رفتن به محتوا
نوزاد

۴۷۷۷ اسم

معنی اسم پسر عربی، صفحه‌ی ۷۸

صفحه‌ی ۷۸ از ۸۰؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

والی خان

(احتمالی) ترکیبی از «والی» و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه عربی

وامق

نام عاشق عَذرا

پسرانه عربی

واهب

بخشنده، اسم فاعل از ریشه‌ی وهب (موهبت)

پسرانه عربی

وجه اله

روی خدا. در قرآن آمده است: «فَأَینَما تُوَلّوا فَثَمَّ وَجهُ الله» یعنی به هر سو رو کنید

پسرانه عربی

وجیهه الله

(احتمالی) ترکیبی از «وجیهه» و «الله» (خدا). معنی «وجیهه»: عربی

پسرانه عربی

وحدت الله

(احتمالی) ترکیبی از «وحدت» و «الله» (خدا). معنی «وحدت»: عربی

پسرانه عربی

وحید

زیبا، خوشگل (زن)

پسرانه عربی

وحید اله

ترکیبی از «وحید» و «الله». معنی «وحید»: عربی

پسرانه عربی

وحیدالله

(احتمالی) ترکیبی از «وحید» و «الله» (خدا). معنی «وحید»: عربی

پسرانه عربی

وحیدبخش

(احتمالی) از «وحید» و «بخش». معنی «وحید»: عربی

پسرانه عربی

وحیدرضا

از نام‌های مرکب (، وحید و رضا

پسرانه عربی

ودود

دوستدار، صفت از ریشه‌ی ودد (دوست داشتن)

پسرانه عربی

ودیع

آرام

پسرانه عربی

وردا

(احتمالی) از «ورد»

پسرانه عربی

وردانشاه

نام نیای مرد آویج ورد : فارسی است، به معنی-کل، وریشه ورد تازی، از همیز

پسرانه عربی، فارسی

ورده

تک‌واژه‌ی «ورد» به معنی گل سرخ؛ وردة الجزائریه، خواننده‌ی نامدار جهان عرب، این نام را داشت

پسرانه عربی

وردین

(احتمالی) گلگون

پسرانه عربی

ورقعلی

(احتمالی) از «ورق» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

ورقه

ورقة بن نوفل

پسرانه عربی

وزیر محمد

(احتمالی) ترکیبی از «وزیر» و «محمد» (ستوده). معنی «وزیر»: هر یک از اعضای هیئت دولت. معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

وزیراحمد

(احتمالی) ترکیبی از «وزیر» و «احمد» (ستوده). معنی «وزیر»: هر یک از اعضای هیئت دولت. معنی «احمد»: عربی؛ ستوده‌ترین؛ از نام‌های پیامبر اسلام که در قرآن (سوره صف) آمده است

پسرانه عربی

وسام

مدال، نشان افتخار، نشان شایستگی

پسرانه عربی

وسفعلی

(احتمالی) ترکیبی از «وسف» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

وصال

رسیدن به یار

پسرانه عربی

وصی علی

(احتمالی) ترکیبی از «وصی» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «وصی»: کسی که وصیت کننده او را مأمور اجرای وصیت خود کند. معنی «علی»: عربی؛ بلندمرتبه و والا. نام امام نخست شیعیان و چهارمین خلیفه، علی بن ابی‌طالب، داماد پیامبر و نماد دانش، دلیری و دادگری؛ «العلی» از نام‌های خداست

پسرانه عربی

وفا

وفاداری

پسرانه عربی

وفا علی

(احتمالی) ترکیبی از «وفا» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «وفا»: عربی

پسرانه عربی

وفاء

وفاداری

پسرانه عربی

وفادار

آن که یا آنچه به تعهد، دوستی و عشق پای بند باشد، با وفا

پسرانه عربی، فارسی

وقار

آهستگی، سنگینی، بزرگواری

پسرانه عربی

وکیل

از ریشه‌ی «و ک ل»

پسرانه عربی

وکیل احمد

(احتمالی) ترکیبی از «وکیل» و «احمد» (ستوده). معنی «وکیل»: عربی

پسرانه عربی

ولی

صاحب امر، اسم فاعل از ریشه‌ی عربی ولی (فرمان راندن) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

ولی احمد

(احتمالی) ترکیبی از «ولی» و «احمد» (ستوده). معنی «ولی»: عربی

پسرانه عربی

ولی اعلی

(احتمالی) از «ولی» و «اعلی». معنی «ولی»: عربی

پسرانه عربی

ولی الدین

(احتمالی) ترکیبی از «ولی» و «الدین» (دین). معنی «ولی»: عربی؛ دوست و سرپرست؛ «ولی‌الله» لقب امام علی

پسرانه عربی

ولی الله

ترکیبی از «ولی» و «الله»

پسرانه عربی

ولی جان

(احتمالی) ترکیبی از «ولی» و «جان» (جان و روان). معنی «ولی»: عربی

پسرانه عربی، عبری

ولی حسین

(احتمالی) ترکیبی از «ولی» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «ولی»: عربی

پسرانه عربی

ولی خان

(احتمالی) ترکیبی از «ولی» و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه عربی

ولی قربان

(احتمالی) از «ولی» و «قربان». معنی «ولی»: عربی

پسرانه عربی

ولی گلی

(احتمالی) از «ولی» و «گلی». معنی «ولی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

ولید

نوزاد، کودک، اسم از ریشه‌ی ولد

پسرانه عربی

ولیداد

داده ولی

پسرانه عربی، فارسی

ولیدالرحمن

(احتمالی) از «ولید» (نوزاد) و «الرحمن». معنی «ولید»: عربی

پسرانه عربی

ولیرضا

(احتمالی) ترکیبی از «ولی» و «رضا» (خشنودی). معنی «ولی»: عربی

پسرانه عربی

ولیقلی

(احتمالی) ترکیبی از «ولی» و «قلی» (بنده

پسرانه عربی، ترکی

ولیمحمد

ترکیبی از «ولی» و «محمد». معنی «ولی»: عربی

پسرانه عربی

ولیمراد

(احتمالی) ترکیبی از «ولی» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «ولی»: عربی

پسرانه عربی

وهاب

روزی دهنده، صفت از ریشه‌ی وهب (روزی دادن) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

وهاب علی

(احتمالی) ترکیبی از «وهاب» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «وهاب»: عربی

پسرانه عربی

وهب

بخشش بلاعوض

پسرانه عربی

وهبی

(احتمالی) بخشیده، موهوبی

پسرانه عربی

ویس کرم

ترکیبی از «ویس» و «کرم». معنی «ویس»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

ویس محمد

(احتمالی) ترکیبی از «ویس» و «محمد» (ستوده). معنی «ویس»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

ویسعلی

(احتمالی) ترکیبی از «ویس» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «ویس»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

ویسمراد

ترکیبی از «ویس» و «مراد». معنی «ویس»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

اسم دختر عربی (۱۹۹۵ اسم)