رفتن به محتوا
نوزاد

۴۷۷۷ اسم

معنی اسم پسر عربی، صفحه‌ی ۶۸

صفحه‌ی ۶۸ از ۸۰؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

ملکی جان

(احتمالی) ترکیبی از «ملکی» (پادشاهی) و «جان» (جان و روان). معنی «ملکی»: عربی

پسرانه عربی، عبری

ممدتقی

(احتمالی) ترکیبی از «ممد» و «تقی» (پرهیزگار). معنی «ممد»: در گفتگوی عامیانه به جای محمد صرف می‌شود. ممدآقا به جای محمدآقا. معنی «تقی»: عربی؛ پرهیزگار؛ لقب امام نهم شیعیان، محمد تقی

پسرانه عربی

ممدرضا

(احتمالی) ترکیبی از «ممد» و «رضا» (خشنودی). معنی «ممد»: در گفتگوی عامیانه به جای محمد صرف می‌شود. ممدآقا به جای محمدآقا. معنی «رضا»: عربی؛ خشنودی؛ لقب امام هشتم شیعیان، علی بن موسی الرضا، که آرامگاهش در مشهد است

پسرانه عربی

ممدوح

ستایش شده، مدح شده

پسرانه عربی

مناف

از ریشه‌ی «ن و ف» به معنی بلندی و برتری. «عبد مناف» نیای سوم پیامبر اسلام بود و هاشم

پسرانه عربی

مناف علی

(احتمالی) ترکیبی از «مناف» (نام نیای پیامبر (عبد مناف)) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مناف»: عربی

پسرانه عربی

منان

بسیار نعمت دهنده

پسرانه عربی

منبر علی

(احتمالی) ترکیبی از «منبر» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «منبر»: صندلی مانندِ بلندی که دارای چند پله است و خطیب یا واعظ در بالای آن می‌نشیند و خطبه می‌خواند یا وعظ میکند. مفردِ منابر. معنی «علی»: عربی؛ بلندمرتبه و والا. نام امام نخست شیعیان و چهارمین خلیفه، علی بن ابی‌طالب، داماد پیامبر و نماد دانش، دلیری و دادگری؛ «العلی» از نام‌های خداست

پسرانه عربی

منتصر

نصرت یابنده، غالب

پسرانه عربی

منتظر

چشم‌به‌راه

پسرانه عربی

منذر

تهدید کننده، هشدار دهنده، اسم فاعل از ریشه‌ی نذر [نعمان بن منذر:امیر افسانه‌ایِ یمن]

پسرانه عربی

منشور

نام یکی از مرزداران ترکان‌چین متحد خاقان‌چین پای در رکاب پیران علیه توس و گودرز در جنگ کوه هماون

پسرانه عربی

منصور

پیروز، اسم مفعول از ریشه‌ی نصر

پسرانه عربی

منصور الدین

(احتمالی) ترکیبی از «منصور» و «الدین» (دین). معنی «منصور»: عربی؛ پیروز، یاری‌شده

پسرانه عربی

منصور سلطان

(احتمالی) ترکیبی از «منصور» و «سلطان» (پادشاه). معنی «منصور»: عربی

پسرانه عربی

منصوراله

ترکیبی از «منصور» و «الله». معنی «منصور»: عربی

پسرانه عربی

منصورعلی

از «منصور» و «علی». معنی «منصور»: عربی

پسرانه عربی

منظرحسین

(احتمالی) ترکیبی از «منظر» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «منظر»: عربی

پسرانه عربی

منعم

برخوردار، ثروتمند، صفت از ریشه‌ی نعمت

پسرانه عربی

منگلی امان

(احتمالی) ترکیبی از «منگلی» و «امان» (ایمنی و زنهار). معنی «امان»: عربی؛ ایمنی، امنیت و زینهار

پسرانه عربی

منگلی مراد

(احتمالی) ترکیبی از «منگلی» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته

پسرانه عربی

منیب

بازگشت کننده به سوی حق

پسرانه عربی

منیبا

(احتمالی) شکل دیگری از «منیبه»

پسرانه عربی، فارسی

منیراحمد

(احتمالی) ترکیبی از «منیر» و «احمد» (ستوده). معنی «منیر»: عربی

پسرانه عربی

منیف

بلند، مرتفع، برآمده

پسرانه عربی

موثر

(احتمالی) اثرگذار

پسرانه عربی

موحد

آن که به یگانگی خداوند ایمان دارد، یکتا پرست

پسرانه عربی

موسی ارضا

(احتمالی) ترکیبی از «موسی ا» و «رضا» (خشنودی). معنی «رضا»: عربی

پسرانه عربی

موسی علی

(احتمالی) ترکیبی از «موسی» (نام پیامبر

پسرانه عبری، عربی

موسی محمد

(احتمالی) ترکیبی از «موسی» (نام پیامبر

پسرانه عبری، عربی

موسی‌الرضا

از نام‌های مرکب (، موسی و رضا[.این نام مخالِف قیاس ساخته شده است]

پسرانه عربی

موعود

وعده داده شده یا از پیش تعیین شده

پسرانه عربی

مولا

مولی

پسرانه عربی

مولابخش

(احتمالی) از «مولا» و «بخش». معنی «مولا»: عربی

پسرانه عربی

مولاداد

(احتمالی) از «مولا» و «داد»

پسرانه عربی

مولامراد

(احتمالی) ترکیبی از «مولا» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «مولا»: عربی

پسرانه عربی

مولانا

از «مولی» به معنی سرور و «نا» به معنی ما

پسرانه عربی

مولاوردی

(احتمالی) ترکیبی از «مولا» و «وردی» (داد

پسرانه عربی

مولایار

(احتمالی) ترکیبی از «مولا» و «یار» (یار و دوست). معنی «مولا»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

مولودعلی

(احتمالی) ترکیبی از «مولود» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مولود»: عربی

پسرانه عربی

مولودمحمد

(احتمالی) ترکیبی از «مولود» و «محمد» (ستوده). معنی «مولود»: عربی

پسرانه عربی

مولی

مالک، سرور

پسرانه عربی

مومنعلی

(احتمالی) از «مؤمن» و «علی». معنی «مؤمن»: عربی

پسرانه عربی

مونس علی

(احتمالی) ترکیبی از «مونس» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مونس»: عربی

پسرانه عربی

مهاجر

آن که برای اقامت دائم از وطن خود به جای دیگری سفر می‌کند

پسرانه عربی

مهتدی

هدایت شده، صفت از ریشه‌ی هدی

پسرانه عربی

مهدعلی

(احتمالی) ترکیبی از «مهد» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مهد»: گهواره

پسرانه عربی

مهدی

هدایت‌شده؛ لقب امام دوازدهم شیعیان

پسرانه عربی

مهدی امین

(احتمالی) ترکیبی از «مهدی» (هدایت‌شده) و «امین». معنی «مهدی»: عربی

پسرانه عربی

مهدی حسین

(احتمالی) ترکیبی از «مهدی» (هدایت‌شده) و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «مهدی»: عربی

پسرانه عربی

مهدی رحیم

(احتمالی) ترکیبی از «مهدی» (هدایت‌شده) و «رحیم» (مهربان). معنی «مهدی»: عربی

پسرانه عربی

مهدی رضا

از نام‌های مرکب (، مهدی و رضا

پسرانه عربی

مهدی شادی

(احتمالی) ترکیبی از «مهدی» (هدایت‌شده) و «شادی» (شادمانی). معنی «مهدی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

مهدی علی

(احتمالی) ترکیبی از «مهدی» (هدایت‌شده) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مهدی»: عربی

پسرانه عربی

مهدی فرشید

(احتمالی) ترکیبی از «مهدی» (هدایت‌شده) و «فرشید» (روشنایی خورشید). معنی «مهدی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

مهدی محمد

(احتمالی) ترکیبی از «مهدی» (هدایت‌شده) و «محمد» (ستوده). معنی «مهدی»: عربی

پسرانه عربی

مهدی یار

یاور مهدی؛ (به مجاز) دوستدار و محب مهدی منتظر قائم آل محّمد(ع)

پسرانه عربی، فارسی

اسم دختر عربی (۱۹۹۵ اسم)