رفتن به محتوا
نوزاد

۴۷۷۷ اسم

معنی اسم پسر عربی، صفحه‌ی ۲۷

صفحه‌ی ۲۷ از ۸۰؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

زنده علی

(احتمالی) از «زنده» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

زوارعلی

(احتمالی) از «زوار» (زائران) و «علی». معنی «زوار»: عربی

پسرانه عربی

زهدی

(احتمالی) منسوب به زهد؛ پارسا

پسرانه عربی

زهید

پارسا

پسرانه عربی

زهیر

گل کوچک، اسم تصغیر از ریشه‌ی زهر (گل) [زهیر بن ابی سلمی:نام چند شاعر]

پسرانه عربی

زیاد

رشد، فزونی، از ریشه‌ی زید(زیاد شدن) [طارق ابن زیاد: جهانگشای مسلمان]

پسرانه عربی

زیادعلی

(احتمالی) از «زیاد» (افزون) و «علی». معنی «زیاد»: عربی

پسرانه عربی

زیارتعلی

(احتمالی) از «زیارت» و «علی». معنی «زیارت»: دیدار کردن. معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

زیبامحمد

(احتمالی) ترکیبی از «زیبا» و «محمد». معنی «زیبا»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

زیبر

صورتی از «زبیر». معنی «زبیر»: عربی؛ استوار؛ نام صحابی پیامبر

پسرانه عربی

زید

رشد، فزونی، از ریشه‌ی زید(زیاد شدن) [زید بن ثابت:از صحابه‌ی مشهور]

پسرانه عربی

زیدالله

(احتمالی) افزونی خدا

پسرانه عربی

زیداله

(احتمالی) از «زید» به معنی افزونی و فزونی و «الله»، یعنی فزونی و برکت از سوی خدا

پسرانه عربی

زیدان

از ریشه‌ی «زید» به معنای افزونی و فزونی یافتن. جرجی زیدان

پسرانه عربی

زیدعلی

از «زید» و «علی». معنی «زید»: عربی

پسرانه عربی

زینالدین

موجب آرایش دین؛ زینت دین

پسرانه عربی

زینالعابدین

زینت پرستشگران، از ریشه‌ی زین (زینت) [لقب امام چهارم]

پسرانه عربی

زینعلی

از «زین» (زینت) و «علی». معنی «زین»: این نام را شادروان پرفسور مارکوارت

پسرانه عربی

سائب

(احتمالی) روان، جاری؛ نام صحابی

پسرانه عربی

سابق

پیشرو، مقدم، اسم فاعل از ریشه‌ی سبق

پسرانه عربی

ساجد

آن که سجده می‌کند، سجده کننده

پسرانه عربی

ساجدین

(احتمالی) سجده‌کنندگان

پسرانه عربی

سادن

حاجب، دربان

پسرانه عربی

ساده میر

(احتمالی) ترکیبی از «ساده» و «میر» (سرور

پسرانه عربی

سار محمد

(احتمالی) ترکیبی از «سار» و «محمد» (ستوده). معنی «سار»: پرنده‌ای است شبیه گنجشک اما بزرگتر از آن که بیشتر به شکار ملخ می‌پردازد. معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

ساعد

خوشبخت، اسم فاعل از ریشه‌ی سعد (خوشبختی) [ساعدالدوله، شاه دیلمی]

پسرانه عربی

ساعدبگ

(احتمالی) از «ساعد» (یاور) و «بگ». معنی «ساعد»: عربی؛ یاری‌دهنده

پسرانه عربی

ساعدعلی

(احتمالی) از «ساعد» (یاور) و «علی». معنی «ساعد»: عربی

پسرانه عربی

سالار امیر

(احتمالی) ترکیبی از «سالار» و «امیر» (فرمانروا و سرور). معنی «سالار»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

سالارمهدی

(احتمالی) از «سالار» (سرور) و «مهدی». معنی «سالار»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

سالم

تندرست، اسم فاعل از ریشه‌ی سلم (سلامت)

پسرانه عربی

سامر

افسانه گوینده، افسانه گویندگان

پسرانه عربی

سامعلی

(احتمالی) از «سام» و «علی». معنی «سام»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

سامی

بلند مرتبه

پسرانه عربی

سامیا

نام ماه یازدهم از سال ایرانیان در دوره‌ی هخامنشی

پسرانه عربی

سامین

منسوب به سام، نیای رستم؛ سام‌گون

پسرانه عربی

ساهر

شب زنده دار، از ریشه‌ی سهر (شب بیدار ماندن)

پسرانه عربی

سبحان

پاک و منزه؛ «سبحان الله» یعنی پاک است خدا

پسرانه عربی

سبحان الدین

(احتمالی) ترکیبی از «سبحان» و «الدین» (دین). معنی «سبحان»: عربی

پسرانه عربی

سبحان اله

(احتمالی) ترکیبی از «سبحان» و «اله» (خدا). معنی «سبحان»: عربی

پسرانه عربی

سبحان بردی

(احتمالی) ترکیبی از «سبحان» و «بردی» (داد

پسرانه عربی، ترکی

سبحان قلی

از «سبحان» (پاک و منزه

پسرانه ترکی، عربی

سبحان محمد

(احتمالی) ترکیبی از «سبحان» و «محمد» (ستوده). معنی «سبحان»: عربی

پسرانه عربی

سبحان وردی

(احتمالی) ترکیبی از «سبحان» و «وردی» (داد

پسرانه عربی

سبحان ویردی

(احتمالی) ترکیبی از «سبحان» و «ویردی» (داد

پسرانه عربی

سبحان‌الله

به معنای «پاک و منزه است خدا». این عبارت از ذکرهای رایج مسلمانان است و تسبیحات حضرت فاطمه (س) با آن همراه است

پسرانه عربی

سبحانعلی

(احتمالی) از «سبحان» (پاک) و «علی». معنی «سبحان»: عربی

پسرانه عربی

سبزعلی

از «سبز» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

سبزمراد

(احتمالی) از «سبز» و «مراد». معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته

پسرانه عربی

سبقت الله

(احتمالی) پیشی گرفتن به سوی خدا

پسرانه عربی

سبوح

صیغه‌ی مبالغه از ریشه‌ی «تسبیح» به معنای بسیار پاک و منزه از هر عیب

پسرانه عربی

ستار

پوشاننده (عیب‌ها)؛ از نام‌های خدا؛ نام ستارخان، سردار مشروطه

پسرانه عربی

ستار خان

(احتمالی) ترکیبی از «ستار» و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه عربی

ستاربردی

(احتمالی) از «ستار» و «بردی»

پسرانه عربی، ترکی

سجاد

بسیار سجده کننده، صفت تفضیلی از ریشه‌ی سجده [لقب امام چهارم]

پسرانه عربی

سجاد محمد

(احتمالی) ترکیبی از «سجاد» و «محمد» (ستوده). معنی «سجاد»: عربی

پسرانه عربی

سجادعلی

(احتمالی) از «سجاد» و «علی». معنی «سجاد»: عربی

پسرانه عربی

سجاده

«سجّادة» از ریشه‌ی «س ج د» (سجده کردن)

پسرانه عربی

سجایا

(احتمالی) سرشت‌ها، خوی‌ها

پسرانه عربی

اسم دختر عربی (۱۹۹۵ اسم)