رفتن به محتوا
نوزاد

۲۸۳ اسم

معنی اسم دختر با حرف ف، صفحه‌ی ۴

صفحه‌ی ۴ از ۵؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

فرزانه

دارای ِخَرد و پختگیِ، خَردمند، دانا

دخترانه فارسی

فرزانه السادات

ترکیبی از «فرزانه» و «سادات». معنی «فرزانه»: فارسی

دخترانه فارسی

فرزانه سادات

(احتمالی) ترکیبی از «فرزانه» و «سادات» (سیدها

دخترانه فارسی

فرزین طلا

(احتمالی) ترکیبی از «فرزین» و «طلا» (زر). معنی «فرزین»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

فرستو

پرستو

دخترانه فارسی

فرشته

فرستاده، پیک آسمانی؛ کنایه از پاکی و نیکی

دخترانه فارسی

فرشته السادات

ترکیبی از «فرشته» و «سادات». معنی «فرشته»: فارسی

دخترانه فارسی

فرشته سادات

(احتمالی) ترکیبی از «فرشته» و «سادات» (سیدها

دخترانه فارسی

فرغانه

فرغانه، سرزمینی در آسیای میانه

دخترانه فارسی

فرگل

نوعی پیراهن [برخاسته از فرنگ] که خوشایند و زیبنده و شکوه افزا بوده (است)

دخترانه فارسی

فرگون

باشکوه

دخترانه فارسی

فرن

از اصطلاحات مشترک زبان مادی، اوستایی و سکایی سده هفتم پیش از میلاد است

دخترانه

فرنار

(احتمالی) از «فر» (شکوه) و «انار». معنی «انار»: فارسی

دخترانه فارسی

فرناز

ناز باشکوه

دخترانه فارسی

فرنکیس

(احتمالی) شکل دیگری از «فرنگیس». معنی «فرنگیس»: فارسی

دخترانه فارسی

فرنگ تاج

(احتمالی) ترکیبی از «فرنگ» و «تاج» (تاج). معنی «فرنگ»: نام عمومی هر یک از کشورهای اروپا بویژه فرانسه

دخترانه فارسی

فرنگار

نگار باشکوه

دخترانه فارسی

فرنگناز

(احتمالی) از «فرنگ» و «ناز». معنی «فرنگ»: نام عمومی هر یک از کشورهای اروپا بویژه فرانسه

دخترانه فارسی

فرنگیز

صورتی از «فرنگیس». معنی «فرنگیس»: فارسی

دخترانه فارسی

فرنگیس

نام دختر افراسیاب تورانی و زن سیاوش

دخترانه فارسی

فرنو

فرّ نو

دخترانه فارسی

فرنواز

نوازنده باشکوه

دخترانه فارسی

فرنوشا

دارای فرّ و شیرینی

دخترانه فارسی

فرنی

•فیرْن در پهلوی : به معنی - بسیار و افزون و فروان. برابر فیرنی ن م زن °فرن ١- نام بزرگ‌ترین دختر اشوزرتشت که در بند ١٣٩ فروردین یشت ستوده شده. ١٠ یشت‌ها٢ + بخش ٣٢ بندهشن بنده ٢- نام زن اوسینمه و فرایزنت وخشویور- اسب و کیه ذاستی که در بند١٢٠ فروردین بشت ستوده شده اند . ٣- از نام‌های رواج میان بانوان پارسی

دخترانه فارسی

فرواکئین

نام زن فَرواک ٣ یشت‌ها ٢ل٣٩٠ نام‌های ایرانی یوستی

دخترانه

فروخ لقا

(احتمالی) ترکیبی از «فروخ» و «لقا» (دیدار، چهره). معنی «لقا»: عربی؛ دیدار، چهره

دخترانه عربی

فروز

نام موبدی بوده که در روز کار فتحعلی شاه دریز می‌زیسته ٣٠ فرزانگان

دخترانه فارسی

فروزا

فروزان

دخترانه فارسی

فروزان

آنچه بر اثر سوختن روشنایی دهد، فروزنده، شعله‌ور، مشتعل، روشن، تابناک، درخشنده

دخترانه فارسی

فروزش

روشنایی، تابش

دخترانه فارسی

فروزنده

روشن‌کننده، فروزان

دخترانه فارسی

فروشنک

فروشنک، دختر داریوش سوم

دخترانه فارسی

فروغ

روشنی و پرتو؛ فروغ فرخزاد شاعر نامدار

دخترانه فارسی

فروغ الزمان

ترکیبی از «فروغ» و «زمان». معنی «فروغ»: فارسی

دخترانه عربی، فارسی

فروغ السادات

ترکیبی از «فروغ» و «سادات». معنی «فروغ»: فارسی

دخترانه فارسی

فروغ بانو

ترکیبی از «فروغ» و «بانو». معنی «فروغ»: فارسی

دخترانه فارسی

فروغ دخت

ترکیبی از «فروغ» و «دخت». معنی «فروغ»: فارسی

دخترانه فارسی

فروغ زمان

(احتمالی) روشنی روزگار

دخترانه فارسی، عربی

فروغاعظم

(احتمالی) از «فروغ» (روشنی) و «اعظم». معنی «فروغ»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

فروغیه

(احتمالی) منسوب به «فروغ»

دخترانه

فروه

به معنای پوستین و جامه‌ی پشمی. ام‌فروه

دخترانه عربی

فره

بسیار، فراوان. خوب، پسندیده. فرّه

دخترانه فارسی

فره لقا

(احتمالی) ترکیبی از «فره» و «لقا» (دیدار

دخترانه عربی

فرهخش

پیشگام در دوستی. در ایران باستان نام زن بوده و یونانی‌ها آن را prokses نوشته اند

دخترانه

فرهماه

نام زنی است در : بندهشن ، بخش ٢٣

دخترانه

فرهناز

ناز باشکوه

دخترانه فارسی

فرهنگدخت

(احتمالی) دختر فرهنگ و دانش

دخترانه فارسی

فرهید

فرهیخته

دخترانه فارسی

فری

(احتمالی) کوتاه‌شده «فریبا» یا «فریده». معنی «فریبا»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

فری گل

(احتمالی) ترکیبی از «فری» و «گل» (گل). معنی «فری»: احتمالا کوتاه‌شده «فریبا» یا «فریده». معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

فریال

(احتمالی) ریشه آن روشن نیست؛ نام شاهزاده‌ای اردنی

دخترانه عربی

فریبا

دارنده چهره دل انگیز. از نام‌های رواج میان ایرانیان امروزی، ولی پیشینه نامگذاری ندارد

دخترانه فارسی

فریدا

(احتمالی) شکل دیگری از «فریا» یا «فرید». معنی «فریا»: فارسی؛ فریاد. معنی «فرید»: عربی؛ یگانه

دخترانه عربی، فارسی

فریدون اختر

(احتمالی) ترکیبی از «فریدون» و «اختر» (ستاره). معنی «فریدون»: فارسی کهن

دخترانه فارسی

فریده

مؤنث «فرید»؛ یگانه

دخترانه عربی

فریده سادات

(احتمالی) ترکیبی از «فریده» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

اسم پسر با حرف ف (۲۶۶ اسم)