رفتن به محتوا
نوزاد

۲۴۷ اسم

معنی اسم دختر فارسی با حرف گ، صفحه‌ی ۳

صفحه‌ی ۳ از ۵؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

گلپسند

(احتمالی) گل‌پسند

دخترانه فارسی

گلپونه

گل گیاه پونه، گیاه خوشبوی کنار جوی‌ها. «گل‌پونه‌ها» ترانه‌ای مشهور در ایران است

دخترانه فارسی

گلتابان

(احتمالی) گل تابان

دخترانه فارسی

گلتاج

تاج گل، دسته گلی که بر سر گذارند؛ به مجاز سرآمد گل‌ها

دخترانه فارسی

گلتن

کسی که تنش چون گل لطیف و خوشبوست؛ گل‌اندام

دخترانه فارسی

گلجو

(احتمالی) جوینده گل

دخترانه فارسی

گلچمن

(احتمالی) گلِ چمن

دخترانه فارسی

گلچهر

از نام‌های رواج

دخترانه فارسی

گلچهره

دارای چهره‌ای مانند گل، زیبا روی، گل رخ

دخترانه فارسی

گلخاتون

ترکیبی از «گل» و «خاتون». معنی «گل»: فارسی؛ گل. معنی «خاتون»: ترکی و مغولی؛ بانو

دخترانه فارسی، ترکی، مغولی

گلخان

(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «خان» (بزرگ و سرور

دخترانه فارسی

گلخنده

(احتمالی) گل‌خنده

دخترانه فارسی

گلخواه

(احتمالی) خواهان گل

دخترانه فارسی

گلخوشه

(احتمالی) خوشه گل

دخترانه فارسی

گلدار

(احتمالی) گل‌دار

دخترانه فارسی

گلدامن

(احتمالی) دامن گل

دخترانه فارسی

گلدره

(احتمالی) دره گل

دخترانه فارسی

گلدشت

(احتمالی) دشت گل

دخترانه فارسی

گلدوز

(احتمالی) گلدوز

دخترانه فارسی

گلدوستی

(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «دوستی» (دوستی و مهر). معنی «گل»: فارسی

دخترانه فارسی

گلدوش

(احتمالی) از «گل» و «دوش». معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

گلدونه

(احتمالی) گلدان کوچک

دخترانه فارسی

گلراز

(احتمالی) راز گل

دخترانه فارسی

گلرام

(احتمالی) گل آرام

دخترانه فارسی

گلرخ

دارای چهره‌ای مانند گل، زیبا روی، گل چهره

دخترانه فارسی

گلرخسار

کسی که چهره‌اش مانند گل باشد، بویژه بانوان

دخترانه فارسی

گلرخشان

(احتمالی) گل درخشان

دخترانه فارسی

گلرنگ

گلرنگ

دخترانه فارسی

گلرو

گل‌رو، کسی که چهره‌اش چون گل شاداب و زیباست

دخترانه فارسی

گلروی

گل‌رو

دخترانه فارسی

گلزاد

زاده گل

دخترانه فارسی

گلزار

گلزار

دخترانه فارسی

گلزر

(احتمالی) شکل دیگری از «گلزار». معنی «گلزار»: فارسی؛ گلزار

دخترانه فارسی

گلسا

گل‌مانند

دخترانه فارسی

گلسان

گل‌مانند

دخترانه فارسی

گلسانا

(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «سانا» (روشنایی). معنی «گل»: فارسی؛ گل. معنی «سانا»: عربی؛ روشنایی

دخترانه فارسی، عربی

گلستان

باغ گل؛ نام کتاب نامدار سعدی

دخترانه فارسی

گلسر

گل سر

دخترانه فارسی

گلسرخ

(احتمالی) شکل دیگری از «گلرخ» یا «گلسر». معنی «گلرخ»: فارسی

دخترانه فارسی

گلسونه

(احتمالی) از «گل» و «سونا». معنی «گل»: فارسی؛ گل. معنی «سونا»: ترکی؛ قو، مرغابی زیبا

دخترانه فارسی، ترکی

گلشان

(احتمالی) گل‌مانند

دخترانه فارسی

گلشکر

از «گل» و «شکر». در شعر فارسی کنایه از لب معشوق است و در طب سنتی نام معجونی از گلبرگ گل سرخ و شکر، همان «گلقند»، بوده است

دخترانه فارسی

گلشن

گلستان و گلزار

دخترانه فارسی

گلشنعلی

(احتمالی) از «گلشن» و «علی». معنی «گلشن»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

گلشهر

شهر گل

دخترانه فارسی

گلعذار

گل‌رخسار

دخترانه فارسی

گلفام

به رنگ گل سرخ، گلگون

دخترانه فارسی

گلفر

(احتمالی) گل باشکوه

دخترانه فارسی

گلفشان

گل‌افشان

دخترانه فارسی

گلقدم

(احتمالی) خوش‌قدم

دخترانه فارسی

گلگر

(احتمالی) گلگر، گل‌کار

دخترانه فارسی

گلگرد

(احتمالی) گلگرد، گل‌پوش

دخترانه فارسی

گلگون

سرخ رنگ، به رنگ گل سرخ

دخترانه فارسی

گلگونه

دارنده گونه چون گل

دخترانه فارسی

گلمان

(احتمالی) از «گل» و «مان». معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

گلمرینا

(احتمالی) از «گل» و «مرینا». معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

گلمو

(احتمالی) گیسو چون گل

دخترانه فارسی

اسم پسر فارسی با حرف گ (۵۸ اسم)