسی
(احتمالی) بلند
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «بمان» (ماندگار
دخترانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) ماندگار، پاینده
دخترانه / فارسی
پدر و مادری که هرچه فرزند آورند زود بمیرد و بچه هایشان پا نگیرند
دخترانه / فارسی
(احتمالی) بنفشرخ
دخترانه / فارسی
گلی کوچک، خوشبو و ظریف به رنگ بنفش؛ نماد فروتنی و نجابت
دخترانه / فارسی
(احتمالی) بنیاد
دخترانه / فارسی
دختر و دوشیزه هدهد، نام مرغ حضرت سلیمان
دخترانه / فارسی
از نامهای زنان، رواج میان پارسیان
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «بوستان»؛ باغ. معنی «بوستان»: فارسی؛ باغ گل؛ نام کتاب نامدار سعدی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) بوسیدن و نشانهی مهر و دوستی. در شعر فارسی بسیار آمده است. نامی کمکاربرد برای دختران
دخترانه / فارسی
(احتمالی) بوی خوش
دخترانه / فارسی
نخستین فصل سال؛ نماد شکفتن، تازگی، جوانی و امید
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «بهار» و «خانم» (بانو). معنی «بهار»: فارسی
دخترانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) آفرینندهی بهار
دخترانه / فارسی
هنگام بهار
دخترانه / فارسی
دختر بهار
دخترانه / فارسی
بهارچهره، شادابرو
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «بهار» و «زهرا» (درخشان). معنی «بهار»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «بهار»؛ بهارگونه. معنی «بهار»: فارسی؛ نخستین فصل سال؛ نماد شکفتن، تازگی، جوانی و امید
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «بهار» و «علی». معنی «بهار»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «بهار» و «فاطمه». معنی «بهار»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
بهار کوچک
دخترانه / فارسی
(احتمالی) گل بهاری
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «بهار» و «ناز». معنی «بهار»: فارسی
دخترانه / فارسی
منسوب به بهار
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «بهاره» و «سادات» (سیدها
دخترانه / فارسی
(احتمالی) بهاری، منسوب به بهار
دخترانه / فارسی
بهاری، منسوب به بهار
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «بهان» (نیک) و «دخت» (دختر). معنی «بهان»: فارسی؛ نیک. معنی «دخت»: مخفف دختر
دخترانه / فارسی
(احتمالی) بهترین، بیمانند در نیکی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) تابش نیک
دخترانه / فارسی
(احتمالی) تاجِ نیکو
دخترانه / فارسی
از «به» (نیک) و «دخت» (دختر)
دخترانه / فارسی
(احتمالی) نیک
دخترانه / فارسی
خوشگل و نیک منظر
دخترانه / فارسی
از «بهروز» (نیکروز، خوشبخت) با پسوند «ه»؛ یعنی خوشبخت و نیکروز
دخترانه / فارسی
از «به» (نیک) و «سا» (مانند)؛ یعنی نیکمانند، همانند خوبی
دخترانه / فارسی
بهشت، بهترین سرا
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «بهشت» با پسوند «ه»؛ بهشتی
دخترانه / فارسی
از «به» (خوب) و «کام» (آرزو
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «بهمن» و «دخت». معنی «بهمن»: فارسی کهن
دخترانه / فارسی
نوازنده خوب
دخترانه / فارسی
(احتمالی) هوشیار، خردمند
دخترانه / فارسی
قبلی
- ۱
- ۲
- ۳
- ۴
- ۵
بعدی
اسم پسر فارسی با حرف ب (۲۱۹ اسم)