رفتن به محتوا
نوزاد

۱۲۰۰ اسم

معنی اسم پسر عربی با حرف م، صفحه‌ی ۱۴

صفحه‌ی ۱۴ از ۲۰؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

مغانعلی

(احتمالی) از «مغان» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

مفضل

برتری داده شده، افزون کرده

پسرانه عربی

مفلح

رستگار

پسرانه عربی

مفید

سودمند، صفت از ریشه‌ی فید (فایده)

پسرانه عربی

مفیدالدین

(احتمالی) ترکیبی از «مفید» (سودمند) و «الدین» (دین). معنی «مفید»: عربی

پسرانه عربی

مقبل

خوش‌بخت، خوش‌اقبال

پسرانه عربی

مقتدر

قادر، توانا

پسرانه عربی

مقداد

بسیار قطع کننده، از ریشه کَننده، صفت از ریشه‌ی قد

پسرانه عربی

مقدس

پاک و پاکیزه

پسرانه عربی

مقدم

پیشتاز، پیشرو، صفت از ریشه‌ی قدم [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

مقدمعلی

(احتمالی) ترکیبی از «مقدم» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مقدم»: عربی

پسرانه عربی

مقصداله

(احتمالی) ترکیبی از «مقصد» و «اله» (خدا). معنی «مقصد»: عربی؛ آهنگ

پسرانه عربی

مقصود

آنچه کسی قصد انجام آن را دارد، منظور، مقصد

پسرانه عربی

مقصودعلی

(احتمالی) ترکیبی از «مقصود» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مقصود»: عربی

پسرانه عربی

مقیما

(احتمالی) ماندگار

پسرانه عربی

مکرم

ارجمند، بخشنده، اسم فاعل از ریشه‌ی کرم

پسرانه عربی

ملا احمد

(احتمالی) ترکیبی از «ملا» (دانشمند دینی) و «احمد» (ستوده). معنی «ملا»: گروه مردم. معنی «احمد»: عربی

پسرانه عربی

ملا امین

(احتمالی) ترکیبی از «ملا» (دانشمند دینی) و «امین». معنی «ملا»: گروه مردم. معنی «امین»: عربی

پسرانه عربی

ملا مراد

(احتمالی) ترکیبی از «ملا» (دانشمند دینی) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «ملا»: گروه مردم. معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته

پسرانه عربی

ملامظفر

(احتمالی) از «ملا» و «مظفر». معنی «ملا»: گروه مردم. معنی «مظفر»: عربی

پسرانه عربی

ملایار محمد

(احتمالی) ترکیبی از «ملایار» و «محمد» (ستوده). معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

ملایم

فاقد شدت و تندی

پسرانه عربی

ملت علی

(احتمالی) ترکیبی از «ملت» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «ملت»: ملة. معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

ملک آراء

(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «آراء». معنی «ملک»: عربی

پسرانه عربی

ملک ابراهیم

(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «ابراهیم» (نام پیامبر

پسرانه عربی، عبری

ملک بیک

(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «بیک» (بزرگ

پسرانه عربی

ملک جمشید

(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «جمشید». معنی «ملک»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

ملک حسن

ترکیبی از «ملک» و «حسن». معنی «ملک»: عربی

پسرانه عربی

ملک حسین

ترکیبی از «ملک» و «حسین». معنی «ملک»: عربی

پسرانه عربی

ملک سلطان

(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «سلطان» (پادشاه). معنی «ملک»: عربی

پسرانه عربی

ملک سیاوش

(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «سیاوش». معنی «ملک»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

ملک فیصل

(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «فیصل». معنی «ملک»: عربی

پسرانه عربی

ملک محمد

(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «محمد» (ستوده). معنی «ملک»: عربی

پسرانه عربی

ملک محمود

(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «محمود». معنی «ملک»: عربی

پسرانه عربی

ملک مراد

ترکیبی از «ملک» و «مراد». معنی «ملک»: عربی

پسرانه عربی

ملک مسعود

(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «مسعود». معنی «ملک»: عربی

پسرانه عربی

ملک منصور

(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «منصور». معنی «ملک»: عربی

پسرانه عربی

ملک منظر

(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «منظر». معنی «ملک»: عربی

پسرانه عربی

ملک میرزا

(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «میرزا» (امیرزاده). معنی «ملک»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

ملک نوید

(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «نوید». معنی «ملک»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

ملکآرا

(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «آرا». معنی «ملک»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

ملکان

پادشاهان

پسرانه عربی

ملکعلی

از «ملک» (پادشاه) و «علی». معنی «ملک»: عربی

پسرانه عربی

ملکی

(احتمالی) پادشاهی؛ فرشته‌خو

پسرانه عربی

ملکی جان

(احتمالی) ترکیبی از «ملکی» (پادشاهی) و «جان» (جان و روان). معنی «ملکی»: عربی

پسرانه عربی، عبری

ممدتقی

(احتمالی) ترکیبی از «ممد» و «تقی» (پرهیزگار). معنی «ممد»: در گفتگوی عامیانه به جای محمد صرف می‌شود. ممدآقا به جای محمدآقا. معنی «تقی»: عربی؛ پرهیزگار؛ لقب امام نهم شیعیان، محمد تقی

پسرانه عربی

ممدرضا

(احتمالی) ترکیبی از «ممد» و «رضا» (خشنودی). معنی «ممد»: در گفتگوی عامیانه به جای محمد صرف می‌شود. ممدآقا به جای محمدآقا. معنی «رضا»: عربی؛ خشنودی؛ لقب امام هشتم شیعیان، علی بن موسی الرضا، که آرامگاهش در مشهد است

پسرانه عربی

ممدوح

ستایش شده، مدح شده

پسرانه عربی

مناف

از ریشه‌ی «ن و ف» به معنی بلندی و برتری. «عبد مناف» نیای سوم پیامبر اسلام بود و هاشم

پسرانه عربی

مناف علی

(احتمالی) ترکیبی از «مناف» (نام نیای پیامبر (عبد مناف)) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مناف»: عربی

پسرانه عربی

منان

بسیار نعمت دهنده

پسرانه عربی

منبر علی

(احتمالی) ترکیبی از «منبر» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «منبر»: صندلی مانندِ بلندی که دارای چند پله است و خطیب یا واعظ در بالای آن می‌نشیند و خطبه می‌خواند یا وعظ میکند. مفردِ منابر. معنی «علی»: عربی؛ بلندمرتبه و والا. نام امام نخست شیعیان و چهارمین خلیفه، علی بن ابی‌طالب، داماد پیامبر و نماد دانش، دلیری و دادگری؛ «العلی» از نام‌های خداست

پسرانه عربی

منتصر

نصرت یابنده، غالب

پسرانه عربی

منتظر

چشم‌به‌راه

پسرانه عربی

منذر

تهدید کننده، هشدار دهنده، اسم فاعل از ریشه‌ی نذر [نعمان بن منذر:امیر افسانه‌ایِ یمن]

پسرانه عربی

منشور

نام یکی از مرزداران ترکان‌چین متحد خاقان‌چین پای در رکاب پیران علیه توس و گودرز در جنگ کوه هماون

پسرانه عربی

منصور

پیروز، اسم مفعول از ریشه‌ی نصر

پسرانه عربی

اسم دختر عربی با حرف م (۲۱۴ اسم)