رفتن به محتوا
نوزاد

۴۷۷۷ اسم

معنی اسم پسر عربی، صفحه‌ی ۲۹

صفحه‌ی ۲۹ از ۸۰؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

سعیدغفور

ترکیبی از «سعید» و «غفور». معنی «سعید»: عربی

پسرانه عربی

سعیدکاظم

(احتمالی) ترکیبی از «سعید» (نیکبخت) و «کاظم» (فروبرنده خشم). معنی «سعید»: عربی

پسرانه عربی

سعیدمحمد

(احتمالی) ترکیبی از «سعید» (نیکبخت) و «محمد» (ستوده). معنی «سعید»: عربی

پسرانه عربی

سعیدمهدی

(احتمالی) ترکیبی از «سعید» (نیکبخت) و «مهدی» (هدایت‌شده). معنی «سعید»: عربی

پسرانه عربی

سفر علی

(احتمالی) ترکیبی از «سفر» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «سفر»: کتاب

پسرانه عربی

سلاطین

(احتمالی) جمع «سلطان»؛ پادشاهان

پسرانه عربی

سلامت اله

(احتمالی) ترکیبی از «سلامت» (تندرستی) و «اله» (خدا). معنی «سلامت»: عربی؛ تندرستی، سلامت

پسرانه عربی

سلطان

فرمانروا، از ریشه‌ی سلطه

پسرانه عربی

سلطان ابراهیم

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «ابراهیم» (نام پیامبر

پسرانه عربی، عبری

سلطان احمد

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «احمد» (ستوده). معنی «سلطان»: عربی

پسرانه عربی

سلطان بخت

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «بخت» (بخت و اقبال). معنی «سلطان»: عربی؛ فرمانروا، پادشاه

پسرانه عربی

سلطان بردی

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «بردی» (داد

پسرانه عربی، ترکی

سلطان حسن

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «حسن» (نیکو). معنی «سلطان»: عربی

پسرانه عربی

سلطان قلی

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «قلی» (بنده

پسرانه عربی، ترکی

سلطان کریم

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «کریم» (بخشنده). معنی «سلطان»: عربی

پسرانه عربی

سلطان محمود

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «محمود». معنی «سلطان»: عربی

پسرانه عربی

سلطانحسین

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «سلطان»: عربی

پسرانه عربی

سلطانرضا

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «رضا» (خشنودی). معنی «سلطان»: عربی

پسرانه عربی

سلطانعلی

از «سلطان» و «علی». معنی «سلطان»: عربی

پسرانه عربی

سلطانمحمد

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «محمد» (ستوده). معنی «سلطان»: عربی

پسرانه عربی

سلطانمراد

ترکیبی از «سلطان» و «مراد». معنی «سلطان»: عربی

پسرانه عربی

سلطانمرد

(احتمالی) از «سلطان» (پادشاه) و «مرد». معنی «سلطان»: عربی

پسرانه عربی

سلطنه

(احتمالی) پادشاهی، فرمانروایی

پسرانه عربی

سلم

از قوم سارمات؟، از ریشه‌ی اوستایی سیریامه (سارمات؟) [فرزند فریدون و شاه توران زمین]

پسرانه فارسی، عربی

سلمان

سلامت، تندرستی، از ریشه‌ی سلم (سلامت) [سلمان پارسی:از صحابه‌ی مشهور]

پسرانه عربی

سلمانعلی

از «سلمان» و «علی». معنی «سلمان»: عربی

پسرانه عربی

سلیله

دختر، دخت، فرزنِد دختر

پسرانه عربی

سلیم

سالم و بینقص، صفت از ریشه‌ی عربی سلم (سلامتی) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

سلیم ابراهیم

(احتمالی) ترکیبی از «سلیم» (سالم

پسرانه عربی، عبری

سلیم احمد

(احتمالی) ترکیبی از «سلیم» (سالم

پسرانه عربی

سلیم الله

(احتمالی) ترکیبی از «سلیم» (سالم

پسرانه عربی

سلیم اله

ترکیبی از «سلیم» و «الله». معنی «سلیم»: عربی

پسرانه عربی

سلیم بردی

(احتمالی) ترکیبی از «سلیم» (سالم

پسرانه عربی، ترکی

سلیم بیگ

(احتمالی) ترکیبی از «سلیم» (سالم، بی‌عیب) و «بیگ» (بزرگ، در ترکی). معنی «سلیم»: عربی؛ تندرست؛ دل پاک

پسرانه عربی

سلیم رضا

(احتمالی) ترکیبی از «سلیم» (سالم

پسرانه عربی

سماء الدین

(احتمالی) ترکیبی از «سماء» و «الدین» (دین). معنی «سماء»: عربی؛ آسمان

پسرانه عربی

سماعلی

(احتمالی) ترکیبی از «سما» (آسمان) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «سما»: عربی

پسرانه عربی

سماک

سپهر، آسمان

پسرانه عربی

سمان

(احتمالی) آسمان

پسرانه عربی

سمران

سمرکند یا سمرقند، که نام شهری است در ایران قدیم و هم اکنون جزء کشور ازبکستان است

پسرانه عربی

سمیح

بخشنده و گشاده‌دست

پسرانه عربی

سمیحه

(احتمالی) بخشنده و گشاده‌دست (زن)

پسرانه عربی

سمیر

داستان پرداز، قصه گو

پسرانه عربی

سمیع

شنونده، صفت از ریشه‌ی عربی سمع (شنیدن) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

سمیع الله

(احتمالی) ترکیبی از «سمیع» و «الله» (خدا). معنی «سمیع»: عربی

پسرانه عربی

سمیع اله

(احتمالی) ترکیبی از «سمیع» و «اله» (خدا). معنی «سمیع»: عربی؛ شنوا؛ از نام‌های خدا

پسرانه عربی

سنان

نیزه، سرنیزه

پسرانه عربی

سنت الله

روش و قانون خداوند در آفرینش

پسرانه عربی

سواد علی

(احتمالی) ترکیبی از «سواد» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «سواد»: نوشته

پسرانه عربی

سودا حسن

(احتمالی) ترکیبی از «سودا» و «حسن» (نیکو). معنی «سودا»: عربی

پسرانه فارسی، عربی

سوناجمال

ترکیبی از «سونا» و «جمال». معنی «سونا»: ترکی؛ قو، مرغابی زیبا. معنی «جمال»: عربی؛ زیبایی

پسرانه ترکی، عربی

سوید

مصغر «اسود» به معنی سیاه کوچک

پسرانه عربی

سهاب علی

(احتمالی) ترکیبی از «سهاب» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

سهرابعلی

(احتمالی) از «سهراب» و «علی». معنی «سهراب»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

سهل مهدی

(احتمالی) ترکیبی از «سهل» و «مهدی» (هدایت‌شده). معنی «سهل»: آسان. معنی «مهدی»: عربی

پسرانه عربی

سهلعلی

از «سهل» و «علی». معنی «سهل»: آسان. معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

سهندعلی

(احتمالی) از «سهند» (نام کوهی در آذربایجان) و «علی». معنی «سهند»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

سهید محمد

(احتمالی) ترکیبی از «سهید» و «محمد» (ستوده). معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

اسم دختر عربی (۱۹۹۵ اسم)