رفتن به محتوا
نوزاد

۲۸۳ اسم

معنی اسم دختر با حرف ف، صفحه‌ی ۲

صفحه‌ی ۲ از ۵؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

فاطمه گوهر

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «گوهر». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

فاطمه مانا

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «مانا» (ماندگار

دخترانه عربی، فارسی

فاطمه محدثه

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «محدثه» (لقب حضرت فاطمه). معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی

فاطمه مژگان

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «مژگان». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

فاطمه مطهره

ترکیبی از «فاطمه» و «مطهره». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی

فاطمه معصومه سادات

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «معصومه سادات». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی

فاطمه مهدا

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «مهدا». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی

فاطمه مهلا

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «مهلا». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی

فاطمه مهناز

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «مهناز» (ناز ماه

دخترانه عربی، فارسی

فاطمه مینو

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «مینو». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

فاطمه نساء

ترکیبی از «فاطمه» و «نساء». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی

فاطمه هدی

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «هدی». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی

فاطمه هستی

ترکیبی از «فاطمه» و «هستی». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

فاطمه هلیا

اسمی است به معنی دختر خورشید که کنایه از پیامبر اسلام می باشد یعنی فاطمه دختر محمد

دخترانه عربی، یونانی

فاطمه یاس

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «یاس». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

فاطمه یاسمین

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «یاسمین». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

فاطمه یکتا

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «یکتا» (یگانه

دخترانه عربی، فارسی

فاطمهالزهرا

(احتمالی) از «فاطمه» و «الزهرا» (درخشان)

دخترانه عربی

فاطمهحورا

از نام‌های مرکب، فاطمه و حورا

دخترانه عربی

فاطمهزهره

(احتمالی) از «فاطمه» و «زهره» (ناهید). معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی

فاطمهزینب

از «فاطمه» و «زینب». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی

فاطمهسارا

(احتمالی) از «فاطمه» و «سارا». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی، عبری

فاطمهسبا

(احتمالی) از «فاطمه» و «سبا». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی

فاطمهسما

از نام‌های مرکب، فاطمه و سما

دخترانه عربی

فاطمهمعصومه

از «فاطمه» و «معصومه». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی

فاطمهنرجس

از «فاطمه» و «نرجس». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی

فاطمهنسا

از نام‌های مرکب، فاطمه و نسا

دخترانه عربی

فاطمهنورا

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «نورا» (روشنایی). معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی

فاطمی

منسوب به «فاطمه»

دخترانه عربی

فاطمیه

منسوب به فاطمه. در فرهنگ شیعی «ایام فاطمیه» روزهای سوگواری حضرت فاطمه(س) است و «فاطمیان» نام خلافتی بود که از مغرب برخاست و قاهره را بنا کرد

دخترانه عربی

فاطی

(احتمالی) کوتاه‌شده «فاطمه». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی

فاطیما

صورتی از «فاطمه». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی

فانید

فانیذ. پانیذ. پانید

دخترانه فارسی

فایدیم

(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست

دخترانه

فتانه

دلربا، فتنه‌انگیز، اسم فاعلی از ریشه‌ی فتن

دخترانه عربی

فتنه

از ریشه‌ی «فتن» به معنی آزمودن و شیفته کردن

دخترانه عربی

فتیه

جوان

دخترانه عربی

فجر

نوری که از مدتی پیش از طلوع خورشید به زمین می تابد

دخترانه عربی

فخر اعظم

(احتمالی) ترکیبی از «فخر» و «اعظم» (بزرگ‌تر). معنی «فخر»: نازیدن

دخترانه عربی

فخر الین

(احتمالی) ترکیبی از «فخر» و «الین» (روشنایی). معنی «فخر»: نازیدن

دخترانه یونانی

فخر نساء

(احتمالی) ترکیبی از «فخر» و «نساء» (زنان). معنی «فخر»: نازیدن

دخترانه عربی

فخرآفاق

(احتمالی) از «فخر» (سربلندی) و «آفاق» (کرانه‌ها). معنی «فخر»: نازیدن

دخترانه عربی

فخرالتاج

(احتمالی) سربلندیِ تاج

دخترانه عربی

فخرالدولت

«مایه‌ی سربلندی دولت»؛ لقب فخرالدوله‌ی دیلمی

دخترانه عربی

فخرالزمان

شخص برجسته، گزیده، و مایه‌ی مباهات در زمان خود

دخترانه عربی

فخرالنسا

(احتمالی) سربلندی زنان

دخترانه عربی

فخرایران

«افتخار ایران»

دخترانه عربی، فارسی

فخرتاج

(احتمالی) از «فخر» و «تاج». معنی «فخر»: نازیدن

دخترانه فارسی

فخرجهان

موجب نازش و افتخار دنیا

دخترانه عربی

فخرزمان

ترکیبی از «فخر» و «زمان». معنی «فخر»: نازیدن، مباهات کردن. معنی «زمان»: عربی؛ زمان

دخترانه عربی

فخرگل

گل افتخار

دخترانه عربی، فارسی

فخرملوک

(احتمالی) سربلندی پادشاهان

دخترانه عربی

فخری

منسوب به فخر؛ مایه سربلندی

دخترانه عربی، فارسی

اسم پسر با حرف ف (۲۶۶ اسم)