رفتن به محتوا
نوزاد

۴۷۷۷ اسم

معنی اسم پسر عربی، صفحه‌ی ۱۶

صفحه‌ی ۱۶ از ۸۰؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

جریر

نام شاعر نامدار عرب

پسرانه عربی

جعفر

رودخانه، ماده شتر شیرده

پسرانه عربی

جعفر بگ

(احتمالی) ترکیبی از «جعفر» (نهر و رود) و «بگ» (بزرگ

پسرانه عربی

جعفر فرامرز

(احتمالی) ترکیبی از «جعفر» (نهر و رود) و «فرامرز». معنی «جعفر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

جعفر کاظم

(احتمالی) ترکیبی از «جعفر» (نهر و رود) و «کاظم» (فروبرنده خشم). معنی «جعفر»: عربی

پسرانه عربی

جعفر مراد

(احتمالی) ترکیبی از «جعفر» (نهر و رود) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «جعفر»: عربی

پسرانه عربی

جعفر معید

(احتمالی) ترکیبی از «جعفر» (نهر و رود) و «معید». معنی «جعفر»: عربی

پسرانه عربی

جعفربای

(احتمالی) از «جعفر» و «بای» (توانگر

پسرانه عربی

جعفرخان

(احتمالی) ترکیبی از «جعفر» (نهر و رود) و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه عربی

جعفرصادق

(احتمالی) ترکیبی از «جعفر» (نهر و رود) و «صادق» (راستگو). معنی «جعفر»: عربی

پسرانه عربی

جعفرعلی

از «جعفر» و «علی». معنی «جعفر»: عربی

پسرانه عربی

جعفرقلی

از «جعفر» و «قلی» (بنده). معنی «جعفر»: عربی

پسرانه عربی، ترکی

جلال

پرشکوه، از ریشه‌ی جلل (شکوه) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

جلال محمد

(احتمالی) ترکیبی از «جلال» و «محمد» (ستوده). معنی «جلال»: عربی

پسرانه عربی

جلالالدین

شکوه دین؛ نام مولوی (جلال‌الدین محمد بلخی)

پسرانه عربی

جلالی

منسوب به «جلال» به معنای شکوه و بزرگی

پسرانه عربی

جلیل

شکوهمند، بلندمرتبه، صفت از ریشه‌ی عربی جلل (شکوه) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

جلیل احمد

(احتمالی) ترکیبی از «جلیل» و «احمد» (ستوده). معنی «جلیل»: عربی

پسرانه عربی

جلیل الله

(احتمالی) ترکیبی از «جلیل» و «الله» (خدا). معنی «جلیل»: عربی

پسرانه عربی

جلیل محمد

(احتمالی) ترکیبی از «جلیل» و «محمد» (ستوده). معنی «جلیل»: عربی

پسرانه عربی

جلیلی

(احتمالی) منسوب به جلیل؛ بزرگوار

پسرانه عربی

جمال

زیبارو، صفت از ریشه‌ی جمل (زیبایی) [جمالزاده]

پسرانه عربی

جمالدین

صورت دیگری از نوشتن «جمال‌الدین» به معنی زیبایی دین

پسرانه عربی

جمالعلی

(احتمالی) از «جمال» (زیبایی) و «علی». معنی «جمال»: عربی

پسرانه عربی

جمشید علی

(احتمالی) ترکیبی از «جمشید» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «جمشید»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

جمعه

هفتمین روز هفته مسلمانان؛ آخرین روز هفته در تقویم جلالی

پسرانه عربی

جمعه خان

(احتمالی) ترکیبی از «جمعه» (آدینه) و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه عربی

جمعه دردی

(احتمالی) ترکیبی از «جمعه» (آدینه) و «دردی» (ایستاد و ماند

پسرانه عربی

جمعه قلی

(احتمالی) ترکیبی از «جمعه» (آدینه) و «قلی» (بنده

پسرانه عربی، ترکی

جمعه قلیچ

(احتمالی) ترکیبی از «جمعه» (آدینه) و «قلیچ» (شمشیر

پسرانه عربی، ترکی

جمعه گلدی

(احتمالی) ترکیبی از «جمعه» (آدینه) و «گلدی» (آمد

پسرانه عربی

جمعه محمد

(احتمالی) ترکیبی از «جمعه» (آدینه) و «محمد» (ستوده). معنی «جمعه»: عربی

پسرانه عربی

جمید رضا

(احتمالی) ترکیبی از «جمید» و «رضا» (خشنودی). معنی «رضا»: عربی

پسرانه عربی

جمیل

زیبارو، صفت از ریشه‌ی جمل (زیبایی)

پسرانه عربی

جمیل احمد

(احتمالی) ترکیبی از «جمیل» و «احمد» (ستوده). معنی «جمیل»: عربی

پسرانه عربی

جناده

(احتمالی) نام یکی از یاران امام حسین

پسرانه عربی

جنت علی

(احتمالی) ترکیبی از «جنت» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «جنت»: عربی

پسرانه عربی

جنگعلی

(احتمالی) از «جنگ» و «علی»

پسرانه عربی

جنید

سپاهی کوچک؛ نام جنید بغدادی، عارف نامدار

پسرانه عربی

جواد

بخشنده، صفت از ریشه‌ی جود (بخشش)

پسرانه عربی

جواد حسن

(احتمالی) ترکیبی از «جواد» و «حسن» (نیکو). معنی «جواد»: عربی

پسرانه عربی

جواد محمد

(احتمالی) ترکیبی از «جواد» و «محمد» (ستوده). معنی «جواد»: عربی

پسرانه عربی

جوادرضا

(احتمالی) از «جواد» (بخشنده) و «رضا». معنی «جواد»: عربی

پسرانه عربی

جوادعلی

(احتمالی) از «جواد» (بخشنده) و «علی». معنی «جواد»: عربی

پسرانه عربی

جوادی

(احتمالی) منسوب به جواد؛ بخشنده

پسرانه عربی

جوزعلی

(احتمالی) از «جوز» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

جوهر علی

(احتمالی) ترکیبی از «جوهر» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «جوهر»: عربی

پسرانه عربی

جهاد

کوشش در راه خدا، تلاش

پسرانه عربی

جهاد الله

(احتمالی) ترکیبی از «جهاد» و «الله» (خدا). معنی «جهاد»: عربی

پسرانه عربی

جهاد علی

(احتمالی) ترکیبی از «جهاد» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «جهاد»: عربی

پسرانه عربی

جهان سلطان

(احتمالی) ترکیبی از «جهان» و «سلطان» (پادشاه). معنی «جهان»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

جهانعلی

(احتمالی) از «جهان» و «علی». معنی «جهان»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

چراغعلی

از «چراغ» (روشنایی) و «علی». معنی «چراغ»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

چشمعلی

(احتمالی) از «چشم» و «علی»

پسرانه عربی

چمنعلی

(احتمالی) از «چمن» و «علی». معنی «چمن»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

چنگیز علی

(احتمالی) ترکیبی از «چنگیز» (نام بنیان‌گذار امپراتوری مغول) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «چنگیز»: مغولی

پسرانه مغولی، عربی

چوبانعلی

(احتمالی) از «چوپان» و «علی». معنی «چوپان»: همریشه شبان در پهلوی شوپان. معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

چوگان علی

(احتمالی) ترکیبی از «چوگان» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «چوگان»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

اسم دختر عربی (۱۹۹۵ اسم)