رفتن به محتوا
نوزاد

۴۷۷۷ اسم

معنی اسم پسر عربی، صفحه‌ی ۷

صفحه‌ی ۷ از ۸۰؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

امیرآرشام

(احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «آرشام» (بسیار نیرومند). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرآرمن

ترکیبی از «امیر» و «آرمن». معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرآرمین

(احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «آرمین» (نام پسر منوچهر در شاهنامه). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرآریا

(احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «آریا» (آزاده و نجیب). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرآریان

(احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «آریان» (آریایی

پسرانه عربی، فارسی

امیرابراهیم

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «ابراهیم» (نام پیامبر

پسرانه عربی، عبری

امیراتابک

«امیر اتابک» لقب میرزا تقی‌خان امیرکبیر، صدراعظم اصلاح‌گر ناصرالدین شاه

پسرانه ترکی، عربی

امیراترک

(احتمالی) از «امیر» و «اترک» (نام رودی در شمال‌شرق ایران). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیراحتشام

(احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «احتشام» (شکوه). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیراحسان

امیر بخشنده، امیر نیکوکار

پسرانه عربی

امیراحمد

امیر بسیار ستوده، پادشاه و حاکم ستوده شده، فرمانده و امیر ستودنی

پسرانه عربی

امیراردلان

(احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «اردلان» (دلاور). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیراردوان

(احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «اردوان» (نام پادشاهان اشکانی). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرارسام

(احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «ارسام» (نیای هخامنشیان). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرارسلان

ترکیب «امیر» (فرمانروا) و «ارسلان» (شیر)

پسرانه عربی، ترکی

امیرارشا

(احتمالی) از «امیر» و «ارشا»

پسرانه عربی

امیرارشان

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «ارشان» (دلیر). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرارشد

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «ارشد». معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرارشیا

حاکم و پادشاه درست کردار، امیر درستکار

پسرانه عربی، فارسی

امیراسد

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «اسد» (شیر). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیراسعد

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «اسعد» (نیکبخت‌تر). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیراسکندر

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «اسکندر» (نام پادشاه مقدونی). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، یونانی

امیراسماعیل

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «اسماعیل» (نام پیامبر

پسرانه عربی، عبری

امیراسمعیل

ترکیبی از «امیر» و «اسمعیل». معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور

پسرانه عربی

امیراشکان

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» و «اشکان» (نام خاندان اشکانی). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیراصلان

پادشاه چون شیر، حاکم دلاور، فرمانده و سردار چون شیر

پسرانه عربی، ترکی

امیراعلا

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «اعلا» (برتر

پسرانه عربی

امیرافراز

(احتمالی) از «امیر» و «افراز» (بلندی). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرافشین

(احتمالی) از «امیر» و «افشین» (نام سردار ایرانی). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیراقبال

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «اقبال» (بخت نیک). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیراکبر

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «اکبر» (بزرگ‌تر). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیراکرم

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «اکرم» (بزرگوارتر). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرالله

ترکیبی از «امیر» و «الله». معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیراله

ترکیبی از «امیر» و «الله». معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرایوب

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «ایوب». معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، عبری

امیربابک

(احتمالی) از «امیر» و «بابک» (پدر

پسرانه عربی، فارسی

امیرباربد

(احتمالی) از «امیر» و «باربد» (نوازنده دربار خسروپرویز). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرباقر

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «باقر» (شکافنده دانش). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیربردیا

(احتمالی) از «امیر» و «بردیا» (نام پسر کوروش). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیربرنا

(احتمالی) از «امیر» و «برنا» (جوان). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیربهادر

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «بهادر» (دلیر

پسرانه عربی، ترکی

امیربهامین

(احتمالی) از «امیر» و «بهامین»

پسرانه عربی، فارسی

امیربهتاش

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «بهتاش» (نیک). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیربهراد

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «بهراد» (نیک‌سرشت

پسرانه عربی، فارسی

امیربهرام

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» و «بهرام» (ایزد پیروزی). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیربهزاد

امیر نیکوتبار، پادشاه نیک نژاد، حاکم و سردار نیکوزاده

پسرانه عربی، فارسی

امیربهمن

(احتمالی) از «امیر» و «بهمن» (نیک‌منش). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیربهنام

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «بهنام» (نیک‌نام

پسرانه عربی، فارسی

امیربهنود

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «بهنود» (نیک و تازه). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرپارسا

امیر پرهیزگار، پادشاه زاهد و متقی، حاکم دانشمند

پسرانه عربی، فارسی

امیرپاشا

از نام‌های مرکب (، امیر و پاشا

پسرانه عربی، ترکی

امیرپدرام

(احتمالی) از «امیر» و «پدرام» (آراسته

پسرانه عربی، فارسی

امیرپرویز

(احتمالی) از «امیر» و «پرویز» (پیروز). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرپرهام

(احتمالی) از «امیر» و «پرهام» (کامل). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرپوریا

از نام‌های مرکب (، امیر و پوریا

پسرانه عربی، فارسی

امیرپویا

امیر و پادشاه پوینده

پسرانه عربی، فارسی

امیرپویان

(احتمالی) از «امیر» و «پویان» (کوشا). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرتارخ

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «تارخ» (نام پدر ابراهیم پیامبر). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، عبری

اسم دختر عربی (۱۹۹۵ اسم)