رفتن به محتوا
نوزاد

۴۷۷۷ اسم

معنی اسم پسر عربی، صفحه‌ی ۷۷

صفحه‌ی ۷۷ از ۸۰؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

نورپرور

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «پرور» (پرورش‌دهنده). معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

نورتقان

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «تقان». معنی «نور»: عربی؛ روشنایی؛ نام سوره بیست‌وچهارم قرآن

پسرانه عربی

نورتکین

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «تکین» (پهلوان

پسرانه عربی، ترکی

نورحسین

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

نورخدا

نور خدا

پسرانه عربی، فارسی

نوردوستی

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «دوستی» (دوستی و مهر). معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

نوررحمان

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «رحمان». معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

نورزاد

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «زاد». معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

نورسلطان

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «سلطان» (پادشاه). معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

نورشاد

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «شاد». معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

نورشرف

نور بزرگواری

پسرانه عربی

نورصباح

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «صباح». معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

نورطلا

نور زرین

پسرانه عربی، فارسی

نورعباس

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «عباس» (شیر بیشه). معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

نورعلی

از «نور» و «علی». معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

نورعلیرضا

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «علیرضا» (نام امام هشتم شیعیان). معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

نورقلی

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «قلی» (بنده

پسرانه عربی، ترکی

نورقلیچ

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «قلیچ». معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی، ترکی

نورکرم

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «کرم». معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

نورگل

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «گل» (گل). معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

نورماه

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «ماه» (ماه). معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

نورمحمد

ترکیبی از «نور» و «محمد». معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

نورمراد

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

نورملک

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «ملک» (پادشاه). معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

نورمند

(احتمالی) روشن، نورانی

پسرانه فارسی، عربی

نوروان

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «وان». معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

نوروز اکرم

(احتمالی) ترکیبی از «نوروز» و «اکرم» (بزرگوارتر). معنی «نوروز»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

نوروزعلی

از «نوروز» و «علی». معنی «نوروز»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

نوروزمحمد

(احتمالی) ترکیبی از «نوروز» و «محمد» (ستوده). معنی «نوروز»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

نوری

ژاپنی؛ قانون

پسرانه عربی، فارسی

نوری سعید

ترکیبی از «نوری» و «سعید»

پسرانه عربی

نوریان

(احتمالی) روشنان

پسرانه عربی، فارسی

نوشادعلی

(احتمالی) ترکیبی از «نوشاد» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «نوشاد»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

نوفل

جوان زیبارو

پسرانه عربی

نویدحسین

(احتمالی) ترکیبی از «نوید» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «نوید»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

نویدرضا

از نام‌های مرکب، م نوید و رضا

پسرانه فارسی، عربی

نهایت

پایان، انتها؛ 2- آخرین، بالاترین، بیشترین؛ 3- بالاترین حد چیزی

پسرانه عربی

نیاز محمد

(احتمالی) ترکیبی از «نیاز» (نیاز

پسرانه فارسی، عربی

نیازاحمد

(احتمالی) ترکیبی از «نیاز» (نیاز

پسرانه فارسی، عربی

نیازحسین

(احتمالی) ترکیبی از «نیاز» (نیاز

پسرانه فارسی، عربی

نیراعظم

(احتمالی) ترکیبی از «نیر» و «اعظم» (بزرگ‌تر). معنی «نیر»: عربی

پسرانه عربی

نیک محمد

(احتمالی) ترکیبی از «نیک» و «محمد» (ستوده). معنی «نیک»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

وائل

اسم فاعل از «وأل» به معنای پناه بردن

پسرانه عربی

واثق

اعتماد کننده، اسم فاعل از ریشه‌ی وثق

پسرانه عربی

واجد

دارنده، توانگر، اسم فاعل از ریشه‌ی وجد

پسرانه عربی

واحد

یکتا، اسم فاعل از ریشه‌ی وحد (یک) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

واحدبخش

(احتمالی) از «واحد» و «بخش». معنی «واحد»: عربی؛ یگانه؛ از نام‌های خدا

پسرانه عربی

وارث

آن که مال

پسرانه عربی

واسع

در بر گیرنده

پسرانه عربی

واصل

رسیده، متصل شده، اسم فاعل از ریشه‌ی وصل

پسرانه عربی

واعظ

موعظه کننده، اسم فاعل از ریشه‌ی وعظ

پسرانه عربی

واعظی

(احتمالی) منسوب به واعظ

پسرانه عربی

وافی

تمام، کامل

پسرانه عربی

واقد

فروزنده‌ی آتش، اسم فاعل از ریشه‌ی وقد. والت /وال‌تر (E Walt/ Wahlterآلمانی) قانون مردم

پسرانه عربی

واقف

آگاه

پسرانه عربی

والارضا

(احتمالی) ترکیبی از «والا» و «رضا» (خشنودی). معنی «والا»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

والاعلی

(احتمالی) ترکیبی از «والا» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «والا»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

والی

حاکم، جانشینِ شاه، اسم فاعل از ریشه‌ی ولی

پسرانه عربی

والی اله

(احتمالی) ترکیبی از «والی» و «اله» (خدا). معنی «والی»: عربی

پسرانه عربی

اسم دختر عربی (۱۹۹۵ اسم)