رفتن به محتوا
نوزاد

۴۷۷۷ اسم

معنی اسم پسر عربی، صفحه‌ی ۵۴

صفحه‌ی ۵۴ از ۸۰؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

لطفالله

از «لطف» به معنی مهربانی و نیکویی و «الله»

پسرانه عربی

لطفعلی

از «لطف» و «علی»

پسرانه عربی

لطیف

مهربان، صفت از ریشه‌ی عربی لطف (مهربانی) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

لطیف الله

(احتمالی) ترکیبی از «لطیف» و «الله» (خدا). معنی «لطیف»: عربی

پسرانه عربی

لطیف اله

(احتمالی) ترکیبی از «لطیف» و «اله» (خدا). معنی «لطیف»: عربی؛ نرم و مهربان؛ از نام‌های خدا

پسرانه عربی

لعل محمد

(احتمالی) ترکیبی از «لعل» و «محمد» (ستوده). معنی «لعل»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

لقمان

سوره‌ی سی و یکم از قرآن کریم دارای سی و چهار آیه

پسرانه عربی

لقمان بیگی

(احتمالی) ترکیبی از «لقمان» (نام حکیمی که سوره‌ای در قرآن به نامش است) و «بیگی» (بزرگ‌زاده). معنی «لقمان»: عربی؛ نام لقمان حکیم که سوره سی‌ویکم قرآن به نام اوست. معنی «بیگی»: ترکی؛ منسوب به بیگ؛ بزرگ‌زاده

پسرانه عربی، ترکی

لی اکبر

(احتمالی) ترکیبی از «لی» و «اکبر» (بزرگ‌تر). معنی «اکبر»: عربی

پسرانه عربی

لی محمد

(احتمالی) ترکیبی از «لی» و «محمد» (ستوده). معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

لیاقت

از ریشه‌ی «ل ی ق» به معنی شایستگی و سزاواری؛ لیاقت علی خان نخستین نخست‌وزیر پاکستان بود

پسرانه عربی

لیاقت علی

(احتمالی) ترکیبی از «لیاقت» (شایستگی) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «لیاقت»: عربی

پسرانه عربی

لیث

شیر درنده [یعقوب لیث:بنیانگذار دودمان صفاری]

پسرانه عربی

ماجد

دارای مجد و بزرگی، بزرگوار

پسرانه عربی

مازن

تخم مورچه، کنابه به چهره‌ی روشن، اسم فاعل از ریشه‌ی مزن

پسرانه عربی

ماسلطان

ترکیبی از «ماه» و «سلطان». معنی «ماه»: فارسی؛ ماه. معنی «سلطان»: عربی؛ فرمانروا، پادشاه

پسرانه فارسی، عربی

ماشااله

«آنچه خدا خواست»

پسرانه عربی

ماکان

ماکان کاکی، سردار دیلمی

پسرانه عربی

مالک

دارنده؛ نام مالک اشتر، یار امام علی

پسرانه عربی

مالک اژدر

(احتمالی) از «مالک» و «اژدر». معنی «مالک»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

مالک اشتر

نام مالک بن حارث نَخَعی

پسرانه عربی

ماهر

آن که در انجام کار و فن هنری استاد باشد و آن را بخوبی انجام دهد، حاذق، چیره دست

پسرانه عربی

مؤمن

ایمان آورنده، باتقوا، اسم فاعل از ریشه‌ی أمن

پسرانه عربی

مأمون

قابل اطمینان، اسم مفعول از ریشه‌ی امن [خلیفه‌ی عباسی]

پسرانه عربی

مؤید

تأیید کننده، اسم فاعل از ریشه‌ی أید (تأیید). ن

پسرانه عربی

مبارزالدین

«جنگاور دین»؛ مبارزالدین محمد، فرمانروای آل مظفر

پسرانه عربی

مبارک

دارای آثار یا تأثیرات خوب، دارای برکت و خیر و خوشی، خوش یمن، خجسته، فرخنده

پسرانه عربی

مبارکعلی

(احتمالی) از «مبارک» (خجسته) و «علی». معنی «مبارک»: عربی

پسرانه عربی

مبرز

(احتمالی) برتر، برجسته

پسرانه عربی

مبشر

آن که خبر خوش و مژده می‌دهد، نوید دهنده

پسرانه عربی

مبین

آشکار و روشن‌کننده؛ قرآن خود را «کتاب مبین» خوانده است

پسرانه عربی

مبین رضا

(احتمالی) ترکیبی از «مبین» و «رضا» (خشنودی). معنی «مبین»: عربی

پسرانه عربی

متقی

پرهیزکار، اسم فاعل از ریشه‌ی تقی

پسرانه عربی

متن

استوار

پسرانه عربی

متوکل

کسی که به دیگری اعتماد می‌کند، اسم فاعل از ریشه‌ی وکل [از خلفای عباسی]

پسرانه عربی

متین

نیرومند، استوار، صفت از ریشه‌ی متن (استواری)

پسرانه عربی

متین رضا

(احتمالی) ترکیبی از «متین» و «رضا» (خشنودی). معنی «متین»: عربی

پسرانه عربی

مجاور

(احتمالی) همسایه

پسرانه عربی

مجاهد

جهاد کننده، اسم فاعل از ریشه‌ی جهد

پسرانه عربی

مجتبی

برگزیده؛ لقب امام حسن

پسرانه عربی

مجتبی حسن

(احتمالی) ترکیبی از «مجتبی» و «حسن» (نیکو). معنی «مجتبی»: عربی

پسرانه عربی

مجتبی حسین

(احتمالی) ترکیبی از «مجتبی» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «مجتبی»: عربی

پسرانه عربی

مجد

بزرگی، بزرگوا

پسرانه عربی

مجدالدین

مایه‌ی شکوه و بزرگی دین. از لقب‌های رایج دوره‌ی اسلامی است

پسرانه عربی

مجدراد

(احتمالی) از «مجد» (بزرگی) و «راد». معنی «مجد»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

مجدود

بختیار، کامروا

پسرانه عربی

مجیب

پاسخگو، صفت از ریشه‌ی جوب (پاسخ دادن)

پسرانه عربی

مجیب الرحمان

(احتمالی) ترکیبی از «مجیب» و «الرحمان» (بخشنده

پسرانه عربی

مجیب الرحمن

(احتمالی) ترکیبی از «مجیب» و «الرحمن» (بخشنده

پسرانه عربی

مجیب الله

(احتمالی) ترکیبی از «مجیب» و «الله» (خدا). معنی «مجیب»: عربی

پسرانه عربی

مجید

بلندمرتبه، صفت از ریشه‌ی مجد (بزرگی، عظمت) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

مجید الرحمان

(احتمالی) ترکیبی از «مجید» (بزرگوار) و «الرحمان» (بخشنده

پسرانه عربی

مجید باقر

(احتمالی) ترکیبی از «مجید» (بزرگوار) و «باقر» (شکافنده دانش). معنی «مجید»: عربی

پسرانه عربی

مجید حاجی

(احتمالی) ترکیبی از «مجید» (بزرگوار) و «حاجی» (زائر خانه‌ی خدا). معنی «مجید»: عربی

پسرانه عربی

مجید صالح

(احتمالی) ترکیبی از «مجید» (بزرگوار) و «صالح». معنی «مجید»: عربی

پسرانه عربی

مجید عرب

(احتمالی) ترکیبی از «مجید» (بزرگوار) و «عرب» (عرب). معنی «مجید»: عربی

پسرانه عربی

مجیدالدین

(احتمالی) ترکیبی از «مجید» (بزرگوار) و «الدین» (دین). معنی «مجید»: عربی؛ بزرگوار؛ از نام‌های خدا

پسرانه عربی

مجیداله

(احتمالی) ترکیبی از «مجید» (بزرگوار) و «اله» (خدا). معنی «مجید»: عربی؛ بزرگوار؛ از نام‌های خدا

پسرانه عربی

اسم دختر عربی (۱۹۹۵ اسم)