معنی اسم امیر
Amir
امیر یعنی:
پادشاه، حاکم، درجهای پایینتر از پادشاه، فرماندهی سپاه، سردار، سپهسالار.
منبع: بانک جامع نامهای ایرانی (ثبت احوال)
معنی دیگر:
حاکم، فرمانروا، اسم فاعل از ریشهی امر.
منبع: نامشناخت، شروین وکیلی
معنی دیگر:
فرمانروا، سرور.
بدون منبع؛ پیشنهاد هوش مصنوعی
اسمی پسرانه با ریشهی عربی.
- جنسیت
- پسرانه
- ریشه
- عربی
- املای انگلیسی
- Amir
- ابجد
- ۲۵۱ (صغیر: ۱۱)
اسمهای هممعنی با امیر
- امیرسالار امیر و پادشاه سپهسالار، حاکم سپهبد، فرماندهی صاحب اختیار
- امیر سردار (احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «سردار». معنی «امیر»: عربی
- امیراصلان پادشاه چون شیر، حاکم دلاور، فرمانده و سردار چون شیر
- سالار امیر (احتمالی) ترکیبی از «سالار» و «امیر» (فرمانروا و سرور). معنی «سالار»: فارسی
- سپهدار (احتمالی) شکل دیگری از «سپهدار»؛ فرمانده سپاه
- امیرشایان پادشاه و امیر لایق و شایسته، حاکم و سردار در خور و سزاوار
- امیر خادم (احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «خادم». معنی «امیر»: عربی
- امیراحمد امیر بسیار ستوده، پادشاه و حاکم ستوده شده، فرمانده و امیر ستودنی
- امیرصادق امیر و پادشاه راستگو، حاکم درستکار، حاکم و سردار راست کردار
- امیرهاشم امیر و پادشاه شکننده و خرد کننده، حاکم و فرمانده شکننده و خرد کننده
- سیدامیررضا (احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
- والیه حاکم و پادشاه و سلطان (زن)
اسمهای مشابه امیر
- امیدرضا از «امید» و «رضا». معنی «امید»: فارسی
- امید احمد (احتمالی) ترکیبی از «امید» (آرزو و امید) و «احمد» (ستوده). معنی «امید»: فارسی
- امیر افشار (احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «افشار». معنی «امیر»: عربی
- امید مراد (احتمالی) ترکیبی از «امید» (آرزو و امید) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «امید»: فارسی
- امیر اله داد ترکیبی از «امیر» و «اله داد». معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور
- امیر ابتین (احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «ابتین» (نام پدر فریدون در شاهنامه (آبتین)). معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور. معنی «ابتین»: فارسی؛ صورتی از «آبتین»، پدر فریدون در شاهنامه
- امیر اسلان ترکیبی از «امیر» و «اسلان». معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور
- امیر اسحاق (احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «اسحاق» (به معنی میخندد). معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور. معنی «اسحاق»: عبری؛ میخندد؛ نام پسر ابراهیم و ساره، از پیامبران
- امیر اصغر (احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «اصغر». معنی «امیر»: عربی
- امیر اصف ترکیبی از «امیر» و «آصف». معنی «امیر»: عربی
- امیر اعظم (احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «اعظم» (بزرگتر). معنی «امیر»: عربی
- امیدحسین (احتمالی) ترکیبی از «امید» (آرزو و امید) و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «امید»: فارسی
اسم خواهر و برادر برای امیر
اسمهایی که ریشهی مشترک با امیر دارند و تعداد هجایشان نزدیک به آن است.
پرسشهای رایج دربارهی امیر
معنی اسم امیر چیست؟
امیر در منابع چند معنی دارد. در بانک جامع نامهای ایرانی (ثبت احوال): پادشاه، حاکم، درجهای پایینتر از پادشاه، فرماندهی سپاه، سردار، سپهسالار؛ در نامشناخت، شروین وکیلی: حاکم، فرمانروا، اسم فاعل از ریشهی امر؛ در پیشنهاد هوش مصنوعی: فرمانروا، سرور.
امیر دخترانه است یا پسرانه؟
امیر اسمی پسرانه است.
ابجد امیر چند است؟
ابجد کبیر امیر ۲۵۱ و ابجد صغیر آن ۱۱ است.