رفتن به محتوا
نوزاد

۴۷۷۷ اسم

معنی اسم پسر عربی، صفحه‌ی ۴۹

صفحه‌ی ۴۹ از ۸۰؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

فائز

رستگار، کامیاب

پسرانه عربی

فائض

بخشنده

پسرانه عربی

فاتح

پیروز، از ریشه‌ی فتح (گشودن)

پسرانه عربی

فاتک

نام پدر مانی ٢٠ ساسانیان

پسرانه عربی

فادیه

زنِ نجات دهنده، زنِ آزاد کننده

پسرانه عربی

فارد

یگانه

پسرانه عربی

فارس

از ریشه‌ی «فرس» به معنی اسب

پسرانه عربی

فاروق

تفکیک کننده‌ی راستی از ناراستی، اسم فاعل از ریشه‌ی فرق [لقب عمر]

پسرانه عربی

فاروق اکبر

(احتمالی) ترکیبی از «فاروق» و «اکبر» (بزرگ‌تر). معنی «فاروق»: عربی

پسرانه عربی

فاضل

دانشمند، اسم فاعل از ریشه‌ی فضل

پسرانه عربی

فاضل محمد

(احتمالی) ترکیبی از «فاضل» و «محمد» (ستوده). معنی «فاضل»: عربی

پسرانه عربی

فاطر

آفریننده، خال

پسرانه عربی

فاطمه دیبا

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «دیبا». معنی «فاطمه»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

فاطمهسیما

از نام‌های مرکب، فاطمه و سیما

پسرانه عربی

فاطمهمحیا

از نام‌های مرکب، فاطمه و محیا

پسرانه عربی

فاطن

زیرک

پسرانه عربی

فالح

رستگار

پسرانه عربی

فایق

برتر

پسرانه عربی

فؤاد

دل، قلب. ق

پسرانه عربی

فؤادمهدی

(احتمالی) از «فؤاد» (دل) و «مهدی». معنی «فؤاد»: عربی

پسرانه عربی

فتاح

گشاینده، داور، اسم فاعل از ریشه‌ی فتح (گشودن) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

فتاح علی

(احتمالی) ترکیبی از «فتاح» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «فتاح»: عربی

پسرانه عربی

فتح االله

(احتمالی) شکل دیگری از «فتح‌الله»

پسرانه عربی

فتح محمد

(احتمالی) ترکیبی از «فتح» (پیروزی) و «محمد» (ستوده). معنی «فتح»: باز کردن

پسرانه عربی

فتح‌الله

ترکیبی از «فتح» و «الله». معنی «فتح»: باز کردن

پسرانه عربی

فتحعلی

از «فتح» (پیروزی) و «علی»

پسرانه عربی

فتوت

جو ا نی

پسرانه عربی

فتی

جوان

پسرانه عربی

فخرالدین

مایه سربلندی دین؛ نام فخرالدین عراقی و فخر رازی

پسرانه عربی

فخرالله

(احتمالی) سربلندی از خدا

پسرانه عربی

فخرعلی

(احتمالی) از «فخر» (سربلندی) و «علی». معنی «فخر»: نازیدن

پسرانه عربی

فخیم

بزرگوار، گرامی

پسرانه عربی

فدا حسین

(احتمالی) از «فدا» و «حسین»

پسرانه عربی

فدا محمد

(احتمالی) از «فدا» و «محمد»؛ فدای محمد. معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

فداعلی

(احتمالی) از «فدا» و «علی»

پسرانه عربی

فرات

خوش‌ترین آب، آب شیرین، آب بسیار گوارا، آبی که از فرط گوارایی عطش را بشکند

پسرانه عربی

فرات محمد

(احتمالی) ترکیبی از «فرات» و «محمد» (ستوده). معنی «فرات»: (عربی) خوش‌ترین آب

پسرانه عربی

فرازمحمد

(احتمالی) از «فراز» (بلندی) و «محمد». معنی «فراز»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

فراست

ادراک و دریافتن باطن چیزی با دیدن ظاهر آن

پسرانه عربی

فربان محمد

(احتمالی) ترکیبی از «فربان» و «محمد» (ستوده). معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

فربدعلی

(احتمالی) ترکیبی از «فربد» (دارنده‌ی فر و شکوه) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «فربد»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

فرج

رهایی از اندوه و سختی

پسرانه عربی

فرج ناز

(احتمالی) ترکیبی از «فرج» (گشایش

پسرانه عربی، فارسی

فرجالله

ترکیبی از «فرج» و «الله». معنی «فرج»: عربی

پسرانه عربی

فرجعلی

(احتمالی) ترکیبی از «فرج» (گشایش

پسرانه عربی

فرح الله

(احتمالی) ترکیبی از «فرح» و «الله» (خدا). معنی «فرح»: عربی

پسرانه عربی

فرحان

شاد، شادان، مسرور، خوشحال

پسرانه عربی

فرحدوخت

(احتمالی) دختر شادی

پسرانه فارسی، عربی

فرخ دولت

(احتمالی) ترکیبی از «فرخ» و «دولت» (بخت و دولت). معنی «فرخ»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

فرخان

١- نام پسر اردوان پنجم

پسرانه عربی، فارسی

فرخعلی

(احتمالی) از «فرخ» (خجسته) و «علی». معنی «فرخ»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

فردعلی

(احتمالی) از «فرد» (یگانه) و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

فرزدق

«فرزدق» به معنی پاره‌های خمیر نان است و لقب همام بن غالب

پسرانه عربی

فرزندعلی

(احتمالی) از «فرزند» و «علی»

پسرانه عربی

فرزین مهدی

(احتمالی) ترکیبی از «فرزین» و «مهدی» (هدایت‌شده). معنی «فرزین»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

فرشید رضا

(احتمالی) ترکیبی از «فرشید» (روشنایی خورشید) و «رضا» (خشنودی). معنی «فرشید»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

فرصاد

درخت توت یا توت سرخ

پسرانه عربی

فرصتعلی

(احتمالی) از «فرصت» و «علی». معنی «فرصت»: عربی

پسرانه عربی

فرض

(احتمالی) واجب

پسرانه عربی

اسم دختر عربی (۱۹۹۵ اسم)