رفتن به محتوا
نوزاد

۴۷۷۷ اسم

معنی اسم پسر عربی، صفحه‌ی ۵۲

صفحه‌ی ۵۲ از ۸۰؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

قلسم علی

(احتمالی) ترکیبی از «قلسم» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

قلی نظر

(احتمالی) ترکیبی از «قلی» (بنده

پسرانه ترکی، عربی

قلیچ محمد

(احتمالی) ترکیبی از «قلیچ» (شمشیر

پسرانه ترکی، عربی

قلیچ نفس

(احتمالی) ترکیبی از «قلیچ» (شمشیر

پسرانه ترکی، عربی

قمار علی

(احتمالی) از «قمر» و «علی». معنی «قمر»: عربی

پسرانه عربی

قنبر

قنبر غلام و یار وفادار علی بن ابی‌طالب

پسرانه عربی

قنبرعلی

از «قنبر» و «علی». معنی «قنبر»: عربی

پسرانه عربی

قندعلی

(احتمالی) از «قند» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

قوام

استواری، استحکام

پسرانه عربی

قوام الملک

به معنای استواری و پشتوانه‌ی کشور. لقبی دیوانی بود که در دوره‌ی قاجار به بزرگان خاندان قوام شیرازی داده می‌شد

پسرانه عربی

قوچعلی

(احتمالی) از «قوچ» (دلیر) و «علی»

پسرانه ترکی، عربی

قوس محمد

(احتمالی) ترکیبی از «قوس» و «محمد» (ستوده). معنی «قوس»: کمان. معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی

قول محمد

(احتمالی) ترکیبی از «قول» و «محمد» (ستوده). معنی «قول»: جمع اقوال

پسرانه عربی

قول مراد

(احتمالی) ترکیبی از «قول» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «قول»: جمع اقوال

پسرانه عربی

قهار

چیره؛ از نام‌های خدا

پسرانه عربی

قیاسعلی

(احتمالی) از «قیاس» و «علی». معنی «قیاس»: بررسی یا بیان وجوه اشتراک و افتراق دو چیز یا دو کس.

پسرانه عربی

قیدار علی

(احتمالی) ترکیبی از «قیدار» (سیه‌چرده) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «قیدار»: عبری

پسرانه عبری، عربی

قیس

کسی که با خودنمایی راه می‌رود، برازنده

پسرانه عربی

قیس علی

(احتمالی) ترکیبی از «قیس» (نام قیس عامری (مجنون)) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «قیس»: عربی

پسرانه عربی

قیوم

پایدار، خودبنیاد، صفت از ریشه‌ی عربی قیم (بر پا داشتن) [از القاب خداوند]. ک

پسرانه عربی

قیوم بردی

(احتمالی) ترکیبی از «قیوم» و «بردی» (داد

پسرانه عربی، ترکی

قیه علی

(احتمالی) ترکیبی از «قیه» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «قیه»: جیغی که از روی خوشحالی کشیده شود. معنی «علی»: عربی؛ بلندمرتبه و والا. نام امام نخست شیعیان و چهارمین خلیفه، علی بن ابی‌طالب، داماد پیامبر و نماد دانش، دلیری و دادگری؛ «العلی» از نام‌های خداست

پسرانه عربی

کار محمد

(احتمالی) از «کار» و «محمد». معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

کاظم

شکیبا، فروخورنده‌ی خشم، اسم فاعل از ریشه‌ی کظم

پسرانه عربی

کاظمعلی

از «کاظم» و «علی». معنی «کاظم»: عربی

پسرانه عربی

کاظمیه

(احتمالی) منسوب به کاظم؛ نام شهر کاظمین

پسرانه عربی

کاکاعلی

(احتمالی) از «کاکا» (برادر) و «علی». معنی «کاکا»: غلام. معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

کاکامراد

(احتمالی) از «کاکا» (برادر) و «مراد». معنی «کاکا»: غلام. معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته

پسرانه عربی

کاکامیر

(احتمالی) از «کاکا» (برادر) و «میر». معنی «کاکا»: غلام. معنی «میر»: عربی

پسرانه عربی

کاکل علی

(احتمالی) ترکیبی از «کاکل» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «کاکل»: موی سر

پسرانه عربی

کامل

کامل

پسرانه عربی

کبک علی

(احتمالی) از «کبک» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

کبگعلی

(احتمالی) از «کبک» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

کبیر

بزرگ و پرعظمت، صفت از ریشه‌ی عربی کبر (بزرگی) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

کبیری

(احتمالی) منسوب به کبیر؛ بزرگ

پسرانه عربی

کتابعلی

(احتمالی) از «کتاب» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

کرار

حمله‌کننده بی‌بازگشت؛ لقب امام علی

پسرانه عربی

کرامت

بزرگواری

پسرانه عربی

کرامت الله

ترکیبی از «کرامت» و «الله». معنی «کرامت»: عربی

پسرانه عربی

کربلایی

(احتمالی) کسی که به زیارت کربلا رفته است

پسرانه عربی

کردعلی

از «کرد» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

کرم

بخشش و بزرگواری

پسرانه عربی

کرم اله

(احتمالی) ترکیبی از «کرم» و «اله» (خدا). معنی «کرم»: عربی؛ بخشش و بزرگواری

پسرانه عربی

کرم جان

(احتمالی) ترکیبی از «کرم» و «جان» (جان و روان). معنی «کرم»: عربی

پسرانه عربی، عبری

کرم حسین

(احتمالی) ترکیبی از «کرم» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «کرم»: عربی

پسرانه عربی

کرم قلیچ

(احتمالی) ترکیبی از «کرم» و «قلیچ» (شمشیر

پسرانه عربی، ترکی

کرم وردی

(احتمالی) ترکیبی از «کرم» و «وردی» (داد

پسرانه عربی

کرمرضا

(احتمالی) از «کرم» (بخشش) و «رضا». معنی «کرم»: عربی

پسرانه عربی

کرمعلی

از «کرم» (بخشش) و «علی». معنی «کرم»: عربی

پسرانه عربی

کرمی

(احتمالی) منسوب به کرم؛ بخشنده

پسرانه عربی

کریم

بخشنده، صفت از ریشه‌ی عربی کرم (بخشش) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

کریم الله

(احتمالی) ترکیبی از «کریم» (بخشنده) و «الله» (خدا). معنی «کریم»: عربی

پسرانه عربی

کریم اله

ترکیبی از «کریم» و «الله». معنی «کریم»: عربی

پسرانه عربی

کریم بخش

(احتمالی) ترکیبی از «کریم» (بخشنده) و «بخش» (بخشیده). معنی «کریم»: عربی؛ بخشنده؛ از نام‌های خدا

پسرانه عربی

کریم بردی

(احتمالی) ترکیبی از «کریم» (بخشنده) و «بردی» (داد

پسرانه عربی، ترکی

کریم بگ

(احتمالی) ترکیبی از «کریم» (بخشنده) و «بگ» (بزرگ

پسرانه عربی

اسم دختر عربی (۱۹۹۵ اسم)