رفتن به محتوا
نوزاد

۳۸۶ اسم

معنی اسم دختر با حرف ب، صفحه‌ی ۲

صفحه‌ی ۲ از ۷؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

بانو دخت

(احتمالی) ترکیبی از «بانو» (بانو) و «دخت» (دختر). معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی

بانو زینت

(احتمالی) ترکیبی از «بانو» (بانو) و «زینت». معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بانو شمس

(احتمالی) ترکیبی از «بانو» (بانو) و «شمس». معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بانو صدریه

(احتمالی) ترکیبی از «بانو» (بانو) و «صدریه» (منسوب به صدر). معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بانو مهوش

(احتمالی) ترکیبی از «بانو» (بانو) و «مهوش». معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی

بانو نرجس

(احتمالی) ترکیبی از «بانو» (بانو) و «نرجس». معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بانو نصرت

(احتمالی) ترکیبی از «بانو» (بانو) و «نصرت». معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بانواز

(احتمالی) بانوی نوازنده

دخترانه فارسی

بانوفرخ

(احتمالی) بانوی خجسته

دخترانه فارسی

بانوکا

(احتمالی) از «بانو». معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی

بانوگشسب

بانوگشسب دختر رستم و همسر گیو در شاهنامه و قهرمان منظومه‌ی «بانوگشسب‌نامه»

دخترانه فارسی

باوان

خانه ی پدری

دخترانه کردی

باور جان

(احتمالی) ترکیبی از «باور» و «جان» (جان و روان). معنی «باور»: فارسی

دخترانه فارسی، عبری

باوین

یکی از قبایل کرد

دخترانه کردی

باهره

درخشان و آشکار

دخترانه عربی

بایرام بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

دخترانه ترکی، فارسی

بایرام بیکله

(احتمالی) از «بایرام» (عید) و «بیکه» (بانو). معنی «بایرام»: ترکی

دخترانه ترکی

بایرام تاج

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

دخترانه ترکی، فارسی

بایرم محمد

(احتمالی) از «بایرام» (عید) و «محمد»

دخترانه ترکی

بتسابه

«دختر سوگند»؛ بتشبع همسر داوود و مادر سلیمان پیامبر

دخترانه عبری

بتول

تارک دنیا، زنی که ازدواج نمی‌کند، اسم از ریشه‌ی بتل

دخترانه عربی

بتول بگم

(احتمالی) از «بتول» و «بیگم» (بانو). معنی «بتول»: عربی

دخترانه عربی، ترکی

بتول سادات

(احتمالی) ترکیبی از «بتول» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

بتینا

شکل کوتاه و خودمانی «الیزابت» که در آلمان و ایتالیا رواج دارد

دخترانه آلمانی

بچکول

(احتمالی) کوچک

دخترانه کردی

بخت آفرید

در روز کار ساسانیان نام زنان بوده. برابر

دخترانه

بخت بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «بخت» (بخت و اقبال) و «بی‌بی» (بانو). معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی

بخت گل

ترکیبی از «بخت» و «گل». معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

بختوان

(احتمالی) خوشبخت، بختیار

دخترانه فارسی

بختور

خوشبخت، بختیار

دخترانه فارسی

بختی گل

(احتمالی) ترکیبی از «بختی» و «گل» (گل). معنی «بختی»: شتر قوی‌هیکل و شتر دو کوهانه. اشتر بختی. معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

بختی نیاز

(احتمالی) ترکیبی از «بختی» و «نیاز» (نیاز

دخترانه فارسی

بخشنده

آنکه چیزی را بی‌آنکه عوضی بخواهد می‌بخشد؛ عطا کننده

دخترانه فارسی

بخشین

(احتمالی) بخشنده

دخترانه فارسی

بدر جهان

ترکیبی از «بدر» و «جهان». معنی «بدر»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

بدر منیر

ترکیبی از «بدر» و «منیر». معنی «بدر»: عربی

دخترانه عربی

بدرالزمان

«ماه زمانه»، زیباروی روزگار

دخترانه عربی

بدری

منسوب به ماه تمام

دخترانه عربی

بدری السادات

(احتمالی) ترکیبی از «بدری» (ماه‌مانند

دخترانه عربی

بدری سادات

(احتمالی) ترکیبی از «بدری» (ماه‌مانند

دخترانه عربی

بدن گل

(احتمالی) دارای اندامی چون گل

دخترانه

بدیعه

(احتمالی) نو و بی‌همتا، شگفت

دخترانه عربی

برزآفرید

نام زن ، برابر ' ب ز آفرین که نام مرد است .v

دخترانه فارسی

برزی

دراز زندگی

دخترانه فارسی

برزین بانو

ترکیبی از «برزین» و «بانو». معنی «برزین»: فارسی

دخترانه فارسی

برژان

(احتمالی) آفتاب‌رو، خوش‌چهره

دخترانه کردی

برسومه

«برسم»، دسته‌ی شاخه‌های باریک گیاهی که موبدان زرتشتی هنگام نیایش در دست می‌گرفتند

دخترانه فارسی

برسین

نام دختر ارته باذ ، زن ایرانی اسکندر

دخترانه فارسی

برفا

جوان. از نام‌های نو، زیبنده برای نامگذاری زنان

دخترانه

برفه

(احتمالی) از «برف»

دخترانه

برفی

(احتمالی) سپید چون برف؛ برفی

دخترانه فارسی

برقه

١- نام پسر کوچک کوروش ٢- نام سرداری در دوران هخامنشی

دخترانه عربی

برکای

(احتمالی) ماهِ استوار

دخترانه ترکی

برکه

فنیقی؛ رعد و برق، آذرخش [سردار مشهور فنیقی که با رومیان می‌جنگید]

دخترانه عربی

اسم پسر با حرف ب (۴۹۹ اسم)