رفتن به محتوا
نوزاد

۴۷۷۷ اسم

معنی اسم پسر عربی، صفحه‌ی ۲۳

صفحه‌ی ۲۳ از ۸۰؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

دادمراد

ترکیبی از «داد» و «مراد». معنی «داد»: قانون

پسرانه عربی

دادمولا

(احتمالی) از «داد» و «مولا»

پسرانه عربی

داودرضا

(احتمالی) از «داود» و «رضا». معنی «داود»: عبری

پسرانه عبری، عربی

داودعلی

از «داود» و «علی». معنی «داود»: عبری

پسرانه عبری، عربی

داودمراد

(احتمالی) از «داود» و «مراد». معنی «داود»: عبری

پسرانه عبری، عربی

داور علی

(احتمالی) ترکیبی از «داور» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «داور»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

داوود علی

(احتمالی) ترکیبی از «داوود» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «داوود»: عبری

پسرانه عبری، عربی

داوودرضا

از نام های مرکب ←، داوود و رضا

پسرانه عبری، عربی

داوودمراد

ترکیبی از «داوود» و «مراد». معنی «داوود»: عبری

پسرانه عبری، عربی

دخیل

(احتمالی) پناه‌جو، پناه‌برنده

پسرانه عربی

دخیل الله

(احتمالی) ترکیبی از «دخیل» و «الله» (خدا). معنی «دخیل»: عربی

پسرانه عربی

دخیل عباس

(احتمالی) ترکیبی از «دخیل» و «عباس» (شیر بیشه). معنی «دخیل»: عربی

پسرانه عربی

دخیلاله

(احتمالی) پناهنده خدا

پسرانه عربی

دراس

کسی که زیاد درس می‌خواند، از ریشه‌ی درس

پسرانه عربی

دردی محمد

(احتمالی) ترکیبی از «دردی» (ایستاد و ماند

پسرانه عربی

دردی مراد

(احتمالی) ترکیبی از «دردی» (ایستاد و ماند

پسرانه عربی

درمحمد

(احتمالی) ترکیبی از «در» (مروارید) و «محمد». معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

درملک

مروارید پادشاهی

پسرانه فارسی، عربی

درویش عباس

(احتمالی) ترکیبی از «درویش» و «عباس» (شیر بیشه). معنی «درویش»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

درویش محمد

(احتمالی) ترکیبی از «درویش» و «محمد» (ستوده). معنی «درویش»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

درویشعلی

(احتمالی) از «درویش» و «علی». معنی «درویش»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

دست علی

(احتمالی) از «دست» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

دستگیرعلی

(احتمالی) از «دستگیر» (یاری‌گر) و «علی». معنی «دستگیر»: کسی که دست دیگران را بگیرد

پسرانه عربی

دعبل

نام دعبل بن علی خزاعی

پسرانه عربی

دکتر اکبر

(احتمالی) ترکیبی از «دکتر» و «اکبر» (بزرگ‌تر). معنی «دکتر»: کسی که بالاترین مراحل علمی را طی کرده و در رشته‌ای به درجة اجتهاد رسیده باشد. معنی «اکبر»: عربی؛ بزرگ‌تر؛ نام علی‌اکبر، پسر بزرگ امام حسین؛ «الله‌اکبر» یعنی خدا بزرگ‌تر است

پسرانه عربی

دلاور شریف

ترکیبی از «دلاور» و «شریف». معنی «دلاور»: فارسی؛ دلاور. معنی «شریف»: عربی؛ بزرگوار

پسرانه فارسی، عربی

دلبراحمد

(احتمالی) از «دلبر» و «احمد». معنی «دلبر»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

دلمراد

ترکیبی از «دل» و «مراد». معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته

پسرانه عربی

دوستمراد

ترکیبی از «دوست» و «مراد». معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته

پسرانه عربی

دولت حسین

(احتمالی) ترکیبی از «دولت» (بخت و دولت) و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «دولت»: عربی

پسرانه عربی

دولت صحت

(احتمالی) ترکیبی از «دولت» (بخت و دولت) و «صحت». معنی «دولت»: عربی؛ بخت و دولت. معنی «صحت»: صحة

پسرانه عربی

دولت گلدی

(احتمالی) ترکیبی از «دولت» (بخت و دولت) و «گلدی» (آمد، در ترکی). معنی «دولت»: عربی؛ بخت و دولت

پسرانه عربی

دولت محمد

(احتمالی) ترکیبی از «دولت» (بخت و دولت) و «محمد» (ستوده). معنی «دولت»: عربی

پسرانه عربی

دولت مراد

(احتمالی) ترکیبی از «دولت» (بخت و دولت) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «دولت»: عربی

پسرانه عربی

دها

زیرکی، هوشمندی

پسرانه عربی

دیاب

(احتمالی) صورت گویشی «ذئاب» به معنی گرگ‌ها

پسرانه عربی

دیار

، سرزمین، کشور، موطن، زادگاه

پسرانه عربی

دیار علی

(احتمالی) ترکیبی از «دیار» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «دیار»: (عربی) (جمِع دار)

پسرانه عربی

دیدارعلی

(احتمالی) از «دیدار» و «علی». معنی «دیدار»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

دین محمد

ترکیبی از «دین» و «محمد». معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

دینعلی

(احتمالی) از «دین» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

دیوانعلی

(احتمالی) از «دیوان» و «علی». معنی «دیوان»: جمع دیو

پسرانه عربی

ذاکر

آنکه خدا را ستایش می‌کند، آن که ذکر خدا می‌گوید؛ یاد کننده‌ی خدا؛ یاد کننده

پسرانه عربی

ذاکری

(احتمالی) منسوب به ذاکر

پسرانه عربی

ذاکرین

(احتمالی) یادکنندگان

پسرانه عربی

ذبیح

ذبح شده، مذبوح

پسرانه عربی

ذبیح‌الله

«قربانی خدا»؛ لقب اسماعیل پیامبر

پسرانه عربی

ذریه

فرزندان، فرزند، نسل

پسرانه عربی

ذکا

«ذکاء» از ریشه‌ی «ذ ک و» به معنی تیزهوشی و فراست است. با ضمه‌ی ذال (ذُکاء) در عربی از نام‌های خورشید نیز شمرده شده است

پسرانه عربی

ذکرالله

(احتمالی) یاد خدا

پسرانه عربی

ذکرعلی

(احتمالی) از «ذکر» (یاد) و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

ذکری

یاد، یادگار، یادبود، خاطره

پسرانه عربی

ذکی

باهوش، از ریشه‌ی ذکی (ذکاوت)

پسرانه عربی

ذکی اله

ترکیبی از «ذکی» و «الله». معنی «ذکی»: عربی

پسرانه عربی

ذوالفضل

دارای فضل و بخشش

پسرانه عربی

ذوالفقار

صاحب برجستگی، دندانه‌دار، از ریشه‌ی فقره [اسم شمشیر حضرت علی]

پسرانه عربی

اسم دختر عربی (۱۹۹۵ اسم)