رفتن به محتوا
نوزاد

۶۱۱ اسم

معنی اسم دختر با حرف س، صفحه‌ی ۲

صفحه‌ی ۲ از ۱۱؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

سامبیکه

نام زن کواذ ، (غباد) پادشاه ساسانی

دخترانه

سامره

همسخن شب، قصه‌گو

دخترانه عربی

سامه

پیمان

دخترانه کردی

سامیدخت

(احتمالی) از «سامی» و «دخت». معنی «سامی»: عربی؛ بلندمرتبه. معنی «دخت»: مخفف دختر

دخترانه عربی

سامیرا

همدم شب، قصه‌گو؛ «سمیرا» صورت رایج‌تر آن است

دخترانه عربی

سامینا

(احتمالی) مانند مینا (آبگینه‌ی رنگین)؛ نیز «سمین» عربی

دخترانه عربی

سامینه

اسم قبیله ای از اکراد بود

دخترانه کردی

سامیه

مؤنث «سامی»؛ بلندمرتبه، والا

دخترانه عربی

سامیه جمال

(احتمالی) ترکیبی از «سامیه» (بلندمرتبه) و «جمال». معنی «سامیه»: عربی

دخترانه عربی

ساناز

کم‌نظیر، از ریشه‌ی ترکی سان (شمردن) و آز (نه)

دخترانه ترکی

سانای

ترکی) مهنام، بی‌قرار

دخترانه ترکی

سانتا

(احتمالی) مقدس، قدیسه

دخترانه ایتالیایی

ساندرا

کوتاه‌شده‌ی «الکساندرا»

دخترانه یونانی

سانلی

نام‌آور

دخترانه ترکی

سانیا

سایه روشنِ جنگل

دخترانه مازندرانی، فارسی

سانیاز

(احتمالی) از «سانیا» و «ناز». معنی «سانیا»: مازندرانی

دخترانه فارسی

سانیه

(احتمالی) والا، درخشان

دخترانه عربی

ساوند

(احتمالی) سامان

دخترانه فارسی

ساهره

بیدار (زن)

دخترانه عربی

ساهوی

نام زنی بوده خواب بین و پیش کو

دخترانه

سایماه

(احتمالی) از «سای» و «ماه»؛ ماه‌گونه. معنی «ماه»: فارسی؛ ماه

دخترانه فارسی

سایناز

(احتمالی) از «سای» و «ناز». معنی «ناز»: فارسی؛ ناز و کرشمه

دخترانه فارسی

ساینه

(احتمالی) سایه

دخترانه فارسی

سئودا

به معنای عشق و دلدادگی

دخترانه ترکی

سئوگی

«سئوگی» (sevgi) از مصدر «سئومک» به معنی دوست داشتن است و در ترکی آذربایجانی و استانبولی به معنی عشق و محبت به کار می‌رود

دخترانه ترکی

سبا

پیرمرد [پسر کوش]

دخترانه عربی، عبری

سبا فاطمه

(احتمالی) ترکیبی از «سبا» و «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده). معنی «سبا»: نام سرزمینی کهن در یمن که ملکه‌اش بلقیس بود؛ نام سوره سی‌وچهارم قرآن. معنی «فاطمه»: عربی؛ از شیر گرفته؛ نام دختر پیامبر اسلام و همسر امام علی، مادر امام حسن و امام حسین

دخترانه عربی

سبحانه خاتون

(احتمالی) ترکیبی از «سبحانه» (ستوده

دخترانه عربی، ترکی، مغولی

سبزبانو

(احتمالی) بانوی سبز

دخترانه فارسی

سبزه

منسوب به سبز؛ گیاهی که از رویاندن دانه یا بصورت خودرو در جایی سبز شده است

دخترانه فارسی

سبزه بهار

ترکیبی از «سبزه» و «بهار». معنی «سبزه»: فارسی

دخترانه فارسی

سبزه گل

(احتمالی) ترکیبی از «سبزه» و «گل» (گل). معنی «سبزه»: فارسی

دخترانه فارسی

سبزه‌قبا

سبزه قبا از دو کلمه سبزه - قبا تشکیل شده و به معنی لباس سبز پوشیده است

دخترانه فارسی

سبوحا

(احتمالی) صورتی از «سُبّوح» به معنی پاک و منزه از هر عیب که از صفت‌های خداوند است و در ذکر «سبّوحٌ قُدّوس» به کار می‌رود

دخترانه عربی

سبیکه السادات

ترکیبی از «سبیکه» و «سادات». معنی «سبیکه»: عربی

دخترانه عربی

سپاسه

سپاس، شکر، حمد، لطف، شفقت

دخترانه

سپاکو

(احتمالی) سپیده

دخترانه فارسی

سپتا

«سپنته»، مقدس و پاک و افزاینده

دخترانه فارسی

سپیتا

(احتمالی) «سپیتمه»، نام خاندان زرتشت؛ به معنای سپید و درخشان

دخترانه فارسی

سپیته

سفید . نام یکی از بهدینان فروردین یشت

دخترانه فارسی

سپید دخت

(احتمالی) ترکیبی از «سپید» و «دخت» (دختر). معنی «سپید»: سفید

دخترانه

سپیدخت

(احتمالی) دختر سپید

دخترانه فارسی

سپیدرو

(احتمالی) سپیدروی

دخترانه فارسی

سپیده

سفید، سپیده

دخترانه کردی

سپیده خانم

(احتمالی) ترکیبی از «سپیده» و «خانم» (بانو). معنی «سپیده»: فارسی

دخترانه فارسی، ترکی

سپیده سادات

(احتمالی) ترکیبی از «سپیده» و «سادات» (سیدها

دخترانه فارسی

سپیده سمیرا

(احتمالی) ترکیبی از «سپیده» و «سمیرا». معنی «سپیده»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

سپیده سمیه

(احتمالی) ترکیبی از «سپیده» و «سمیه». معنی «سپیده»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

سپیده صغری

(احتمالی) ترکیبی از «سپیده» و «صغری». معنی «سپیده»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

سپیده گل

ترکیبی از «سپیده» و «گل». معنی «سپیده»: فارسی

دخترانه فارسی

سپیده مهتاب

(احتمالی) ترکیبی از «سپیده» و «مهتاب». معنی «سپیده»: فارسی

دخترانه فارسی

سپیناز

(احتمالی) از «سپید» و «ناز». معنی «سپید»: سفید

دخترانه فارسی

سپینود

دختر پادشاه هند (شنگل) و زن بهرام گور

دخترانه فارسی

ستا

ستایش

دخترانه

ستاتیرا

نام دختر داریوش سوم وزن اسکندر (پیرنیا ١٩٥٣

دخترانه فارسی

ستاره

ستاره

دخترانه فارسی

اسم پسر با حرف س (۷۰۸ اسم)