رفتن به محتوا
نوزاد

۴۷۷۷ اسم

معنی اسم پسر عربی، صفحه‌ی ۷۴

صفحه‌ی ۷۴ از ۸۰؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

میروان

(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور

پسرانه عربی

میروحید

(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور

پسرانه عربی

میرودود

(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور

پسرانه عربی

میرولی

ترکیبی از «میر» و «ولی». معنی «میر»: عربی

پسرانه عربی

میروهاب

ترکیبی از «میر» و «وهاب». معنی «میر»: عربی

پسرانه عربی

میرهادی

(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور

پسرانه عربی

میرهاشم

(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور

پسرانه عربی

میرهانی

(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور

پسرانه عربی

میریاسین

(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور

پسرانه عربی

میریحیی

(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور

پسرانه عبری، عربی

میریعغوب

ترکیبی از «میر» و «یعغوب». معنی «میر»: عربی

پسرانه عربی

میعاد

محل بازگشتن، اسم مکان از ریشه‌ی عود

پسرانه عربی

میلاد

هدیه‌ی ایزد مهر

پسرانه عربی، فارسی، کردی

ن جیاالله

نجات یافته از سوی خدا؛ (2- اَعلام) لقب حضرت نوح نبی(ع)

پسرانه عربی

ن جیباالله

خصلت های برجسته و ممتاز اخلاقی خداوند

پسرانه عربی

نائل

گردآورنده‌ی چیزی، اسم فاعل از ریشه‌ی نیل

پسرانه عربی

ناجی

نجات دهنده، اسم فاعل از ریشه‌ی نجیب (نجات)

پسرانه عربی

نادر

کمیاب، برجسته، اسم فاعل از ریشه‌ی ندرت

پسرانه عربی

نادر الله

(احتمالی) ترکیبی از «نادر» و «الله» (خدا). معنی «نادر»: عربی

پسرانه عربی

نادر بیک

(احتمالی) ترکیبی از «نادر» و «بیک» (بزرگ

پسرانه عربی

نادر حسین

(احتمالی) ترکیبی از «نادر» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «نادر»: عربی

پسرانه عربی

نادررضا

(احتمالی) ترکیبی از «نادر» و «رضا» (خشنودی). معنی «نادر»: عربی

پسرانه عربی

نادرزاد

(احتمالی) از «نادر» (کمیاب) و «زاد». معنی «نادر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

نادرشاه

ترکیبی از «نادر» و «شاه»

پسرانه عربی

نادرعلی

(احتمالی) ترکیبی از «نادر» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «نادر»: عربی

پسرانه عربی

نادرقلی

(احتمالی) ترکیبی از «نادر» و «قلی» (بنده

پسرانه عربی، ترکی

نادره سلطان

(احتمالی) ترکیبی از «نادره» و «سلطان» (پادشاه). معنی «نادره»: عربی

پسرانه عربی

نادعلی

«ناد علی»؛ دعایی مشهور

پسرانه عربی

نادی علی

(احتمالی) ترکیبی از «نادی» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «نادی»: عربی

پسرانه عربی

نازارعلی

(احتمالی) ترکیبی از «نازار» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «نازار»: کردی

پسرانه کردی، عربی

نازارمراد

(احتمالی) ترکیبی از «نازار» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «نازار»: کردی

پسرانه کردی، عربی

ناصح

نصیحت کننده، اسم فاعل از ریشه‌ی نصح

پسرانه عربی

ناصر

یاری‌دهنده

پسرانه عربی

ناصر محمد

(احتمالی) ترکیبی از «ناصر» و «محمد» (ستوده). معنی «ناصر»: عربی

پسرانه عربی

ناصرالدین

یاری‌دهنده دین؛ نام ناصرالدین‌شاه قاجار

پسرانه عربی

ناصرخسرو

ناصرخسرو ممکن است تصحیف شده ناصر خوش‌رِو بوده باشد؛ یعنی کسی که در راه رفتن می‌خرامد

پسرانه فارسی، عربی

ناصرعباس

(احتمالی) ترکیبی از «ناصر» و «عباس» (شیر بیشه). معنی «ناصر»: عربی

پسرانه عربی

ناصرعلی

(احتمالی) ترکیبی از «ناصر» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «ناصر»: عربی

پسرانه عربی

ناصرقلی

(احتمالی) ترکیبی از «ناصر» و «قلی» (بنده

پسرانه عربی، ترکی

ناضر

تر و تازه کننده

پسرانه عربی

ناضر حسین

(احتمالی) ترکیبی از «ناضر» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «ناضر»: عربی

پسرانه عربی

ناطق

سخنران

پسرانه عربی

ناظر علی

(احتمالی) ترکیبی از «ناظر» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «ناظر»: نظرکننده

پسرانه عربی

ناظرحسین

(احتمالی) ترکیبی از «ناظر» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «ناظر»: نظرکننده

پسرانه عربی

ناظره

(احتمالی) بیننده، نگرنده (زن)

پسرانه عربی

ناظم

نظم دهنده، اداره کننده، اسم فاعل از ریشه‌ی نظم

پسرانه عربی

نافع

به معنای سودرسان

پسرانه عربی

نامعلی

(احتمالی) از «نام» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

نایب

جانشین

پسرانه عربی

نایب حسین

(احتمالی) ترکیبی از «نایب» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «نایب»: عربی

پسرانه عربی

نایبعلی

از «نایب» و «علی». معنی «نایب»: عربی

پسرانه عربی

نایف

(احتمالی) شکل دیگری از «بایف»؛ توانگر (ترکی). معنی «بایف»: ترکی؛ توانگر

پسرانه عربی

نباتعلی

(احتمالی) ترکیبی از «نبات» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «نبات»: عربی

پسرانه فارسی، عربی

نبهان

زیرک و باشرف [جد جاهلیِ قبیله‌ی طی]

پسرانه عربی

نبی

پیامبر

پسرانه عربی

نبی بخش

(احتمالی) ترکیبی از «نبی» و «بخش» (بخشیده). معنی «نبی»: عربی؛ پیامبر

پسرانه عربی

نبی جان

(احتمالی) ترکیبی از «نبی» و «جان» (جان و روان). معنی «نبی»: عربی

پسرانه عربی، عبری

نبی علی

(احتمالی) ترکیبی از «نبی» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «نبی»: عربی

پسرانه عربی

نبیل

شریف و فاضل، صفت از ریشه‌ی نبل

پسرانه عربی

نبیه

آگاه

پسرانه عربی

اسم دختر عربی (۱۹۹۵ اسم)