امیرهژبر
ترکیبی از «امیر» و «هژبر». معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور. معنی «هژبر»: فارسی؛ شیر
پسرانه عربی، فارسی
۴۷۷۷ اسم
صفحهی ۱۱ از ۸۰؛ اسمها به ترتیب الفبا آمدهاند.
ترکیبی از «امیر» و «هژبر». معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور. معنی «هژبر»: فارسی؛ شیر
پسرانه عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «هوراد» (زادهی خورشید). معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «هومن» (نیکاندیش). معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «یدالله» (دست خدا). معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «یزدان» (خدا). معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی، فارسی
(احتمالی) از «امین» (امانتدار) و «پارسا» (پرهیزگار). معنی «امین»: عربی
پسرانه عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «انعام» و «الدین» (دین). معنی «انعام»: عربی؛ بخشش و نعمت دادن
پسرانه عربی
«یگانهی دین»؛ اوحدالدین انوری، شاعر بزرگ سدهی ششم هجری، و اوحدالدین کرمانی، عارف و شاعر
پسرانه عربی
نام مرزبان و پهلوانی است در زمان رستم بدان مرز اولاد بُد پهلوان یکی نامجوی دلیر و جوان
پسرانه عربی