خانه اسم دختر حرف ب صفحهی ۳ با همین حرف، بر اساس ریشه
(احتمالی) برگ
دخترانه / فارسی
مؤنث «برنار» (Bernard)
دخترانه / فرانسوی
یا: باری- نام زن براسب ی سرسیاوش (جدول ٣٩٠ نامهای ایرانی یوستی)
دخترانه
از نامهای زیبنده برای نامگذاری بانوان
دخترانه
(احتمالی) زخمی
دخترانه / کردی
نام یکی از قبایل کرد خراسان
دخترانه / کردی
(احتمالی) قامت
دخترانه / کردی
مژده، مژدگانی
دخترانه / کردی
سر سبز، سبزه زار
دخترانه / کردی
(احتمالی) نامگذاری برای بس بودن دختر؛ «گل بس است»
دخترانه
(احتمالی) نامگذاری برای بس بودن دختر؛ «زن بس است»
دخترانه
(احتمالی) از «بستان»؛ باغ
دخترانه
از ریشهی «بسم» به معنی یک بار لبخند زدن؛ با «باسم»، «ابتسام» و «تبسم» همریشه است
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «بشارت» و «خانم» (بانو). معنی «بشارت»: (عربی) 1- خبر خوش
دخترانه / ترکی
(احتمالی) بهرهمند
دخترانه / کردی
(احتمالی) ترکیبی از «بشری» و «بشرا» (مژده
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «بشری» و «سادات» (سیدها
دخترانه / عربی
صورت مؤنث «بشیر» از ریشهی «بشر»، یعنی زنی که مژده و خبر خوش میآورد
دخترانه / عربی
(احتمالی) منسوب به شهر بصره
دخترانه / عربی
(احتمالی) منسوب به «بصره»
دخترانه
مؤنث «بصیر»؛ بینا و آگاه
دخترانه / عربی
نامی است که به اناهیت داده شده . به معنی- دختر خدا. (ء ءا یشتها ١
دخترانه
برفی.کنایه از سفیدی و پاکی (به کردی: به فرین)
دخترانه / کردی
(احتمالی) ترکیبی از «بگ» (بزرگ، در ترکی) و «دوستی» (دوستی و مهر). معنی «دوستی»: فارسی؛ دوستی و مهر
دخترانه / فارسی
(احتمالی) بلور
دخترانه / فارسی
از نامهای رواج
دخترانه / فارسی
نام ملکه سبا که در قرآن آمده و به سلیمان ایمان آورد
دخترانه / عبری
بلور؛ کنایه از پاکی و شفافیت
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «بلور»؛ بلورین. معنی «بلور»: فارسی؛ بلور؛ کنایه از پاکی و شفافیت
دخترانه / فارسی
(احتمالی) بانوی بلورین
دخترانه / فارسی
درخت بلوط، نماد استواری و دیرپایی؛ جنگلهای بلوط زاگرس شهرت دارند
دخترانه / فارسی
(احتمالی) بلند
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «بمان» (ماندگار
دخترانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) ماندگار، پاینده
دخترانه / فارسی
پدر و مادری که هرچه فرزند آورند زود بمیرد و بچه هایشان پا نگیرند
دخترانه / فارسی
نازنین (به کردی: به ناز)
دخترانه / کردی
دختر هدایت شده
دخترانه / عربی
(احتمالی) دخترِ حسنی
دخترانه / عربی
(احتمالی) بنفشرخ
دخترانه / فارسی
گلی کوچک، خوشبو و ظریف به رنگ بنفش؛ نماد فروتنی و نجابت
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «بنی» و «خاتون» (بانو). معنی «بنی»: در ابتدای بعضی اسمها به معنی «فرزندان ...» میآید و اغلب، مفهوم قوم و طایفه را میسازد. معنی «خاتون»: ترکی و مغولی؛ بانو
دخترانه / ترکی، مغولی
(احتمالی) بنیاد
دخترانه / فارسی
(احتمالی) پسران؛ «امالبنین» یعنی مادر پسران
دخترانه / عربی
دختر و دوشیزه هدهد، نام مرغ حضرت سلیمان
دخترانه / فارسی
گل خوشرنگ که بوی خوشی ندارد
دخترانه / کردی
شکوفه، شکوفة درخت
دخترانه / کردی
از نامهای زنان، رواج میان پارسیان
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «بوستان»؛ باغ. معنی «بوستان»: فارسی؛ باغ گل؛ نام کتاب نامدار سعدی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) بوسیدن و نشانهی مهر و دوستی. در شعر فارسی بسیار آمده است. نامی کمکاربرد برای دختران
دخترانه / فارسی
(احتمالی) عروس؛ نیز نام شهری در کردستان ایران
دخترانه / کردی
قبلی
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷
بعدی
اسم پسر با حرف ب (۴۹۹ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.