(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست
دخترانه
(احتمالی) پروین (ثریا)
دخترانه / فارسی
(احتمالی) پارچه لطیف و نقشدار
دخترانه / فارسی
پارچه ابریشمی ساده و بینقش؛ کنایه از نرمی
دخترانه / فارسی
از «پرند» به معنای پارچهی ابریشمی ساده و «دخت» به معنای دختر؛ دختری به لطافت ابریشم
دخترانه / فارسی
(احتمالی) دختر پرند (حریر)
دخترانه / فارسی
پرندمانند، حریرگون
دخترانه / فارسی
(احتمالی) پرند کوچک
دخترانه / فارسی
(احتمالی) پرند، حریر
دخترانه / فارسی
(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست
دخترانه
بسیار شیرین
دخترانه / فارسی
دیبای منقش
دخترانه / فارسی
پارچه ابریشمی نقشدار و نرم؛ کنایه از لطافت و زیبایی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «پرنیان»
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «پرنیان»
دخترانه / فارسی
پرنیان، حریر
دخترانه / فارسی
(احتمالی) پروا، پرواز؛ نیز به معنای توجه
دخترانه / فارسی
پروانه؛ در ادب فارسی نماد عاشقی است که بیپروا گرد شمع میگردد و میسوزد
دخترانه / فارسی
صورت امروزی «پوروچیستا» (Pouruchista) به معنی بسیار دانا و پرفرزانه. در گاتاها نام کوچکترین دختر زرتشت آمده که به همسری جاماسپ درآمد
دخترانه / فارسی
شادمان بسیار؛ نام شاهبانوی هخامنشی، همسر داریوش دوم
دخترانه / فارسی
نام یک صور فلکی
دخترانه / اوستایی
(احتمالی) ترکیبی از «پروین» و «السادات» (سیدها
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «پروین» و «بانو» (بانو). معنی «پروین»: فارسی
دخترانه / فارسی
دختر پروین
دخترانه / اوستایی
(احتمالی) ترکیبی از «پروین» و «سادات» (سیدها
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «پروین» (ثریا) و «رخ» (چهره). معنی «پروین»: فارسی
دخترانه / فارسی
زن غریبه و بیگانه
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «پری» و «بانو». معنی «پری»: فارسی
دخترانه / فارسی
پریپیکر، زیبااندام
دخترانه
ترکیبی از «پری» و «تاج». معنی «پری»: فارسی
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «پری» و «جهان». معنی «پری»: فارسی
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «پری» و «خانم». معنی «پری»: فارسی
دخترانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «پری» (پری
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «پری» و «سیما». معنی «پری»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
گل رویی چون پری و فرشته
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «پری» (پری
دخترانه / فارسی
نام دختری در ویس و رامین: زری دینار کیس وهم زرین کیس ز بوم کوه شیریسن و پری ویس
دخترانه
؛ همانند پری
دخترانه / فارسی
پریان، موجودات زیبای افسانهای
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «پری» و «جان». معنی «پری»: فارسی
دخترانه / فارسی
از نامهای زنده امروزی بانوان
دخترانه / فارسی
نام دختر شاه جمشید پیشدادی و جمک (جدول ٣٩٠ نامهای ایرانی یوستی)
دخترانه / فارسی
(احتمالی) فارسی؛ خواهان پری
دخترانه / فارسی
نام دختر سام، به نوشته یوستی (جدول ٣٩١ نامهای ایرانی یوستی)
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «پری» و «رخ» به معنی چهره
دخترانه / فارسی
دارای صورتی همچون پری
دخترانه / فارسی
پریزاده، زیبا
دخترانه / فارسی
نام بانوان در روزگار ساسانیان
دخترانه
همچون پری، شبیه به پری، از ریشهی پارسی پری و پسوند
دخترانه / فارسی، کردی
پریمانند
دخترانه / فارسی
صورت مؤنث «پریسکوس» به معنی کهن و دیرینه. در عهد جدید
دخترانه / لاتین
(احتمالی) ترکیبی از «پری» (پری
دخترانه / فارسی، عربی
پریمانند
دخترانه / فارسی
زیبا روی شاد و خرم
دخترانه / کردی
اسم پسر با حرف پ (۱۷۳ اسم)