(احتمالی) نازروی، زیباروی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «ناز» (ناز و لطافت) و «شید». معنی «ناز»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «ناز» (ناز و لطافت) و «شیرین». معنی «ناز»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «ناز» (ناز و لطافت) و «صنم» (دلبر). معنی «ناز»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
ناز طلایی
دخترانه / فارسی
از «ناز» و «علی». معنی «ناز»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ناز» (ناز و لطافت) و «عنبر». معنی «ناز»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ناز» (ناز و لطافت) و «فاطمه» (از شیر گرفتهشده). معنی «ناز»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ناز باشکوه
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «ناز» (ناز و لطافت) و «قربان». معنی «ناز»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکی؛ از «ناز» و «قاید» (برگرد)
دخترانه / ترکی
دوست داشتنی و زیبارو [خانِ سغد و بلخ که در.708م مهاجمان عرب را از این منطقه بیرون راند]
دخترانه / فارسی
گل ناز، گل زیبا و نازنین؛ نیز نام گلی است. نام دخترانه
دخترانه / فارسی
گوهر نازنین
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «ناز» (ناز و لطافت) و «لار» (نام شهری در جنوب ایران). معنی «ناز»: فارسی
دخترانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «نازلو» و «بیگم» (بانو
دخترانه / ترکی
نازنین، نازنده، دارای ناز، نازدار
دخترانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «نازلی» (نازنین (ترکی)) و «بگم» (بانو
دخترانه / ترکی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نازلی» (نازنین (ترکی)) و «لی». معنی «نازلی»: ترکی
دخترانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «ناز» (ناز و لطافت) و «محمد» (ستوده). معنی «ناز»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ناز» (ناز و لطافت) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «ناز»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
مهر نازنین
دخترانه / فارسی
ناز شیرین
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «ناز» (ناز و لطافت) و «نیا» (نیا). معنی «ناز»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «نازنین» و «بتول». معنی «نازنین»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «نازنین» و «خدیجه» (نام همسر پیامبر اسلام). معنی «نازنین»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «نازنین»
دخترانه / فارسی، عربی
ترکیب «نازنین» و «رقیه»
دخترانه / فارسی، عربی
ترکیبی از «نازنین» و «زهرا». معنی «نازنین»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
ترکیبی از «نازنین» و «زینب». معنی «نازنین»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «نازنین» و «سادات» (سیدها
دخترانه / فارسی
ترکیب «نازنین» و «فاطمه»
دخترانه / فارسی، عربی
ترکیبی از «نازنین» و «کوثر». معنی «نازنین»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «نازنین» و «مریم». معنی «نازنین»: فارسی
دخترانه / فارسی، عبری
(احتمالی) از «نازنین» و «معصومه». معنی «نازنین»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «نازنین» و «نرگس». معنی «نازنین»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «ناز» (ناز و لطافت) و «والا». معنی «ناز»: فارسی
دخترانه / فارسی
نام دختر آسیابانی در دوران بهرام کور. نازتاب هم نوشتهاند یکی مشکناز و دگر مشکنک یکی نازیاب و دگر سوسنک
دخترانه
یار نازنین
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «ناز» و «بیبی». معنی «ناز»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نازی» و «دخت» (دختر). معنی «نازی»: فارسی؛ پرناز. معنی «دخت»: مخفف دختر
دخترانه / فارسی
با ناز و کرشمه، با ناز
دخترانه / فارسی، ترکی، کردی
مشتق از نازی و اینهم نام دختر؛ و شخصیتی که نامش در سرود دایهدایه آمده و صاحبعزا است
دخترانه
کیسه مشکک آهوی ختا
دخترانه / فارسی
ژاپنی؛ سیب
دخترانه / کردی
شکل خودمانی نام «اَن» (Anne)، که از نام عبری «حنّا» به معنای لطف و مهربانی گرفته شده است
دخترانه / عبری
(احتمالی) نازنین
دخترانه / فارسی
تیر، تیری که با کمان اندازند
دخترانه
نهی کننده، بازدارنده، اسم فاعل از ریشهی نهی
دخترانه / عربی
بیآلایش، پاکیزه، شکل کوتاه شدهی آناهیتا [نام سیارهی زهره]
دخترانه / فارسی، کردی
(احتمالی) ترکیبی از «ناهید» و «اعظم» (بزرگتر). معنی «ناهید»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) شکل دیگری از «ناهید». معنی «ناهید»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «ناهیده» (برآمده
دخترانه / فارسی، ترکی
اسم پسر با حرف ن (۳۵۹ اسم)