رفتن به محتوا
نوزاد

۱۵۱ اسم

معنی اسم دختر با حرف پ، صفحه‌ی ۲

صفحه‌ی ۲ از ۳؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

پرمیس

(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست

دخترانه

پرن

(احتمالی) پروین (ثریا)

دخترانه فارسی

پرنا

(احتمالی) پارچه لطیف و نقش‌دار

دخترانه فارسی

پرناز

پرناز

دخترانه فارسی

پرند

پارچه ابریشمی ساده و بی‌نقش؛ کنایه از نرمی

دخترانه فارسی

پرندخت

از «پرند» به معنای پارچه‌ی ابریشمی ساده و «دخت» به معنای دختر؛ دختری به لطافت ابریشم

دخترانه فارسی

پرنددخت

(احتمالی) دختر پرند (حریر)

دخترانه فارسی

پرنددیس

پرندمانند، حریرگون

دخترانه فارسی

پرندک

(احتمالی) پرند کوچک

دخترانه فارسی

پرندوش

(احتمالی) پرند، حریر

دخترانه فارسی

پرنسا

(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست

دخترانه

پرنوش

بسیار شیرین

دخترانه فارسی

پرنون

دیبای منقش

دخترانه فارسی

پرنیان

پارچه ابریشمی نقش‌دار و نرم؛ کنایه از لطافت و زیبایی

دخترانه فارسی

پرنیانه

(احتمالی) از «پرنیان»

دخترانه فارسی

پرنیک

(احتمالی) از «پرنیان»

دخترانه فارسی

پرنین

پرنیان، حریر

دخترانه فارسی

پروا

(احتمالی) پروا، پرواز؛ نیز به معنای توجه

دخترانه فارسی

پروانه

پروانه؛ در ادب فارسی نماد عاشقی است که بی‌پروا گرد شمع می‌گردد و می‌سوزد

دخترانه فارسی

پروچستا

صورت امروزی «پوروچیستا» (Pouruchista) به معنی بسیار دانا و پرفرزانه. در گاتاها نام کوچک‌ترین دختر زرتشت آمده که به همسری جاماسپ درآمد

دخترانه فارسی

پرور

پرورنده

دخترانه فارسی

پروشات

شادمان بسیار؛ نام شاهبانوی هخامنشی، همسر داریوش دوم

دخترانه فارسی

پروین

نام یک صور فلکی

دخترانه اوستایی

پروین السادات

(احتمالی) ترکیبی از «پروین» و «السادات» (سیدها

دخترانه فارسی

پروین بانو

(احتمالی) ترکیبی از «پروین» و «بانو» (بانو). معنی «پروین»: فارسی

دخترانه فارسی

پروین سادات

(احتمالی) ترکیبی از «پروین» و «سادات» (سیدها

دخترانه فارسی

پروینرخ

(احتمالی) از «پروین» (ثریا) و «رخ» (چهره). معنی «پروین»: فارسی

دخترانه فارسی

پری

زن غریبه و بیگانه

دخترانه فارسی

پری بانو

ترکیبی از «پری» و «بانو». معنی «پری»: فارسی

دخترانه فارسی

پری تاج

ترکیبی از «پری» و «تاج». معنی «پری»: فارسی

دخترانه فارسی

پری جهان

ترکیبی از «پری» و «جهان». معنی «پری»: فارسی

دخترانه فارسی

پری خانم

ترکیبی از «پری» و «خانم». معنی «پری»: فارسی

دخترانه فارسی، ترکی

پری رخسار

(احتمالی) ترکیبی از «پری» (پری

دخترانه فارسی

پری سیما

ترکیبی از «پری» و «سیما». معنی «پری»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

پری گل

گل رویی چون پری و فرشته

دخترانه فارسی

پری مهر

(احتمالی) ترکیبی از «پری» (پری

دخترانه فارسی

پری ویس

نام دختری در ویس و رامین: زری دینار کیس وهم زرین کیس ز بوم کوه شیریسن و پری ویس

دخترانه

پریا

؛ همانند پری

دخترانه فارسی

پریان

پریان، موجودات زیبای افسانه‌ای

دخترانه فارسی

پریجان

ترکیبی از «پری» و «جان». معنی «پری»: فارسی

دخترانه فارسی

پریچه

پری‌چهره

دخترانه فارسی

پریچهر

از نام‌های زنده امروزی بانوان

دخترانه فارسی

پریچهره

نام دختر شاه جمشید پیشدادی و جمک (جدول ٣٩٠ نام‌های ایرانی یوستی)

دخترانه فارسی

پریخواه

(احتمالی) فارسی؛ خواهان پری

دخترانه فارسی

پریدخت

نام دختر سام، به نوشته یوستی (جدول ٣٩١ نام‌های ایرانی یوستی)

دخترانه فارسی

پریرخ

ترکیبی از «پری» و «رخ» به معنی چهره

دخترانه فارسی

پریرو

دارای صورتی همچون پری

دخترانه فارسی

پریزاد

پری‌زاده، زیبا

دخترانه فارسی

پریزک

نام بانوان در روزگار ساسانیان

دخترانه

پریسا

همچون پری، شبیه به پری، از ریشه‌ی پارسی پری و پسوند

دخترانه فارسی، کردی

پریسان

پری‌مانند

دخترانه فارسی

پریسکا

صورت مؤنث «پریسکوس» به معنی کهن و دیرینه. در عهد جدید

دخترانه لاتین

پریسما

(احتمالی) ترکیبی از «پری» (پری

دخترانه فارسی، عربی

پریشا

پری‌مانند

دخترانه فارسی

پریشاد

زیبا روی شاد و خرم

دخترانه کردی

اسم پسر با حرف پ (۱۷۳ اسم)