(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «بیگم» (بانو
دخترانه / ترکی
از نامهای زندة امروزی زردشتیان
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «شاه» و «خاتون». معنی «خاتون»: ترکی و مغولی؛ بانو
دخترانه / ترکی، مغولی
ترکیبی از «شاه» و «خانم». معنی «خانم»: ترکی؛ بانو
دخترانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «زینب» (نام دختر امام علی). معنی «زینب»: عربی
دخترانه / عربی
(احتمالی) شاه یگانه
دخترانه
ترکیبی از «شاه» و «ناز». معنی «ناز»: فارسی؛ ناز و کرشمه
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «نسا» (زنان). معنی «نسا»: عربی؛ زنان؛ نیز نام شهری کهن پارتی
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «نساء» (زنان). معنی «نساء»: عربی؛ زنان؛ نام سوره چهارم قرآن
دخترانه / عربی
از «شاهان» (پادشاهان) و «دخت» (دختر)؛ یعنی دختر شاهان، شاهزادهخانم
دخترانه / فارسی
(احتمالی) «شاه باجی»، خواهر بزرگ؛ عنوانی محترمانه برای خواهر بزرگتر
دخترانه / ترکی
ملکه، همسر شاه
دخترانه / فارسی
شاهپوردُختک نام دختر پادشاه میشان، در کتیبه کعبه زردشت (٥١ ساسانی)
دخترانه / فارسی
نام دختر جهانگیرخان بهادر فرمانروای بهوپال هندوستان
دخترانه / فارسی
نام دختر شاه سرور، پادشاه یمن
دخترانه
شاهزاده خانم
دخترانه / فارسی
مؤنث «شاهد»؛ گواه، حاضر و بیننده
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شاهزاده» و «بیگم» (بانو
دخترانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) پرند شاهانه
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «شاه»؛ شاهانه
دخترانه
(احتمالی) دختری چون شاهین
دخترانه / فارسی
(احتمالی) شایسته
دخترانه / ترکی
نامی است برای دختران
دخترانه / انگلیسی
(احتمالی) گل شب
دخترانه / فارسی
(احتمالی) شبمانند، سیاه
دخترانه / فارسی
(احتمالی) شبنم روی گل
دخترانه / مازندرانی
رطوبت هوا که مخصوصاً هنگام شب
دخترانه / فارسی
(احتمالی) بوی خوش
دخترانه / عربی
نام یکی از زنان سخنور هندوستان
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شرف» و «النساء» (زنان). معنی «شرف»: عربی؛ بزرگواری
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شرف» و «بانو» (بانو). معنی «شرف»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شرف» و «تاج» (تاج). معنی «شرف»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شرف» و «خان» (بزرگ و سرور
دخترانه / عربی
موجب آبرو، حرمت و اعتبار زنان
دخترانه / عربی
سنسکریت؛ به معنی شرمگین و باحیا؛ شرمیلا تاگور، بازیگر نامدار سینمای هند، این نام را دارد
دخترانه / هندی
(احتمالی) منسوب به شروان
دخترانه / فارسی
مصدر از ریشهی «شرق» به معنی برآمدن و طلوع خورشید
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شروین» (نام پسر بهرام گور در داستانها) و «دخت» (دختر). معنی «شروین»: فارسی
دخترانه / فارسی
مؤنث «شریف»؛ بزرگوار و ارجمند
دخترانه / عربی
صورتی از «شیرین». معنی «شیرین»: فارسی
دخترانه / فارسی
نام دو ستاره نورانی در دو صورت فلکی سگ بزرگ و سگ کوچک که به شِعرای یمانی و شِعرای شامی معروفند
دخترانه / عربی
زبانهی آتش، بخش گرم و نورانی آتش
دخترانه / عربی
شعلهافروز
دخترانه / فارسی
درمان و بهبودی
دخترانه / عربی
مهربان و دلسوز
دخترانه / عربی
ترکیبی از «شقایق» و «سادات». معنی «شقایق»: عربی
دخترانه / عربی
شکر؛ کنایه از شیرینی
دخترانه / فارسی
اسم پسر با حرف ش (۳۵۹ اسم)