رفتن به محتوا
نوزاد

۲۶۳ اسم

معنی اسم دختر با حرف ر، صفحه‌ی ۲

صفحه‌ی ۲ از ۵؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

راهین

آموزنده آموزگار

دخترانه کردی

رایحه

بوی خوش، بو

دخترانه عربی

رایسا

(احتمالی) یعنی گل سرخ

دخترانه روسی

رایومند

واژه پهلوی - به معنی - دارنده فروغ و شکوه

دخترانه فارسی

رأفت

نرم خوئی، مهربانی، شفقت

دخترانه عربی

رئوفه

مؤنث «رئوف»؛ مهربان

دخترانه عربی

رباب

نوعی آلت موسیقی، ابر سفید [نام همسر امام حسین]

دخترانه عربی

رباب خانم

ترکیبی از «رباب» و «خانم». معنی «رباب»: عربی

دخترانه عربی، ترکی

ربابه

صورتی از «رباب»

دخترانه عربی

ربابه السادات

(احتمالی) ترکیبی از «ربابه» (نام دختر امام حسین (رباب)) و «السادات» (سیدها

دخترانه عربی

ربابه بگم

(احتمالی) ترکیبی از «ربابه» (نام دختر امام حسین (رباب)) و «بگم» (بانو

دخترانه عربی، فارسی

ربابه بیگم

ترکیبی از «ربابه» و «بیگم». معنی «ربابه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی، ترکی

ربابه خاتون

(احتمالی) ترکیبی از «ربابه» (نام دختر امام حسین (رباب)) و «خاتون» (بانو). معنی «ربابه»: عربی

دخترانه عربی، ترکی، مغولی

ربابه خانم

(احتمالی) ترکیبی از «ربابه» (نام دختر امام حسین (رباب)) و «خانم» (بانو). معنی «ربابه»: عربی

دخترانه عربی، ترکی

ربابه سلطان

(احتمالی) ترکیبی از «ربابه» (نام دختر امام حسین (رباب)) و «سلطان» (پادشاه). معنی «ربابه»: عربی

دخترانه عربی

ربکا

اسارت

دخترانه عبری

رتاج

در بزرگ و استوار؛ در عربی «رتاج الکعبه» به درِ خانه‌ی کعبه گفته می‌شود

دخترانه عربی

رحاب

جمع «رَحَبه» به معنی میدان و فضای فراخ؛ از ریشه‌ی «رحب» به معنی گشادگی و گستردگی

دخترانه عربی

رحمه

صورت عربی «رحمت» از ریشه‌ی «ر ح م»

دخترانه عربی

رحمی

(احتمالی) منسوب به رحم؛ مهربان

دخترانه عربی

رحیل

کوچ، از ریشه‌ی رحل (کوچگردی)

دخترانه عربی

رحیمه

مؤنث «رحیم»؛ مهربان

دخترانه عربی

رحیمه بیگم

(احتمالی) ترکیبی از «رحیمه» (مهربان) و «بیگم» (بانو

دخترانه عربی، ترکی

رحیمه خانم

(احتمالی) ترکیبی از «رحیمه» (مهربان) و «خانم» (بانو). معنی «رحیمه»: عربی

دخترانه عربی، ترکی

رحیمه سادات

(احتمالی) ترکیبی از «رحیمه» (مهربان) و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

رحیمه نساء

(احتمالی) ترکیبی از «رحیمه» (مهربان) و «نساء» (زنان). معنی «رحیمه»: عربی

دخترانه عربی

رخ افروز

ترکیبی از «رخ» و «افروز». معنی «افروز»: فارسی

دخترانه فارسی

رخامین

(احتمالی) مرمرچهره

دخترانه فارسی، عربی

رخساره

رخسار، رخ، چهره، صورت

دخترانه فارسی

رخسان

شاید رکسانه یونانی شده آن باشد . برخی رکسانه را یونانی شده «روشنک پنداشته اند

دخترانه فارسی

رخسانا

(احتمالی) چهره

دخترانه فارسی

رخسانه

رخسان، کسی که چهره‌اش درخشان است

دخترانه فارسی

رخشا

از بن «رخش» در «رخشیدن» به معنای درخشیدن

دخترانه فارسی

رخشاد

درخشان

دخترانه فارسی

رخشان

درخشان و تابان

دخترانه فارسی

رخشانه

از «رخشان» به معنی درخشان و تابان با پسوند «ه»؛ «رخش» در فارسی به معنی روشنی و درخشش است

دخترانه فارسی

رخشنده

از نام‌های زندة امروزی بانوان زرتشتی

دخترانه فارسی

رخشید

درخشیده

دخترانه فارسی

رخفروز

(احتمالی) ترکیبی از «رخ» (چهره) و «فروز» (فروزان، روشن). معنی «فروز»: فارسی؛ فروزان

دخترانه فارسی

رخک

(احتمالی) رخ کوچک

دخترانه فارسی

رخگل

(احتمالی) ترکیبی از «رخ» (چهره) و «گل» (گل). معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

رخنا

(احتمالی) چهره

دخترانه فارسی

رخنار

(احتمالی) رخسار

دخترانه فارسی

رخناز

(احتمالی) ترکیبی از «رخ» (چهره) و «ناز» (ناز و لطافت). معنی «ناز»: فارسی؛ ناز و کرشمه

دخترانه فارسی

رخیمه

(احتمالی) خوش‌آواز (زن)

دخترانه عربی

ردکون

در اوستا : رئودکتونْه .

دخترانه

ردکونه

نام دختر مهرداد یکم اشکانی

دخترانه

ردگون

(احتمالی) سرخ‌گون

دخترانه فارسی

ردیمه

(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست

دخترانه

رز

گل سرخ

دخترانه انگلیسی

رزا

(= رُز) (، رُز

دخترانه فرانسوی

رزافشان

(احتمالی) گل‌افشان

دخترانه فارسی

رزالین

شکلی از «روزالیند» از ریشه‌ی ژرمنی hros (اسب) و lind (نرم

دخترانه انگلیسی

رزان

تاکستان، باغ انگور

دخترانه فارسی

رزانا

(احتمالی) از «رز». معنی «رز»: انگلیسی؛ گل سرخ

دخترانه انگلیسی

رزرخ

(احتمالی) گل‌رخ

دخترانه فارسی

رزقیه

(احتمالی) روزی‌بخش، منسوب به رزق

دخترانه عربی

رزگل

(احتمالی) گل رز

دخترانه فارسی

اسم پسر با حرف ر (۲۹۴ اسم)