رفتن به محتوا
نوزاد

۴۷۷۷ اسم

معنی اسم پسر عربی، صفحه‌ی ۳۷

صفحه‌ی ۳۷ از ۸۰؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

صید نور

(احتمالی) ترکیبی از «صید» و «نور» (روشنی). معنی «صید»: شکار کردن. معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

ضامن

کفیل، ضمانت - کننده، به عهده گیرندة غرامت

پسرانه عربی

ضامنعلی

(احتمالی) از «ضامن» (پایندان

پسرانه عربی

ضرار

زیانمند، آسیب زننده، از ریشه‌ی ضرر [از بزرگان عصر جاهلیت]

پسرانه عربی

ضرغام

شیر درنده

پسرانه عربی

ضرغام علی

(احتمالی) ترکیبی از «ضرغام» (شیر

پسرانه عربی

ضعیف الله

(احتمالی) بنده ناتوان خدا

پسرانه عربی

ضیا

نور، روشنی

پسرانه عربی

ضیا الدین

(احتمالی) ترکیبی از «ضیا» و «الدین» (دین). معنی «ضیا»: عربی

پسرانه عربی

ضیا علی

(احتمالی) ترکیبی از «ضیا» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «ضیا»: عربی

پسرانه عربی

ضیاء

روشنایی. ط

پسرانه عربی

ضیاء گل

ترکیبی از «ضیاء» و «گل». معنی «ضیاء»: عربی؛ روشنایی. معنی «گل»: فارسی؛ گل

پسرانه عربی، فارسی

ضیاءالدین

از «ضیاء» (روشنایی) و «دین»

پسرانه عربی

ضیاءالله

(احتمالی) ترکیبی از «ضیاء» (روشنایی) و «الله» (خدا). معنی «ضیاء»: عربی

پسرانه عربی

ضیاءاله

ترکیبی از «ضیاء» و «الله». معنی «ضیاء»: عربی

پسرانه عربی

ضیاءعلی

(احتمالی) ترکیبی از «ضیاء» (روشنایی) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «ضیاء»: عربی

پسرانه عربی

ضیغم

شیر بیشه؛ به مجاز دلیر

پسرانه عربی

طائر

از ریشه‌ی «طیر» به معنی پرنده و پروازکننده. در قرآن این واژه به معنی بخت و سرنوشت نیز به کار رفته است: «و کل انسان الزمناه طائره فی عنقه» (اسراء، ۱۳)

پسرانه عربی

طائف

طواف کننده، اسم فاعل از ریشه‌ی طوف (گشتن دور چیزی) [اسم قبیله ایست]

پسرانه عربی

طارق

کسی که در شب می‌آید، لقب ستاره‌ی سحرگاهی، اسم

پسرانه عربی

طالب

خواستار، اسم فاعل از ریشه‌ی طلب [ابیطالب:پدر حضرت علی]

پسرانه عربی

طالب درویش

(احتمالی) از «طالب» و «درویش». معنی «طالب»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

طالب علی

(احتمالی) ترکیبی از «طالب» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «طالب»: عربی

پسرانه عربی

طاها

نام سوره بیستم قرآن و از نام‌های پیامبر

پسرانه عربی

طاهاسپنتا

(احتمالی) از «طاها» و «سپنتا» (مقدس). معنی «طاها»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

طاهاعماد

(احتمالی) از «طاها» و «عماد» (تکیه‌گاه). معنی «طاها»: عربی

پسرانه عربی

طاهر

پاکیزه، از ریشه‌ی طهارت

پسرانه عربی

طاهر بگ

(احتمالی) ترکیبی از «طاهر» و «بگ» (بزرگ، در ترکی). معنی «طاهر»: عربی؛ پاک

پسرانه عربی

طاهر قلی

(احتمالی) ترکیبی از «طاهر» و «قلی» (بنده

پسرانه عربی، ترکی

طاهرمحمد

(احتمالی) از «طاهر» (پاک) و «محمد». معنی «طاهر»: عربی

پسرانه عربی

طباطبا

طباطبا، لقب ابراهیم بن اسماعیل از نوادگان امام حسن، نیای سادات طباطبایی

پسرانه عربی

طحانی

(احتمالی) آسیابان

پسرانه عربی

طراق نظر

(احتمالی) از «طراق» و «نظر». معنی «نظر»: عربی؛ نگاه

پسرانه عربی

طرماح

بلندقامت و بلندجایگاه

پسرانه عربی

طلال

جای مرتفع، از ریشه‌ی طلّ (تپه) [لقب امرای نجد و سوریه]

پسرانه عربی

طلحه

درختی؛ نام طلحه، یار پیامبر

پسرانه عربی

طواق محمد

(احتمالی) ترکیبی از «طواق» (احتمالا یعنی خروس) و «محمد» (ستوده). معنی «طواق»: ترکمنی

پسرانه ترکمنی، عربی

طواق مراد

(احتمالی) ترکیبی از «طواق» (احتمالا یعنی خروس) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «طواق»: ترکمنی

پسرانه ترکمنی، عربی

طه

ای مرد!، به زبان حبشی

پسرانه عربی

طه طاها

(احتمالی) ترکیبی از «طه» (نام سوره‌ای از قرآن) و «طاها» (نام سوره‌ای از قرآن). معنی «طه»: عربی

پسرانه عربی

طه محمد

(احتمالی) ترکیبی از «طه» (نام سوره‌ای از قرآن) و «محمد» (ستوده). معنی «طه»: عربی

پسرانه عربی

طهور

پاک و پاک‌کننده

پسرانه عربی

طیب

پاک

پسرانه عربی

طیب احمد

(احتمالی) ترکیبی از «طیب» و «احمد» (ستوده). معنی «طیب»: عربی

پسرانه عربی

طیب اله

(احتمالی) ترکیبی از «طیب» و «اله» (خدا). معنی «طیب»: عربی؛ پاک، پاکیزه و نیکو

پسرانه عربی

طیبعلی

(احتمالی) از «طیب» (پاکیزه) و «علی». معنی «طیب»: عربی

پسرانه عربی

طیفور

طیفور نام اصلی بایزید بسطامی، عارف بزرگ

پسرانه عربی

ظافر

ظفر یابنده، پیروز، فیروز

پسرانه عربی

ظاهر

آشکار؛ از نام‌های خدا

پسرانه عربی

ظریف

نازک، شکننده، از ریشه‌ی ظرف

پسرانه عربی

ظفر

پیروزی، نصرت

پسرانه عربی

ظفرالله

(احتمالی) پیروزی از خدا

پسرانه عربی

ظفرداد

داده پیروزی

پسرانه فارسی، عربی

ظهور

آشکار شدن، نمایان شدن

پسرانه عربی

ظهوره

(احتمالی) از «ظهور»؛ پیدایی. معنی «ظهور»: عربی؛ آشکار شدن، پدیدار شدن

پسرانه عربی

ظهیر

پشتیبان، از ریشه‌ی ظهر (پشت) [ظهیرالدوله:از اشراف عصر مشروطه]. ع

پسرانه عربی

ظهیراحمد

(احتمالی) از «ظهیر» (پشتیبان) و «احمد». معنی «ظهیر»: (عربی) (1- در قدیم) پشتیبان

پسرانه عربی

ظهیرالدین

«پشتیبان دین»؛ ظهیرالدین فاریابی شاعر سده‌ی ششم و ظهیرالدین محمد بابر

پسرانه عربی

اسم دختر عربی (۱۹۹۵ اسم)