رفتن به محتوا
نوزاد

۴۷۷۷ اسم

معنی اسم پسر عربی، صفحه‌ی ۵۱

صفحه‌ی ۵۱ از ۸۰؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

قادر

توانا، اسم فاعل از ریشه‌ی قدرت

پسرانه عربی

قادر محمد

(احتمالی) ترکیبی از «قادر» و «محمد» (ستوده). معنی «قادر»: عربی

پسرانه عربی

قادربخش

(احتمالی) از «قادر» و «بخش»؛ بخشیده خدای توانا. معنی «قادر»: عربی؛ توانا

پسرانه عربی

قادرعلی

از «قادر» و «علی». معنی «قادر»: عربی

پسرانه عربی

قادیر محمد

(احتمالی) ترکیبی از «قادیر» و «محمد» (ستوده). معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

قارداشعلی

(احتمالی) از «قارداش» (برادر) و «علی»

پسرانه ترکی، عربی

قارون

کبک، شترمرغ، در تورات به صورت قورح ثبت شده [از ثروتمندان عصر موسی]

پسرانه عربی

قاسم

قسم خورنده، تقسیم کننده، از ریشه‌ی قسم

پسرانه عربی

قاسم بگ

(احتمالی) ترکیبی از «قاسم» (بخش‌کننده) و «بگ» (بزرگ

پسرانه عربی

قاسمعلی

از «قاسم» و «علی». معنی «قاسم»: عربی

پسرانه عربی

قاضی

(احتمالی) داور

پسرانه عربی

قاضی مراد

(احتمالی) ترکیبی از «قاضی» (داور) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «قاضی»: عربی

پسرانه عربی

قامتعلی

(احتمالی) از «قامت» و «علی». معنی «قامت»: قامة. معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

قانع

قناعت کننده

پسرانه عربی

قبضعلی

(احتمالی) از «قبض» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

قبلعلی

(احتمالی) از «قبله» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

قدر علی

(احتمالی) ترکیبی از «قدر» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «قدر»: دیگ. معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

قدر محمد

(احتمالی) ترکیبی از «قدر» و «محمد» (ستوده). معنی «قدر»: دیگ. معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی

قدرت

توانایی

پسرانه عربی

قدرت الله

ترکیبی از «قدرت» و «الله». معنی «قدرت»: عربی

پسرانه عربی

قدرت مراد

(احتمالی) ترکیبی از «قدرت» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «قدرت»: عربی

پسرانه عربی

قدرتعلی

(احتمالی) از «قدرت» و «علی». معنی «قدرت»: عربی

پسرانه عربی

قدم رضا

(احتمالی) ترکیبی از «قدم» و «رضا» (خشنودی). معنی «قدم»: پای

پسرانه عربی

قدمعلی

از «قدم» و «علی». معنی «قدم»: پای

پسرانه عربی

قدوس

پاکیزه، مقدس، صفت از ریشه‌ی عربی قدس (ارجمند و مقدس) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

قدیر

توانا؛ از نام‌های خدا

پسرانه عربی

قدیر بردی

(احتمالی) ترکیبی از «قدیر» و «بردی» (داد

پسرانه عربی، ترکی

قدیرعلی

از «قدیر» و «علی». معنی «قدیر»: عربی

پسرانه عربی

قدیرمحمد

(احتمالی) از «قدیر» (توانا) و «محمد». معنی «قدیر»: عربی

پسرانه عربی

قدیمه

(احتمالی) دیرینه (زن)

پسرانه عربی

قربان

کشتن گوسفند

پسرانه عربی

قربان بخت

(احتمالی) ترکیبی از «قربان» و «بخت» (بخت و اقبال). معنی «قربان»: عربی؛ فدا؛ عید قربان

پسرانه عربی

قربان بردی

(احتمالی) ترکیبی از «قربان» و «بردی» (داد

پسرانه عربی، ترکی

قربان حسین

(احتمالی) ترکیبی از «قربان» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «قربان»: عربی

پسرانه عربی

قربان سعید

(احتمالی) ترکیبی از «قربان» و «سعید» (نیکبخت). معنی «قربان»: عربی

پسرانه عربی

قربان گلی

(احتمالی) از «قربان» و «گلی». معنی «قربان»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

قربان محمد

(احتمالی) ترکیبی از «قربان» و «محمد» (ستوده). معنی «قربان»: عربی

پسرانه عربی

قربان نظر

(احتمالی) ترکیبی از «قربان» و «نظر» (نگاه). معنی «قربان»: عربی

پسرانه عربی

قربان وردی

(احتمالی) ترکیبی از «قربان» و «وردی» (داد

پسرانه عربی

قرباندردی

(احتمالی) از «قربان» و «دردی». معنی «قربان»: عربی

پسرانه عربی

قربانسلطان

ترکیبی از «قربان» و «سلطان». معنی «قربان»: عربی

پسرانه عربی

قربانعلی

از «قربان» و «علی». معنی «قربان»: عربی

پسرانه عربی

قربانقلی

ترکیبی از «قربان» و «قلی». معنی «قربان»: عربی

پسرانه عربی، ترکی

قربانقلیچ

(احتمالی) از «قربان» و «قلیچ» (شمشیر). معنی «قربان»: عربی

پسرانه عربی، ترکی

قربانگل

(احتمالی) از «قربان» و «گل». معنی «قربان»: عربی؛ فدا؛ عید قربان. معنی «گل»: فارسی؛ گل

پسرانه عربی، فارسی

قربانمراد

(احتمالی) از «قربان» و «مراد». معنی «قربان»: عربی؛ فدا؛ عید قربان. معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته

پسرانه عربی

قربتعلی

(احتمالی) از «قربت» (نزدیکی) و «علی». معنی «قربت»: قربة. معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

قرداشعلی

(احتمالی) برادرِ علی

پسرانه ترکی، عربی

قرض علی

(احتمالی) از «قرض» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

قره محمد

(احتمالی) ترکیبی از «قره» و «محمد» (ستوده). معنی «قره»: سیاه

پسرانه عربی

قریب اله

(احتمالی) ترکیبی از «قریب» و «اله» (خدا). معنی «قریب»: عربی؛ نزدیک

پسرانه عربی

قریب حسین

(احتمالی) ترکیبی از «قریب» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «قریب»: عربی

پسرانه عربی

قریب رضا

(احتمالی) ترکیبی از «قریب» و «رضا» (خشنودی). معنی «قریب»: عربی

پسرانه عربی

قریب علی

(احتمالی) ترکیبی از «قریب» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «قریب»: عربی

پسرانه عربی

قریش

کوسه‌ی کوچک، از کلمه‌ی آرامی کرشا כרשא یا محل جمع

پسرانه عربی

قسمت اله

(احتمالی) ترکیبی از «قسمت» و «اله» (خدا). معنی «قسمت»: عربی؛ قسمت، بخت

پسرانه عربی

قسمتعلی

(احتمالی) از «قسمت» و «علی». معنی «قسمت»: عربی

پسرانه عربی

قصی

دوراندیش، به هدف رسیده، اسم تصغیرِ قصا

پسرانه عربی

اسم دختر عربی (۱۹۹۵ اسم)