خانه اسم دختر حرف ش صفحهی ۴ با همین حرف، بر اساس ریشه
آفرینندهی شور
دخترانه / فارسی
(احتمالی) شوشا، شهری کهن در قرهباغ
دخترانه / فارسی
«شوشان» در عبری به معنای گل سوسن است و نام «سوزان» و «سوسن» در زبانهای اروپایی و فارسی با آن همریشه دانسته میشود
دخترانه / عبری
نام زن یزدگرد یکم، دختر راس الجالوت، پیشوای بزرگ یهود. ٢٩ ساسانیان
دخترانه / فارسی
برانگیزانندهی شوق
دخترانه / فارسی
کوچکترین گوزن ایران با کفل سفید که در جنگلهای هیرکانی زندگی میکند
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شوکت» و «الملوک» (پادشاهان). معنی «شوکت»: عربی؛ شکوه، جاه و بزرگی
دخترانه / عربی
(احتمالی) شاهپرور
دخترانه / فارسی
(احتمالی) جان شاه
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شهاب» و «دخت» (دختر). معنی «شهاب»: عربی
دخترانه / عربی
ملکه، همسر شاه
دخترانه / فارسی
(احتمالی) شاهبر
دخترانه / فارسی
بزرگترین پر بال پرنده (شاهپر) که پرواز به آن است. به مجاز مایهی بلندپروازی و توانایی. نام دخترانه
دخترانه / فارسی
عصارهی میوه که بر اثر جوشیدن غلیظ شده است
دخترانه / عربی
جمع «شهید»؛ شهیدان
دخترانه / عربی
دختر شاه، شاهزادهخانم
دخترانه / فارسی
(احتمالی) دختر شهد
دخترانه / فارسی
شاهمانند
دخترانه / فارسی
آرایندهی شهر؛ زیبا و دلربا
دخترانه / فارسی
گرمای سوزان
دخترانه / کردی
شاهزاده خانم، از ریشهی پارسی شَهر (شاه) و بانو (خانم)
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شهربانو» (نام همسر امام حسین) و «بیگم» (بانو
دخترانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «شهرزاد» (نام راوی داستانهای هزار و یک شب) و «زهرا» (درخشان). معنی «شهرزاد»: فارسی؛ زاده شهر، آزادهنژاد؛ شهرزاد راوی داستانهای هزار و یک شب که با قصهگویی جان خود و زنان دیگر را از خشم شاه رهاند. معنی «زهرا»: عربی؛ درخشان و روشن؛ لقب حضرت فاطمه (فاطمه زهرا)
دخترانه / فارسی، عربی
نام دختر جمشید که او را با خواهرش ارنواز به ایوان ضحاک بردند و ضحاک او را از جادویی بپرورد و کژی و بدخویی آموخت و چون فریدون به کاخ ضحاک درآمد فرمان داد تا او و ارنواز را از شبستان ضحاک به در آورند و به راه یزدان رهنمون گشتند
دخترانه / فارسی
نام دیگر شهرناز ، خواهر شاه جمشید پیشدادی
دخترانه / فارسی
١-- نام مادر برزویه پزشک ٢- نام زن شاه غارن از کشور ماه
دخترانه
نام زن سهراب و مادر برزو (جدول ٣٩١ نامهای ایرانی یوستی)
دخترانه / فارسی
(احتمالی) صورت زنانهی «شهروز»؛ روز بزرگ
دخترانه / فارسی
(احتمالی) شاهانه
دخترانه / فارسی
مشهور، نامور
دخترانه / عربی
(احتمالی) از «شهره» و «نو». معنی «شهره»: فارسی؛ نامدار
دخترانه / فارسی
(احتمالی) منسوب به شهر، شهرنشین
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شهری» (شهری) و «جان» (جان و روان). معنی «شهری»: فارسی
دخترانه / فارسی، عبری
کوتاهشدهی «شاهزاده» به معنی فرزند پادشاه
دخترانه / فارسی
بهترین گل، گلِ شاهانه
دخترانه / فارسی
از نامهای رواج امروزی
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شهلا» و «خانم» (بانو). معنی «شهلا»: فارسی
دخترانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) شاه
دخترانه / فارسی
ناز شاه؛ نام گوشهای در موسیقی ایرانی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) نوازندهی شاه؛ نیز «شهناز» گوشهای در موسیقی ایرانی
دخترانه / فارسی
مؤنث «شهید»
دخترانه / عربی
مؤنث «شهیر» از ریشهی «ش ه ر» به معنی آشکار و نامور شدن؛ با «شهرت» و «مشهور» همریشه است
دخترانه / عربی
نام پرنده ای
دخترانه / کردی
(احتمالی) ترکیبی از «شهین» و «السادات» (سیدها
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «شهین» و «بانو». معنی «شهین»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شهین» و «بیگم» (بانو
دخترانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «شهین» و «تاج» (تاج). معنی «شهین»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شهین» و «سادات» (سیدها
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شهین» و «ناز» (ناز و لطافت). معنی «شهین»: فارسی
دخترانه / فارسی
از «شهین» (شاهانه) و «دخت»؛ یعنی دختر شاهانه
دخترانه / فارسی
(احتمالی) بانوی بزرگ
دخترانه / عربی
دلداده و شیفته
دخترانه / فارسی
(احتمالی) تابان، درخشان
دخترانه / فارسی
(احتمالی) شیدا، دلباخته
دخترانه / فارسی
بانوی روشن
دخترانه / فارسی
از «شید» به معنای روشنی و فروغ و «دخت» به معنای دختر. «شید» از اوستایی «خشئته» است که در نامهای «جمشید» و «خورشید» هم دیده میشود
دخترانه / فارسی
قبلی
۱ ۲ ۳ ۴ ۵
بعدی
اسم پسر با حرف ش (۳۵۹ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.