رفتن به محتوا
نوزاد

۶۱۱ اسم

معنی اسم دختر با حرف س، صفحه‌ی ۵

صفحه‌ی ۵ از ۱۱؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

سمایه

آسمانی

دخترانه عربی

سمبوک

sam-bl-kehیا: سْمبیکِه نام دختر کواذ (غباد) و مادر کاووس

دخترانه

سمر

(احتمالی) داستان؛ نیز گندم‌گون

دخترانه عربی

سمرا

زن گندمگون

دخترانه عربی

سمن

در زبان پهلوی : به معنی- گل

دخترانه فارسی

سمن اندام

سمن‌اندام، دارای اندام لطیف

دخترانه

سمن بوی

نام دختر عم قاهر شاه، سردار قلعه خالد آباد

دخترانه

سمن چهره

ترکیبی از «سمن» و «چهره». معنی «سمن»: فارسی؛ یاسمن. معنی «چهره»: فارسی؛ چهره

دخترانه فارسی

سمن رخ

نام دختر مالک خالد برادر پادشاه خرمیه

دخترانه

سمن سیما

ترکیبی از «سمن» و «سیما». معنی «سمن»: فارسی

دخترانه فارسی

سمن گل

ترکیبی از «سمن» و «گل». معنی «سمن»: فارسی؛ یاسمن. معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

سمن ناز

زیباروی دارای ناز و کرشمه

دخترانه

سمنبر

دارای اندام معطّ ر چون َسمن، یا دارای اندام سفید و لطیف

دخترانه فارسی

سمندخت

دختر آسمان

دخترانه فارسی

سمنزار

یاسمن‌زار

دخترانه فارسی

سمنسا

یاسمن‌مانند

دخترانه فارسی

سمنعذار

(احتمالی) یاسمن‌چهره

دخترانه فارسی، عربی

سمنوی

یاسمن‌بو

دخترانه فارسی

سمی

(احتمالی) نام بانوی داستان بلوچی «دودا و سمی»

دخترانه بلوچی

سمیرا

اکدی؛ بانوی قصر، یا اندیشه‌ی نیک، از ریشه‌ی اکدی

دخترانه عربی، کردی

سمیرا بیگم

(احتمالی) ترکیبی از «سمیرا» و «بیگم» (بانو

دخترانه عربی، ترکی

سمیرا میس

اکدی؛ بانوی قصر، یا اندیشه‌ی نیک، از ریشه‌ی اکدی

دخترانه یونانی

سمیراء

مؤنث «سمیر» به معنی هم‌صحبت شب‌نشینی

دخترانه عربی

سمیره

مؤنث «سمیر» از ریشه‌ی «سَمَر» به معنی گفت‌وگوی شبانه

دخترانه عربی

سمیره بیگم

(احتمالی) ترکیبی از «سمیره» (همدم شب

دخترانه عربی، ترکی

سمیعه

گوش شنوا

دخترانه عربی

سمین دخت

ترکیبی از «سمین» و «دخت». معنی «سمین»: عربی؛ گرانبها. معنی «دخت»: مخفف دختر

دخترانه عربی

سمینا

(احتمالی) یاسمن

دخترانه فارسی

سمینه

(احتمالی) یاسمن

دخترانه فارسی

سمیه

نام مادر عمار بن یاسر و اولین زن شهیده در صدر اسلام

دخترانه عربی

سمیه السادات

(احتمالی) ترکیبی از «سمیه» و «السادات» (سیدها

دخترانه عربی

سمیه سادات

(احتمالی) ترکیبی از «سمیه» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

سن

امید؛ [از فراعنه‌ی دودمان دوم]

دخترانه

سناء

روشنایی، فروغ

دخترانه عربی

سنبل

نام گلی است

دخترانه فارسی

سنبله

نام رنی بوده

دخترانه

سندس

دیبای نازک بهشتی؛ واژه‌ای قرآنی

دخترانه عربی

سندوس

نام خواهر خشایارشاه

دخترانه عربی

سنعهوک

نام یکی از دوزنان آزی دهاک حا بنا بر بندهای ١٣ و١٣ درواسب یشت

دخترانه

سنگره

(احتمالی) سنگر

دخترانه کردی

سنگین طلا

(احتمالی) ترکیبی از «سنگین» و «طلا» (زر). معنی «سنگین»: از جنس سنگ

دخترانه عربی

سنمبر

یاسمن‌بر

دخترانه فارسی

سنور

مرز، سرحد

دخترانه کردی

سنوش

نام ستاره باران در زبان پهلوی

دخترانه فارسی

سنیا

بلندمرتبه

دخترانه عربی

سوتیام

(احتمالی) روشنی چشمانم

دخترانه لری

سودا

(احتمالی) سیاهی دل؛ به مجاز عشق و شیدایی

دخترانه عربی

سودابه

سعد، نیکبخت، شکلِ پارسی شده‌ی نام عربیِ سعدی [دختر شاه هاماوران و همسر کاووس]

دخترانه فارسی، کردی

سوده

ساییده؛ نام سوده، همسر پیامبر

دخترانه عربی

سورا

ژاپنی؛ آسمان

دخترانه ژاپنی

سورمه

سورمه چشم، نامی دخترانه

دخترانه کردی

سورناز

(احتمالی) از «سور» (جشن) و «ناز». معنی «سور»: اسوار

دخترانه فارسی

سوری

گل سرخ، گل محمدی

دخترانه فارسی

سوریه

خورشید

دخترانه هندی

سوریه خانم

(احتمالی) ترکیبی از «سوریه» و «خانم» (بانو). معنی «سوریه»: فارسی

دخترانه فارسی، ترکی

سوزان

لاله، از ریشه‌ی عبری شوشانّا (لاله)، منسوب به شهر شوش

دخترانه عبری

اسم پسر با حرف س (۷۰۸ اسم)