رفتن به محتوا
نوزاد

۳۶۳ اسم

معنی اسم دختر با حرف ن، صفحه‌ی ۴

صفحه‌ی ۴ از ۷؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

نژلا

(احتمالی) شکل دیگری از «نجلا» یا «نسرین». معنی «نجلا»: عربی؛ درشت‌چشم. معنی «نسرین»: فارسی؛ گل نسرین

دخترانه عربی، فارسی

نسا

زنان؛ نیز نام شهری کهن پارتی

دخترانه عربی

نسا بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «نسا» (زنان) و «بی‌بی» (بانو). معنی «نسا»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

نسا خانم

(احتمالی) ترکیبی از «نسا» (زنان) و «خانم» (بانو). معنی «نسا»: عربی

دخترانه عربی، ترکی

نساء بیگم

(احتمالی) ترکیبی از «نساء» (زنان) و «بیگم» (بانو

دخترانه عربی، ترکی

نسابیگم

(احتمالی) ترکیبی از «نسا» و «بیگم» (بانو

دخترانه عربی، ترکی

نسار

(= نسا) 1- جایی که آفتاب کمتر به آن بتابد

دخترانه

نساک

(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست

دخترانه

نستر

نسترن (، نسترن

دخترانه فارسی

نسترن

نام گلی است و همچنین نام دختران

دخترانه فارسی

نسترن سادات

(احتمالی) ترکیبی از «نسترن» و «سادات» (سیدها

دخترانه فارسی

نسرین

گل نسرین

دخترانه فارسی

نسرین اختر

(احتمالی) ترکیبی از «نسرین» و «اختر» (ستاره). معنی «نسرین»: فارسی

دخترانه فارسی

نسرین السادات

ترکیبی از «نسرین» و «سادات». معنی «نسرین»: فارسی

دخترانه فارسی

نسرین بانو

(احتمالی) ترکیبی از «نسرین» و «بانو» (بانو). معنی «نسرین»: فارسی

دخترانه فارسی

نسرین تاج

ترکیبی از «نسرین» و «تاج». معنی «نسرین»: فارسی

دخترانه فارسی

نسرین سادات

(احتمالی) ترکیبی از «نسرین» و «سادات» (سیدها

دخترانه فارسی

نسرین مهر

ترکیبی از «نسرین» و «مهر». معنی «نسرین»: فارسی

دخترانه فارسی

نسریندخت

(احتمالی) ترکیبی از «نسرین» و «دخت» (دختر). معنی «نسرین»: فارسی؛ گل نسرین. معنی «دخت»: مخفف دختر

دخترانه فارسی

نسرینرخ

(احتمالی) ترکیبی از «نسرین» و «رخ» (چهره). معنی «نسرین»: فارسی؛ گل نسرین

دخترانه فارسی

نشان گل

(احتمالی) نشان گل

دخترانه فارسی

نشتیمان

(احتمالی) میهن (نیشتمان)

دخترانه کردی

نشمیل

(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست

دخترانه کردی

نشمین

(احتمالی) یعنی آرام

دخترانه کردی

نصرت بانو

ترکیبی از «نصرت» و «بانو». معنی «نصرت»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

نصرت بیگم

ترکیبی از «نصرت» و «بیگم». معنی «نصرت»: عربی

دخترانه عربی، فارسی، ترکی

نصرت خانم

(احتمالی) ترکیبی از «نصرت» و «خانم» (بانو). معنی «نصرت»: عربی

دخترانه عربی، ترکی

نصیبه السادات

(احتمالی) ترکیبی از «نصیبه» و «السادات» (سیدها؛ نشان سیدزادگی). معنی «نصیبه»: عربی؛ بهره

دخترانه عربی

نظاره

بیننده، تماشاگر

دخترانه عربی

نظری

(احتمالی) منسوب به نظر

دخترانه عربی

نظمیه

منسوب به «نظم» به معنی سامان و ترتیب. در دوره‌ی قاجار اداره‌ی شهربانی را «نظمیه» می‌نامیدند

دخترانه عربی

نظیره

همانند

دخترانه عربی

نظیفه

(احتمالی) پاکیزه (زن)

دخترانه عربی

نعنا

نعناع

دخترانه عربی

نعناع

نام عربی گیاه خوشبوی نعناع از تیره‌ی نعناعیان که برگ‌هایش در خوراک و دارو به کار می‌رود

دخترانه عربی

نعیمه

نعمت و آسایش

دخترانه عربی، فارسی

نغمه

آواز خوش

دخترانه عربی

نفیسه

گرانبها؛ نام سیده نفیسه، از نوادگان امام حسن

دخترانه عربی

نفیسه السادات

(احتمالی) ترکیبی از «نفیسه» (نام دختر امام حسن) و «السادات» (سیدها

دخترانه عربی

نفیسه زهرا

(احتمالی) ترکیبی از «نفیسه» (نام دختر امام حسن) و «زهرا» (درخشان). معنی «نفیسه»: عربی

دخترانه عربی

نفیسه سادات

(احتمالی) ترکیبی از «نفیسه» (نام دختر امام حسن) و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

نقره

فلزی گرانبها، نرم، و سفید با جلای فلزی که در ساختن زیور آلات، آینه و...بکار می‌رود، سیم

دخترانه فارسی

نکتار

در اسطوره‌های یونان «نکتار» نوشیدنی خدایان المپ بود که جاودانگی می‌بخشید

دخترانه انگلیسی

نکو

نیکو

دخترانه

نکهت

نکهة

دخترانه عربی

نگار

بت، معشوق

دخترانه کردی

نگار زینب

(احتمالی) ترکیبی از «نگار» و «زینب» (نام دختر امام علی). معنی «نگار»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

نگارا

«نگار» با الف ندا، یعنی «ای نگار»؛ در شعر فارسی بارها در خطاب به معشوق آمده است

دخترانه فارسی

نگارافروز

(احتمالی) نگار برافروخته

دخترانه فارسی

نگارزهرا

(احتمالی) ترکیبی از «نگار» و «زهرا» (درخشان). معنی «نگار»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

نگارموژان

(احتمالی) از «نگار» و «موژان». معنی «نگار»: فارسی

دخترانه فارسی

نگاره

نقش، شکل، تصویر

دخترانه فارسی

اسم پسر با حرف ن (۳۵۹ اسم)