رفتن به محتوا
نوزاد

۱۷۱ اسم

معنی اسم دختر با حرف د، صفحه‌ی ۲

صفحه‌ی ۲ از ۳؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

دریامهر

(احتمالی) از «دریا» و «مهر». معنی «دریا»: فارسی

دخترانه فارسی

دریانا

(احتمالی) از «دریا». معنی «دریا»: فارسی؛ دریا؛ کنایه از بخشش و فراخی دل

دخترانه فارسی

دریتا

دری :مانند #در #درخشان #روشن

دخترانه فارسی

درینا

(احتمالی) از «دریا» یا نامی بالکانی. معنی «دریا»: فارسی؛ دریا؛ کنایه از بخشش و فراخی دل

دخترانه فارسی

درینوش

(احتمالی) از «در» (مروارید) و «نوش». معنی «نوش»: فارسی

دخترانه فارسی

دریه

(احتمالی) درخشان چون مروارید

دخترانه عربی، فارسی

دزیره

از لاتین «دزیدراتا» به معنی آرزوشده و خواستنی. دزیره کلاری

دخترانه فرانسوی

دسپینا

از despoina به معنای بانو و سرور

دخترانه یونانی

دستنبو

میوه‌ای زرد رنگ و خوشبو شبیه گرمک که خط‌های سبز و سفید دارد

دخترانه فارسی

دغدو

(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست

دخترانه

دگرانوهی

(احتمالی) یعنی ملکه

دخترانه ارمنی

دل آذین

(احتمالی) ترکیبی از «دل» (دل) و «آذین». معنی «آذین»: فارسی

دخترانه فارسی

دل آراء

(احتمالی) ترکیبی از «دل» (دل) و «آراء». معنی «آراء»: رأی؛ رأی‌ها، نظرها، اندیشه‌ها، عقیده‌ها. رأی

دخترانه

دل آرام

نام معشوقه بهرام کور

دخترانه فارسی

دل آرام سادات

(احتمالی) ترکیبی از «دلارام» و «سادات». معنی «دلارام»: فارسی

دخترانه فارسی

دلآرا

آراینده دل

دخترانه فارسی

دلآرای

(احتمالی) شکل دیگری از «دل‌آرا»؛ آراینده دل

دخترانه

دل‌آشوب

(احتمالی) دل‌آشوب، کسی که دل را بی‌قرار می‌کند

دخترانه فارسی

دلا

(احتمالی) کوتاه‌شده «دلارام». معنی «دلارام»: فارسی

دخترانه فارسی

دلارا

معشوق، دلارا

دخترانه کردی

دلارام

موجب آرامش خاطر، محبوب، معشوق، با آسودگی خاطر

دخترانه کردی

دلافروز

مایه‌ی شادی و خوشی دل

دخترانه فارسی

دلان

صاحب دل

دخترانه کردی

دلانا

(احتمالی) از «دل»

دخترانه

دلاوا

بخشنده

دخترانه کردی

دلاویز

دل‌آویز، دلربا

دخترانه فارسی

دلاوین

(احتمالی) ترکیبی از «دل» (دل) و «اوین» (عشق، دوستی (کردی)). معنی «اوین»: کردی؛ عشق و دوستی

دخترانه کردی

دلبان

(احتمالی) دلبند

دخترانه فارسی

دلبانو

(احتمالی) ترکیبی از «دل» (دل) و «بانو» (بانو). معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی

دلبر

دارای زیبایی، جذابیت و توانایی جلب عشق و علاقه‌ی دیگران؛ معشوق

دخترانه فارسی

دلبرناز

(احتمالی) دلبرِ ناز

دخترانه فارسی

دلبند

عزیز و دوست داشتنی؛ (2- در قدیم) معشوق، اسیر کننده‌ی دل، جذاب و گیرا

دخترانه

دلپرور

پرورنده دل

دخترانه فارسی

دلپسند

دلپسند، پسندیده

دخترانه فارسی

دلجو

دلجو، کسی که دل دیگران را به دست می‌آورد و دلداری می‌دهد

دخترانه فارسی

دلخوش

دل خوش

دخترانه کردی

دلدار

عاشق، شجاع، زنده دل

دخترانه کردی

دلربا

دلربا، دلفریب

دخترانه فارسی

دلربای

دلربا، دل‌انگیز

دخترانه فارسی

دلرخ

(احتمالی) ترکیبی از «دل» (دل) و «رخ» (چهره)

دخترانه

دلژین

(احتمالی) یعنی زندگی دل

دخترانه کردی

دلسا

(احتمالی) دل‌مانند، مهربان

دخترانه فارسی

دلسو

(احتمالی) آب دل؛ احتمالا یعنی پرمهر

دخترانه ترکی

دلسوز

دلسوز، مهربان

دخترانه فارسی

دلشادخاتون

دلشاد خاتون، بانوی دلشاد؛ دلشاد خاتون همسر ابوسعید بهادرخان، ایلخان مغول

دخترانه فارسی، ترکی

دلفروز

روشن‌کننده‌ی دل

دخترانه فارسی

دلکش

دلپذیر، خوشایند

دخترانه فارسی

دلگشا

دلگشا، شادی‌آور

دخترانه فارسی

دلگون

(احتمالی) دلخواه

دخترانه فارسی

دلماه

(احتمالی) ترکیبی از «دل» (دل) و «ماه» (ماه). معنی «ماه»: فارسی؛ ماه

دخترانه فارسی

دلناز

ناز دل، نازنین

دخترانه فارسی

دلنواز

دلنواز، مهربان و دلپذیر

دخترانه فارسی

دلنوش

گوارای دل

دخترانه فارسی

اسم پسر با حرف د (۲۰۱ اسم)