۴۷۷۷ اسم
معنی اسم پسر عربی، صفحهی ۶
صفحهی ۶ از ۸۰؛ اسمها به ترتیب الفبا آمدهاند.
امیدحسین
(احتمالی) ترکیبی از «امید» (آرزو و امید) و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «امید»: فارسی
پسرانه فارسی، عربی
امیدمحمد
(احتمالی) ترکیبی از «امید» (آرزو و امید) و «محمد» (ستوده). معنی «امید»: فارسی
پسرانه فارسی، عربی
امیدمهدی
(احتمالی) ترکیبی از «امید» (آرزو و امید) و «مهدی» (هدایتشده). معنی «امید»: فارسی
پسرانه فارسی، عربی
امیدیداله
(احتمالی) ترکیبی از «امید» (آرزو و امید) و «یداله» (دست خدا). معنی «امید»: فارسی
پسرانه فارسی، عربی
امیر ابتین
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «ابتین» (نام پدر فریدون در شاهنامه (آبتین)). معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور. معنی «ابتین»: فارسی؛ صورتی از «آبتین»، پدر فریدون در شاهنامه
پسرانه عربی، فارسی
امیر اسحاق
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «اسحاق» (به معنی میخندد). معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی، عبری
امیر اعظم
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «اعظم» (بزرگتر). معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی
امیر افشار
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «افشار». معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی، ترکی
امیر بهروز
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «بهروز». معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی، فارسی
امیر پرور
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «پرور» (پرورشدهنده). معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی، فارسی
امیر پژمان
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «پژمان». معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی، فارسی
امیر پشنگ
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «پشنگ». معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی، فارسی
امیر پیام
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «پیام». معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی، فارسی
امیر پیمان
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «پیمان». معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی، فارسی
امیر تاج
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «تاج» (تاج). معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی، فارسی
امیر چهره
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «چهره». معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی، فارسی
امیر سردار
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «سردار». معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی، فارسی
امیر شاهرخ
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «شاهرخ» (نام پسر تیمور). معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی، فارسی
امیر شروین
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «شروین» (نام پسر بهرام گور در داستانها). معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور. معنی «شروین»: فارسی؛ نام پسر بهرام گور و قهرمان داستانهای کهن؛ نیز به معنای پرشکوه
پسرانه عربی، فارسی
امیر شهرام
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «شهرام». معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی، فارسی
امیر مراد
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی
امیر مهران
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «مهران». معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی، فارسی
امیر میثم
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «میثم» (نام یکی از یاران امام علی (میثم تمار)). معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور. معنی «میثم»: عربی؛ نام میثم تمار، یار وفادار امام علی
پسرانه عربی
امیر نصرالدین
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «نصرالدین» (یاری دین). معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی
امیر نوذر
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «نوذر». معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی، فارسی
امیرآراد
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا) و «آراد» (نام ایزد پاکی و دین). معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی، فارسی
امیرآرتا
(احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «آرتا» (راستی و پاکی). معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی، فارسی
امیرآرش
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «آرش» (کمانگیر نامدار ایران باستان). معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور. معنی «آرش»: فارسی؛ از اوستایی «ارخش»، به معنای درخشان، نیکچشم یا تیرانداز. آرش کمانگیر پهلوان اسطورهای ایران است که برای تعیین مرز ایران و توران تیری از البرز رها کرد و جانش را در آن نهاد؛ تیر از بامداد تا نیمروز رفت و مرز را تا رود جیحون برد. نماد فداکاری و میهندوستی
پسرانه عربی، فارسی