رفتن به محتوا
نوزاد

۳۱۶ اسم

معنی اسم دختر فارسی با حرف م، صفحه‌ی ۳

صفحه‌ی ۳ از ۶؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

مژده

خبر خوش و شادی بخش، بشارت، مژدگانی

دخترانه فارسی

مژگان سادات

(احتمالی) ترکیبی از «مژگان» و «سادات» (سیدها

دخترانه فارسی

مژه

مژه

دخترانه فارسی

مستانه

مستانه، سرخوش

دخترانه فارسی

مشک

مشک، ماده‌ی خوشبوی گرانبها

دخترانه فارسی

مشک عنبر

(احتمالی) مشک و عنبر؛ خوشبو

دخترانه فارسی، عربی

مشکدانه

بیست دومین و به روایتی دهمین لحن از سی لحن باربد

دخترانه فارسی

مشکناز

نام یکی از چهار دختر آسیابان که به همسری بهرام گور در آمدند

دخترانه فارسی

مشکنک

نام دختر آسیابانی است در روز کار بهرام کور خواهر مشکناز ١١ زن ایرانی + شاهنامه

دخترانه فارسی

مشکین

نام زنی است در ویس و رامین : مراورا گفت مشکینا تو دیدی زرامین بی‌وفاتر یا شنیدی

دخترانه فارسی

مشکیناز

(احتمالی) ترکیبی از «مشکی» و «ناز» (ناز و لطافت). معنی «مشکی»: تیره رنگ

دخترانه فارسی

مشگعلی

(احتمالی) از «مشک» (خوشبو) و «علی». معنی «مشک»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

مشیانه

نام نخستین زن در اسطوره ایرانی

دخترانه فارسی

مصرتاج

(احتمالی) ترکیبی از «مصر» و «تاج» (تاج). معنی «مصر»: واقع شونده میان دو چیز

دخترانه فارسی

معصومه بانو

(احتمالی) ترکیبی از «معصومه» و «بانو» (بانو). معنی «معصومه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

معصومه بگم

(احتمالی) ترکیبی از «معصومه» و «بگم» (بانو

دخترانه عربی، فارسی

معصومه بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «معصومه» و «بی‌بی» (بانو). معنی «معصومه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

معصومه بیگم

ترکیبی از «معصومه» و «بیگم». معنی «معصومه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی، ترکی

ملک بانو

ترکیبی از «ملک» و «بانو». معنی «ملک»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

ملک ناز

ناز شاهانه

دخترانه عربی، فارسی

ملک نیاز

(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «نیاز» (نیاز

دخترانه عربی، فارسی

ملکه بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «ملکه» و «بی‌بی» (بانو). معنی «ملکه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

ملکه جهان

ترکیبی از «ملکه» و «جهان»

دخترانه عربی، فارسی

ملوس

زیبا، خوشگل

دخترانه فارسی

ملوک تاج

(احتمالی) ترکیبی از «ملوک» و «تاج» (تاج). معنی «ملوک»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

مله تاج

(احتمالی) ترکیبی از «مله» و «تاج» (تاج). معنی «مله»: باستانی‌ترین اصطلاح بشری شاید به زمانی باشد که بشر فقط به دو شغل شبانی و زراعت اشتغال داشتند. معنی «تاج»: فارسی؛ کلاه گوهرنشان پادشاهی؛ به مجاز سروری و بزرگی

دخترانه فارسی

ملیناز

(احتمالی) ترکیبی از «ملی» و «ناز» (ناز و لطافت). معنی «ملی»: مربوط به عموم ملت

دخترانه فارسی

منظربانو

(احتمالی) ترکیبی از «منظر» و «بانو» (بانو). معنی «منظر»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

منیجه

صورتی از «منیژه». معنی «منیژه»: فارسی؛ منیژه دختر افراسیاب و دلداده بیژن در شاهنامه

دخترانه فارسی

منیژه

دختر افراسیاب

دخترانه فارسی، کردی

مورد

نام درخت همیشه سبز است که در نزد ایرانیان باستان و زردشتیان مقّدس بوده

دخترانه فارسی

موژان

(احتمالی) صورت دیگر «موجان»؛ چشم زیبا و پرمژه، خمار. در شعر فارسی کنایه از چشم زیبای معشوق است

دخترانه فارسی

مه آفرید

صورتی از «ماه‌آفرید». در شاهنامه ماه‌آفرید همسر ایرج است که پس از کشته شدن او دختری زاد و منوچهر از نسل همان دختر بود

دخترانه فارسی

مه جبین

دارای پیشانی سفید و زیبا، زیباروی

دخترانه فارسی، عربی

مه سیما

ماه‌سیما

دخترانه فارسی، عربی

مه نگار

(احتمالی) نگار ماه‌روی

دخترانه فارسی

مهاندخت

(احتمالی) ترکیبی از «مهان» و «دخت» (دختر). معنی «مهان»: فارسی

دخترانه فارسی

مهبا

(احتمالی) ماه

دخترانه فارسی

مهبانو

بانوی بانوان، سرور بانوان، بزرگ زنان

دخترانه فارسی

مهبیبی

(احتمالی) از «مه» (ماه) و «بی‌بی». معنی «مه»: مخفف ماه. معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی

مهپاره

زیبا، زیبارو

دخترانه فارسی

مهتا

روشنایی و نور افشانی قرص کامل ماه در شبی صاف

دخترانه فارسی

مهتاب

نور و روشنایی ماه، پرتو ماه در شب. «مهتاب» در شعر فارسی نماد آرامش و زیبایی شب است

دخترانه فارسی

مهتاب سادات

(احتمالی) ترکیبی از «مهتاب» و «سادات» (سیدها

دخترانه فارسی

مهتابان

(احتمالی) مهتاب‌ها

دخترانه فارسی

مهتاج

تاج ماه

دخترانه فارسی

مهدخت

از «مه» (ماه) و «دخت» (دختر)؛ یعنی دختر ماه، ماهدخت

دخترانه فارسی

مهدیس

از «مه» (ماه) و «دیس» (مانند)؛ یعنی ماه‌مانند، زیبا چون ماه. از نام‌های پرکاربرد دخترانه

دخترانه فارسی

مهدیس سادات

(احتمالی) ترکیبی از «مهدیس» (ماه‌مانند) و «سادات» (سیدها

دخترانه فارسی

مهدیسا

ماه‌مانند

دخترانه فارسی

مهر آوین

(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «آوین». معنی «مهر»: فارسی کهن

دخترانه فارسی، کردی

مهر افاق

(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «افاق» (کرانه‌های آسمان (آفاق)). معنی «مهر»: فارسی کهن

دخترانه فارسی، عربی

مهر بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «بی‌بی» (بانو). معنی «مهر»: فارسی کهن

دخترانه فارسی

مهرآذر

نام یکی از دانشمندان پارسی مهر آذر کَشسب از نام‌های دوران ساسانیان ( ٥نامه تنسر

دخترانه فارسی

مهرآرا

(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «آرا». معنی «مهر»: فارسی کهن

دخترانه فارسی

مهرآفاق

(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «آفاق». معنی «مهر»: فارسی کهن

دخترانه فارسی، عربی

اسم پسر فارسی با حرف م (۳۴۰ اسم)