خانه اسم دختر حرف ف صفحهی ۴ با همین حرف، بر اساس ریشه
دارای ِخَرد و پختگیِ، خَردمند، دانا
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «فرزانه» و «سادات». معنی «فرزانه»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «فرزانه» و «سادات» (سیدها
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «فرزین» و «طلا» (زر). معنی «فرزین»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
فرستاده، پیک آسمانی؛ کنایه از پاکی و نیکی
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «فرشته» و «سادات». معنی «فرشته»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «فرشته» و «سادات» (سیدها
دخترانه / فارسی
فرغانه، سرزمینی در آسیای میانه
دخترانه / فارسی
نوعی پیراهن [برخاسته از فرنگ] که خوشایند و زیبنده و شکوه افزا بوده (است)
دخترانه / فارسی
از اصطلاحات مشترک زبان مادی، اوستایی و سکایی سده هفتم پیش از میلاد است
دخترانه
(احتمالی) از «فر» (شکوه) و «انار». معنی «انار»: فارسی
دخترانه / فارسی
ناز باشکوه
دخترانه / فارسی
(احتمالی) شکل دیگری از «فرنگیس». معنی «فرنگیس»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «فرنگ» و «تاج» (تاج). معنی «فرنگ»: نام عمومی هر یک از کشورهای اروپا بویژه فرانسه
دخترانه / فارسی
نگار باشکوه
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «فرنگ» و «ناز». معنی «فرنگ»: نام عمومی هر یک از کشورهای اروپا بویژه فرانسه
دخترانه / فارسی
صورتی از «فرنگیس». معنی «فرنگیس»: فارسی
دخترانه / فارسی
نام دختر افراسیاب تورانی و زن سیاوش
دخترانه / فارسی
نوازنده باشکوه
دخترانه / فارسی
دارای فرّ و شیرینی
دخترانه / فارسی
•فیرْن در پهلوی : به معنی - بسیار و افزون و فروان. برابر فیرنی ن م زن °فرن ١- نام بزرگترین دختر اشوزرتشت که در بند ١٣٩ فروردین یشت ستوده شده. ١٠ یشتها٢ + بخش ٣٢ بندهشن بنده ٢- نام زن اوسینمه و فرایزنت وخشویور- اسب و کیه ذاستی که در بند١٢٠ فروردین بشت ستوده شده اند . ٣- از نامهای رواج میان بانوان پارسی
دخترانه / فارسی
نام زن فَرواک ٣ یشتها ٢ل٣٩٠ نامهای ایرانی یوستی
دخترانه
(احتمالی) ترکیبی از «فروخ» و «لقا» (دیدار، چهره). معنی «لقا»: عربی؛ دیدار، چهره
دخترانه / عربی
نام موبدی بوده که در روز کار فتحعلی شاه دریز میزیسته ٣٠ فرزانگان
دخترانه / فارسی
آنچه بر اثر سوختن روشنایی دهد، فروزنده، شعلهور، مشتعل، روشن، تابناک، درخشنده
دخترانه / فارسی
روشنی جهان
دخترانه / فارسی
روشنایی، تابش
دخترانه / فارسی
روشنکننده، فروزان
دخترانه / فارسی
فروشنک، دختر داریوش سوم
دخترانه / فارسی
روشنی و پرتو؛ فروغ فرخزاد شاعر نامدار
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «فروغ» و «زمان». معنی «فروغ»: فارسی
دخترانه / عربی، فارسی
ترکیبی از «فروغ» و «سادات». معنی «فروغ»: فارسی
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «فروغ» و «بانو». معنی «فروغ»: فارسی
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «فروغ» و «دخت». معنی «فروغ»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) روشنی روزگار
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «فروغ» (روشنی) و «اعظم». معنی «فروغ»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) منسوب به «فروغ»
دخترانه
به معنای پوستین و جامهی پشمی. امفروه
دخترانه / عربی
بسیار، فراوان. خوب، پسندیده. فرّه
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «فره» و «لقا» (دیدار
دخترانه / عربی
پیشگام در دوستی. در ایران باستان نام زن بوده و یونانیها آن را prokses نوشته اند
دخترانه
نام زنی است در : بندهشن ، بخش ٢٣
دخترانه
ناز باشکوه
دخترانه / فارسی
(احتمالی) دختر فرهنگ و دانش
دخترانه / فارسی
(احتمالی) کوتاهشده «فریبا» یا «فریده». معنی «فریبا»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «فری» و «گل» (گل). معنی «فری»: احتمالا کوتاهشده «فریبا» یا «فریده». معنی «گل»: فارسی؛ گل
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ریشه آن روشن نیست؛ نام شاهزادهای اردنی
دخترانه / عربی
دارنده چهره دل انگیز. از نامهای رواج میان ایرانیان امروزی، ولی پیشینه نامگذاری ندارد
دخترانه / فارسی
(احتمالی) شکل دیگری از «فریا» یا «فرید». معنی «فریا»: فارسی؛ فریاد. معنی «فرید»: عربی؛ یگانه
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «فریدون» و «اختر» (ستاره). معنی «فریدون»: فارسی کهن
دخترانه / فارسی
مؤنث «فرید»؛ یگانه
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «فریده» و «سادات» (سیدها
دخترانه / عربی
قبلی
۱ ۲ ۳ ۴ ۵
بعدی
اسم پسر با حرف ف (۲۶۶ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.